جلسه چهاردهم از دوره پانزدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی صادق قم با استادی راهنمای محترم مسافر روح اله و نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر امین با دستورجلسه " وادی ششم و تاثیر آن روی من"سهشنبه. ۲۷ مرداد ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز بکار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
بنام قدرت مطلق الله
سلام دوستان روح اله هستم مسافر
ابتدا خداوند را شاکر و سپاسگزارم که یک بار دیگر به من اجازه داد در کنگره شصت باشم و بتوانم آموزش بگیرم.
پیشاپیش تبریک میگویم هفته دیدهبان را به جناب مهندس و تمام دیدهبانهای عزیز و امیدوارم که هفته پیش رو یک جشن خوب با کمک همه و ایجنت محترم، گروه مرزبانی داشته باشیم.
اما در مورد دستور جلسه، دستور جلسه امروز ما دو بخش است؛ یک بخش در مورد جلسه هفتگی که وادی ششم هست که میگوید حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم و بخش دوم جشن اولین سال سفر مهدی عزیز .
اما در مورد دستور جلسه که میگوید حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم.
من باید اول بدانم که عقل چیست ،تعریفی که آقای مهندس از عقل دارند که از اعقال میآید و آن چیزی که به بینی شتر میبندند و شتر را با آن هدایت میکنند و از آن گرفته شده و به قولی جسم انسان به عنوان پیغمبر درون یا فرمانده از آن یاد شده.
مصرفکنندهها میگویند انسانهایی که مواد مخدر، مصرف میکنند عقل ندارند در صورتی که این طور نیست.
سیگار و اضافه وزن باعث میشود که یک پرده یا پوشش یا حجابی روی عقل انسان کشیده بشود و انسان نتواند از آن عقل به درستی استفاده کند .
به نظر من همان طور که میگویند عقل سالم در جسم سالم است، من اگر بخواهم عقلم سالم بشود و به قول معروف از عقل به عنوان فرمانده استفاده کنم اول باید جسمم را سالم کنم.
من مصرفکننده، شبها و موقعی که پای بساط بودم خیلی برای خودم رویاپردازی میکردم که این کار را میکنم اما فردا که میشد هیچ اتفاقی نمیافتاد به خاطر اینکه آن فرمانده ما در دست مواد یا نفس اماره بود.
نفس اماره میگفت کجا بشینیم و با کی مصرف کنیم.
اگر میخواهیم از این عقل برخوردار باشیم به مرور زمان باید گفتههای کنگره و راهنماها را انجام دهیم.
پلهها را درست بروم، سی دی را بنویسم تا یواشیواش جسمم را سالم کنم و بتوانم از عقلم استفاده کنم.
امیدوارم که هفته پیش رو هفته خوبی داشته باشیم و بتوانیم از دیدهبانهای محترم تشکر و قدردانی کنیم. متشکرم که صحبتهایم گوش فرا دادید.
قسمت دوم دستور جلسه: تولد اولین سال رهایی مسافر مهدی
پیام تولد مسافر مهدی:
«آنچه بهدرستی ساخته شود، پس از تخریب، در هر دو حیات طی طریق میکند؛ بهخصوص که در حیات مادی از خویش اثر میگذارید.»
.jpg)
اعلام سفر مسافر مهدی
سلام دوستان، مهدی هستم، یک مسافر.
آخرین آنتیX: شیره و تریاک
روش درمان: DST
داروی درمان: شربت OT
مدت سفر اول: ۱۰ ماه و ۱۳ روز
ورزش در کنگره: والیبال
مدت رهایی: ۲۱ ماه
راهنما: راهنمای محترم، آقا روحالله
سیگار: مصرف سیگار نداشتم.
آرزوی مسافر مهدی:
آرزو میکنم همسفرم نیز به کنگره متصل شود.
خلاصه سخنان مسافر مهدی
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز این فرصت را پیدا کردم تا این جایگاه را تجربه کنم و در جمع شما دوستان عزیز حضور داشته باشم. برای من رسیدن به این روز و تجربه این جایگاه، نتیجه تلاش و حرکتی بود که طی این مدت انجام دادم و همیشه آرزو داشتم بتوانم روزی در چنین جایگاهی قرار بگیرم.
در ابتدا لازم میدانم از حضار محترم، مهمانان عزیز، همسفران گرامی و تمام مسافرانی که در این مسیر به من کمک کردند، صمیمانه تشکر و قدردانی کنم.
از راهنمای محترمم، آقا روحالله، تشکر ویژهای دارم. ایشان در دوران سخت و تاریکیهای زندگی، دست مرا گرفتند، راهنماییام کردند و با صبر و محبت، مسیر درمان را به من نشان دادند. اگر امروز در جایگاه رهایی قرار دارم، بخش بزرگی از آن را مدیون آموزشها و زحمات ایشان هستم.
از آقا مجتبی عزیز نیز تشکر میکنم. زمانی که وارد کنگره شدم، ارتباط خوبی با ایشان پیدا کردم و در برنامههای مختلف، بهخصوص فعالیتهای مربوط به آشپزی در ماه مبارک رمضان، آموزشهای بسیار خوبی از ایشان گرفتم. من حتی توانایی تهیه یک صبحانه ساده برای خودم را نداشتم، اما امروز به لطف آموزشهایی که در کنگره دریافت کردم، میتوانم برای تعداد زیادی از افراد غذا تهیه کنم. این برای من فقط یادگیری آشپزی نبود؛ بلکه یادگیری مسئولیتپذیری، خدمت و مشارکت بود.
از آقا علیرضا نیز تشکر میکنم که در مسیر حرکت من زحمات زیادی کشیدند و آموزشهای ارزشمندی به من دادند. شاید در آن زمان به دلیل جدیت و سختگیری ایشان از ایشان میترسیدم، اما امروز متوجه میشوم که بسیاری از آن سختگیریها برای آموزش و رشد من بوده است.
از مرزبانان محترم و همچنین مرزبانان دورههای گذشته نیز تشکر و قدردانی میکنم. بهخصوص از آقا هاشم عزیز که همیشه با محبت و صمیمیت در کنار بچهها بودند و هستند. آشنایی من با ایشان و سایر خدمتگزاران کنگره، تأثیر زیادی در مسیر حرکتم داشت.
روزی را به یاد میآورم که شرایط زندگیام بسیار سخت شده بود. سالهای زیادی درگیر مصرف مواد بودم و دیگر واقعاً خسته شده بودم. شرایط مصرف به جایی رسیده بود که مواد مخدر تقریباً تمام زندگی مرا تحت تأثیر قرار داده بود و حتی خانوادهام نیز از این وضعیت رنج میبردند.
گاهی اوقات همسفرم را میدیدم که از شرایط موجود ناراحت و خسته است، اما من توان رهایی از این وضعیت را در خودم نمیدیدم. به قول مهندس، در آن شرایط مانند یک بمب مخرب بودم و اختیار بسیاری از امور زندگی از دستم خارج شده بود.
امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم، رسیدن به این جایگاه را چیزی شبیه معجزه میدانم. شاید برای کسی که تجربه اعتیاد نداشته، درک این موضوع سخت باشد، اما برای فردی که سالها درگیر مصرف بوده و راههای مختلف را امتحان کرده، رسیدن به درمان و رهایی واقعاً اتفاق بزرگی است.
من راههای مختلفی را برای ترک امتحان کردم و حتی به مکانها و روشهای مختلفی مراجعه کردم، اما نهتنها نتیجهای نگرفتم، بلکه در بسیاری از مواقع شرایط روحی و جسمیام بدتر شد. تا اینکه با کنگره شصت آشنا شدم و مسیر درمان DST را آغاز کردم.
امروز خدا را شکر میکنم که در جمع شما هستم و توانستم این مسیر را طی کنم. به اعتقاد من، ما باید به جایگاه مسافری خود افتخار کنیم؛ زیرا مسافر شدن و حرکت در مسیر درمان، آغاز یک زندگی جدید است.
از جناب مهندس، استاد امین، خانم شانی و تمام عزیزانی که در شکلگیری و گسترش این مسیر زحمت کشیدهاند، صمیمانه تشکر میکنم. اینکه این مسیر در ماه مبارک رمضان به من معرفی شد، برای من بسیار ارزشمند بود و اعتقاد دارم ماه رمضان میتواند فرصت بسیار مناسبی برای شروع این حرکت باشد.
امیدوارم بتوانم در ادامه مسیر، خدمتگزار خوبی باشم و آنچه را که در کنگره آموختهام، به دیگران منتقل کنم. امیدوارم بتوانم آموزشها، بخشندگی، محبت و خدمت را در زندگی خود به کار بگیرم و اگر کسی نیازمند کمک بود، بتوانم دست او را بگیرم.
.jpg)
.jpg)
تهیه و تنظیم: گروه سایت نمایندگی صادق قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
95