بنام قدرت مطلق الله
جلسه دهم از دوره سوم لژیون سردار نمایندگی دزفول با استادی دنورمهرداد نگهبانی دنور یونس و دبیری دنور روح الدین و خزانه داری مسافر احسان در روز یکشنبه ۱۴۰۵/۵/۲۵ راس ساعت ۱۵:۴۵آغاز بکار نمود
سلام دوستان مهرداد هستم یک مسافر
.jpg)
درست است که ما در نمایندگی لژیونهای مختلفی داریم اما در لژیون سردار همه یکی هستیم یعنی هم لژیونی هستیم. این وظیفه ما است که طوری رفتار کنیم و طوری عمل کنیم که جذب لژیون بالا برود و تعداد افراد در لژیون سردار بیشتر شود. یکی از راههای آن این است که ماها باید از قلبمان صحبت کنیم تا حرفا و گفتارمان جذب داشته باشد.
در وادی ششم من یک نکته فهمیدم که صحبتی که در این وادی است یک بخش آن عقل است و بخش دیگر آن نیروی مخالف عقل یعنی همیشه یک نبرد درونی در وجود انسان هست. یکی پیشنهاد میکند برای شر و دیگری پیشنهاد میکند برای خیر یکی برای خوبیها و یکی برای بدیها یکی برای ارزشها و دیگری برای ضد ارزشها و این جنگ همیشه از کوچکترین مسائل تا بزرگترین مسائل وجود دارد. مدتی است که دارم به این موضوع فکر میکنم که انسان هر کاری که بخواهد انجام دهد باید یک پرسش چرایی برای خودش داشته باشد من برای چی به کنگره میایم من به لژیون سردار میآیم که چه بشود مشارکت میکنم سی دی مینویسم که چه بشود این پرسش را در یک جا نفس اماره میپرسد و در یک جا عقل یا نفس مطمئنه اگر انسان جواب نفس اماره را با آموزشهای کنگره نتواند بدهد تا یک جایی با زور ممکن است انجام بدهد اما از یک جایی به بعد دیگر نمیتواند و انجام نمیدهد اگر جواب منطقی داشت برای خودش هر مشکلی هم که پیش بیاید کارش را ادامه میدهد فردی هم که تعهد مالی میدهد اگر بداند برای چه این کار را انجام میدهد هر مشکلی که برایش پیش بیاید و تحت هر شرایطی تعهدش را به انجام میرساند و چون میداند به او کمک هم میشود اما آقای مهندس میگویند زمانی انسان میتواند تصمیم درست را بگیرد و جواب درست بدهد که از نوشتارها و گفتارها یک قدم جلوتر باشد مثلاً اگر الان از من بپرسند راجع به مواد مخدر با اطلاعاتی که من دارم میگویم که به این دلیل و به این دلیل کشیدن مواد مخدر اشتباه است چون آموزش دیدم و میدانم حالا باید با خود بگوییم که به لژیون سردار میآییم که چه بشود چرا میبخشیم من در ابتدا جواب خوبی برای این سوال نداشتم شنیده بودم که اگر انسان ببخشد خداوند به او بیشتر میدهد اما من ابتدا ورودم به لژیون سردار به خاطر این بود که یک سری افراد که از من پیشکسوتتر بودند و حرفشان را قبول داشتم و به حرفشان احترام میگذاشتم راستی و درستی حرف آنها در مسائل دیگر به من اثبات شده بود مانند آقای مهندس دیدبانان و راهنمایان من با اعتماد به این افراد و حرفشان وارد لژیون سردار شدم ما بعد از آن فهمیدم که اگر فردی بیاید و بدون توقع ببخشد و بر حسب اینکه چقدر برایش کار انجام دادهاند و باید حداقل سهمی از آنچه را که دریافت کرده است در این مسیر ببخشد و به فکر دیگران هم باشد بداند که خداوند بخشی از مال دیگران را در مال او قرار داده است که انسان باید از پولش از کارش و از وقتش ببخشد از خانوادهات یا به قول آقای مهندس خواص در این راه از جانشان هم میگذرند و این ذره ذره اتفاق میافتد در وادی ۱۴ میگوید که کسی که عاقل باشد عاشق میشود یعنی کسی که خمرش خوب کار کند عقلش خوب کار کند می آید و بخشش را انجام میدهد چون عاشق انسانها است من بعد از چندین سال فهمیدم که انسان اگر در کنگره بماند و درست خدمت کند اگر چیزی را که بخواهد به دست آورد واقعا به دست میآورد نیروهای محافظ وجود دارند از انسان محافظت میکنند از خانوادهاش و جایی که میخواهد برود اگر کسی بفهمد که هر چه را که میخواهد به دست بیاورد باید قبلاً کاشته باشد و همان را برمیدارد به نظر خود من یکی از بهترین جاها برای کاشت همین لژیون سردار است
خیلی ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید متشکرم.

- تعداد بازدید از این مطلب :
120