استاد: خوشحال از اینکه یاران خود را دوباره پیدا نمودهاید و آن گرفتاری که من را فراگرفته بود پیدا نمودید. اندوه، انسان را مانند سنگ بزرگ در ژرفهای اقیانوس دفن مینماید. ابتدای شروع کنگره افراد زیادی نبودند، کسانی آمدند بعد از مدتی از گردونه خارج شدند؛ زیرا در آن زمان روش DST کاملاً جا نیفتاده بود. الآن هم همینطور است، اگر زمانی یک مرکز یا لژیون بخواهد کار کنند حداقل یکسال طول میکشد تا شاگردان به نتيجه برسند. هميشه کسانی از ابتدا هستند تا کارها به نتیجه برسند؛ زیرا انسان نمیتواند به تنهایی همه کارها را انجام بدهد. زمانی که انسان تصمیم به انجام کاری میگیرد باید اول خیلی حساب شده حرکت کند، با دیگران ارتباط برقرار کند، از سایر انسانها سبقت بگیرد، وقتی تمام این کارها را انجام داد آن موقع است که تبديل به یک مدیر و مدبر میشود.
تکامل در جمع صورت میگیرد، ما نیروی جمع را نمیتوانیم ناديده بگیریم و بگوییم به هیچ کس نیاز نداریم، در همه زمینهها به همه نیاز داریم؛ مثلاً خوراک و پوشاک. نکته بعدی اینکه خطر همیشه در کمین است و خطر يک چیزِ واقعی است که در هر زمانی ممکن است اتفاق بیفتد. اما وحشت واقعی نیست؛ بلکه حاصل تفکرات و اندیشه ما است؛ همان جمله معروف که میگوید: لحظه دشواری، دشوار نيست یادآوری آن دشوار است؛ مثلاً فردی متوجه میشود که سرطان دارد و يکسال بیشتر زنده نیست، آن لحظه که این را میشنود دشوار نیست؛ ولی از الآن تا يکسال آينده تجسم از سرطان و مرگ در نظرش میآید و این یک توهم است که میتواند وحشت بهوجود بياورد یا بهوجود نياورد، این وحشت ساختار فکری ما است. پس وحشت مثل سنگ بزرگ انسان را دفن میکند و همیشه اتفاق میافتد؛ مثال دیگر اینکه ما عزیزی را از دست میدهیم این بستگی به ما دارد که چگونه به این موضوع نگاه کنیم، این قضيه میتواند ما را پیر و فرتوت کند یا اصلاً اینطوری نباشد، پس تفکرات و اندیشه ما، باعث بهوجود آمدن اندوه هستند.
آقای مهندس در این سیدی داستان زندان رفتن خودشان را بیان کردند که هدفشان این بود که انسان باید به یک نقطهای برسد که چارهای جزء تسلیم شدن ندارد و باید در مقابل ناملایمات بگوییم: هر چه خواست خداوند است، من تلاشم را میکنم بقیه چیزها را به خداوند میسپارم. غم بزرگ میتواند انسان را به بالاترین درجه یا پایینترین نقطه الهی سوق دهد و میتوانیم هم نتيجه مثبت بگيريم و هم نتيجه منفی. یک قاضی آگاه و دانا میداند که چه موقع باید فرمان بدهد و گاهی اوقات فرمان نمیدهد و واگذار به خداوند میکند. آقای مهندس در مورد فرمانروایان زمان میگویند: فرمانروایان زمان کسانی نیستد که از بین میبرند؛ بلکه آنانی هستند که میسازند، اگر چه اندک باشند. انسانها بهطور کلی به دو دسته تقسیم میشوند: ۱_ کسانی که فرمانروایان زمان هستند؛ میسازند، تولید و آبادانی میکنند (نیروهای الهی و روشنایی) ۲_ کسانی که نابودکنندگان زمان هستند (نیروهای تخریبی، بازدارنده و نیروهای تاریکی.)
فرمانروایان زمان میتواند در چند جهت باشند ۱_ فرمانروای ساده یا بسیط: فرمانروایی است که شخص بر خودش دارد، همان رسیدن به فرمان عقل که میتوانیم شهر وجودی خودمان را اداره کنیم و بر نفس خود فرمانروایی کنیم. ۲_ فرمانروایی مرکب: ممکن است فرمانروای یک خانواده، شهر، کارخانه یا کشور باشد؛ مثلاً راهنما، فرمانروای یک لژیون است و فرمانروایی را در مورد لژیون دارد؛ چگونه و چه مقدار دارو مصرف کنند، چه زمان پله کم کنند، آموزش دادن وادیها و جهان بینی، مرتب حضور داشتن، نظم و رعایت کردن حرمتها و قوانین است. راهنما نمیتواند در مورد موضوعات خانوادگی یا شغلی دخالت کند؛ اگر این کار را انجام بدهد مرتکب خطا میشود. فرمانروایی باید یک موضوعی داشته باشد تا از آن سوءاستفاده نشود.٣_ نیروهای وسط که خنثی هستند؛ اصلاً متوجه داستان نیستند و فقط میخواهند اموراتشان بگذرد. بنابراین میتوان گفت: دامنه فرمانروایی از خود شروع میشود تا به مرحله بالاتر؛ یعنی فرمانروایی کل هستی میرسد.
نکته بسیار جالب و آموزنده سیدی برای من این بود که همسفرِ شما، صبرِ شما میباشد و این مسیر آسان نیست. زمانی که با مشکلاتی مواجه میشویم بدانیم که این مشکلات برای ساخته شدن هستند، وقتی زمین خوردیم خودمان باید بلند شویم. برداشت من از این سیدی این بود که من باید فرمانروای زمان خودم باشم؛ در هر زمینهای صبر داشته باشم، سعی کنم انسان سازندهای باشم، در جهت نیروهای الهی حرکت کنم، نابودگر نباشم، فرماندهی عقل و نفس را به عهده بگیرم. زمانی در صراط مستقیم باشیم خداوند به ما نیرو و توان میدهد؛ این وعده خداوند است، دروغ نیست و اگر قدری دیر شد باید صبری شایسته داشته باشیم. از کفر تا ايمان یک مو فاصله است. خارج شدن از مسیر خیلی ساده است و با یک حرکت کوچک میتوان از یک نیروی الهی و سازنده به یک نیروی ویرانگر تبدیل شویم و اینگونه نیست که اگر انسانی در مرحله بالای معنويات قرار داشته باشد از لغزش در امان است؛ همینطور اگر مسافری رها شود و علم جهانبینی را فرا نگیرد، امکان برگشت وجود دارد. در پایان سختیها و مشکلات انسان را سختتر و استوارتر میکنند تا سپيده دَمِ دیگری آغاز شود و از تاریکی خارج شویم.
منبع: سیدی «فرمانروایان زمان»
نویسنده: راهنما همسفر زهرا (ع)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
70