English Version
This Site Is Available In English

اگر عقل را به کار ببرم از مسیر خارج نخواهم شد

اگر عقل را به کار ببرم از مسیر خارج نخواهم شد

جلسه چهاردهم از دوره شصت‌و‌ششم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شادآباد به استادی همسفر فرشته، نگهبانی همسفر افسر و دبیری همسفر لیلا با دستور جلسه "وادی ششم (حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم؛) و تأثیر آن روی من." روز سه‌شنبه ۲۷ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه امروز در مورد این است که حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم؛ من وقتی به این دستور جلسه نگاه کردم، خواستم در موردش کمی تحقیق کنم؛ چیزی که برایم جالب بود این بود که اصلاً عقل به چه معنا است؟ جنسش از چیست؟ آیا عقل از روح بزرگ‌تر است یا روح از عقل؟ جایگاهش کجا است و کارکردش چیست؟ گاهی اوقات ما یکسری از کلمات را این‌قدر بر اثر تکرار روزمرگی می‌گوییم که از عمق کارکرد آن اصلاً خبر نداریم؛ نمی‌دانیم آن کلمه، ریشه و کارکردش چیست؟

فقط از روی عادت تکرارش می‌کنیم و این تکرار کردن ما را از نقطه‌ اصلی که باید روی آن تمرکز کنیم دور می‌کند. خود کلمه‌ عقل همان‌طور که آقای مهندس می‌فرمایند از کلمه‌ عقال می‌آید. عقال، طنابی است که از دماغ شتر رد می‌شود برای این‌که صاحب شتر یا شخصی که سوار شتر است به راحتی بتواند آن راهدایت کند؛ وقتی طناب را به سمت چپ می‌کشد شتر به سمت چپ می‌رود، وقتی سمت راست می‌کشد شتر به سمت راست می‌رود؛ این کار باعث می‌شود شتر از مسیر اصلی که باید برود دور نشود.

کلمه‌ عقل نیز از واژه عقال گرفته شده؛ کلمه‌ای است که اگر من شخصاً آن را به‌کار ببرم از مسیر خارج نخواهم شد و در مسیر زندگی درست، سر مسیری که باید بروم، می‌روم. خود من اول فکر می‌کردم که مثلاً یک خانم عاقل، خانمی است که بتواند یک کارخانه را بچرخاند یا بتواند یک شرکت را اداره کند؛ خیلی فکر می‌کردم که اگر بخواهم عاقلانه صحبت کنم، باید جایگاه بالاتری داشته باشم.

زمانی‌که وارد کنگره‌۶۰ شدم، اولین چیزی که از راهنمایم خواستم به ایشان گفتم که خواهش می‌کنم به من نظم را یاد بدهید؛ من همه چیز را بلدم اما آشفته و به‌ هم‌ ریخته؛ و این به‌ هم‌ ریختگی و آشفتگی ثمره‌ای برای من ندارد؛ به من کمک کن که نظم را یاد بگیرم، به من کمک کن عقل داشته باشم و عقل در زندگی‌ام حکم‌فرما بشود؛ ایشان نیز لطف کردند، خیلی تلاش کردند و توانستند این مقوله را به من یاد بدهند و من تا حدودی توانستم فرا بگیرم.

به فرموده آقای مهندس: وقتی‌که آمدم، این‌جا نشستم، فهمیدم اگر بخواهم زندگی‌ام را عاقلانه پیش ببرم و عقل فرمانده‌ زندگی‌ام شود، من باید چه کار بکنم؟ آیا واقعاً باید، بروم و رئیس یک شرکت یا کارخانه شوم؟ بعد دیدم نه، اصلاً نیازی نیست رئیس کارخانه بشوم؛ زمانی‌که من عاقلانه رفتار کنم، رأس ساعت آشغال‌های خانه را بیرون بگذارم، بتوانم رأس ساعت بخوابم، به موقع بتوانم غذا را برای اعضای خانواده آماده کنم و به موقع بتوانم زندگی‌ام را سر تایم بچرخانم، آن موقع است که عقل را آوردم، در زندگی‌ام فرمانده کردم و به کار بردم.

اهدای تقدیرنامه به اعضای لژیون سردار

برگزاری انتخابات مرزبانی

مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر قاسم
تایپیست: همسفر فاطیما رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون بیست‌و‌ششم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون نوزدهم)
لژیون خدمتگزار: شانزدهم
ویرایش و ثبت: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .