English Version
This Site Is Available In English

وادی ششم اجرای فرمان عقل در جایگاه فرمانده‌

وادی ششم اجرای فرمان عقل در جایگاه فرمانده‌

وادی ششم برای من فقط یک جمله نبود؛یک تلنگر بود، یک بیداری آرام و عمیق بود.

«حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم.» سال‌ها فکر می‌کردم عقل دارم، تصمیم می‌گیرم، و راه را می‌شناسم؛ اما در عمل، بارها دیدم که خواسته‌های لحظه‌ای، ترس‌ها، خشم‌ها و عادت‌های قدیمی، فرمانده واقعی زندگی من شده بودند. وادی ششم به من فهماند که دانستن کافی نیست؛ باید فرمان عقل را اجرا کرد.

برای من، این وادی یعنی؛ این‌که بین فهمیدن و عمل کردن فاصله‌ای است که فقط با نظم، تسلیم، و آموزش پر می‌شود. یعنی؛ هر بار عقل چیزی را درست می‌گوید؛ اما من از روی حس، لجبازی یا عجله خلاف آن را عمل می‌کنم و دوباره از مسیر دور می‌شوم. در کنگره۶۰ یاد گرفتم که عقل، وقتی فرمانده باشد، انسان آرام‌تر، دقیق‌تر و مسئول‌تر می‌شود. وادی ششم به من آموخت که هر فکری ارزش اجرا ندارد؛ هر احساسی حقیقت نیست؛ و هر خواسته‌ای، راه درست من نیست.

تأثیر این وادی روی من این بود که به جای شتاب‌زدگی، توقف و بررسی را تمرین کنم، به جای واکنش، اندیشه کنم، به جای پیروی از نفس، از عقل دستور بگیرم. امروز بهتر می‌فهمم که اگر می‌خواهم تغییر واقعی داشته باشم، باید فرمانده درون خود را درست انتخاب کنم. وادی ششم به من یاد داد که آزادی واقعی، در رها بودن از هوس‌ها نیست؛ در اطاعت آگاهانه از عقل است. برای من، این وادی یعنی؛ اگر عقل گفت صبر کن، صبر کنم، اگر گفت حرکت کن، حرکت کنم، اگر گفت نه، با تمام میلِ نفس هم که شده، نه بگویم و این شاید یکی از بزرگ‌ترین درس‌های من در کنگره۶۰ باشد.

این‌که رهایی، از اجرای فرمان عقل آغاز می‌شود. در مسیر یادگیری و طی کردن وادی‌های کنگره۶۰، مواجهه با وادی ششم برای من نقطه‌ عطفی در درک مفهوم مسئولیت‌پذیری در عمل بود. شعار این وادی که بر اجرای کامل حکم عقل در قالب فرمانده تأکید دارد، من را با واقعیت دانستن و انجام ندادن روبرو کرد که پیش‌تر از آن غافل بودم. پیش از آشنایی با این آموزش، من اغلب در تله‌ دانستن بدون عمل گرفتار بودم. می‌دانستم چه مسیر درستی است، اما در لحظات بحرانی، فرمانده‌ میدان زندگی من، نه عقل، بلکه هیجانات زودگذر، ترس‌ها و عادت‌های قدیمی بودند.

 وادی ششم به من آموخت که عقل تنها زمانی می‌تواند نقش هدایتگر خود را ایفا کند که ما، با اراده‌ای آگاهانه، آن را در جایگاه فرمانده‌ مطلق قرار دهیم. دریافتم که داشتن دانش درست، به تنهایی ضامن سلامت نیست؛ بلکه کیفیت زندگی من در گرو میزان مطابقت رفتارهایم با حکم عقل است. با درک این مفهوم که عقل باید فرمانده باشد، یاد گرفتم در مواجهه با محرک‌ها، به جای واکنش آنی و احساسی، مکث کرده و از خود بپرسم: حکم عقل در این موقعیت چیست؟ و سپس آن را اجرا کنم.

 وادی ششم به من کمک کرد تا از پراکنده‌گویی و تصمیمات لحظه‌ای پرهیز کنم و به جای دنبال کردنِ خواسته‌های نفسانی، بر اساس استراتژی‌های منطقی و آموزشی که در کنگره آموخته‌ام، گام بردارم. در نهایت، تجربه وادی ششم برای من به معنای پذیرش یک نظم جدید درونی است. این وادی به من فهماند که رهایی واقعی در گرو رها شدن از سلطه‌ هیجانات و سپردن سکان زندگی به فرمانده‌ای است که با دانایی، سکون و تجربه، مسیر را روشن می‌کند. من در این مسیر، به دنبال تبدیل شدن به فردی هستم که نه تنها شنونده‌ی صدای عقل است، بلکه در سخت‌ترین لحظات، اجراکننده وفادار آن است.

منبع: سایت کنگره۶۰
نویسنده: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بردسکن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .