ما انسانها علاوه بر خواب معمولی، نوع دیگری از خواب رفتن را نیز تجربه میکنیم که میتوان آن را خواب رفتن منفی نامید، این نوع خواب رفتن اغلب ناآگاهانه است؛ یعنی ممکن است فرد تحتتأثیر فردی دیگر از بیداری و آگاهی خارج شود، به همین دلیل انسان نیاز دارد همواره اعمال و رفتار خود را مورد حسابرسی قرار دهد؛ همانطور که اگر از یک ساختمان بهدرستی نگهداری نشود بهمرور فرسوده میشود، انسان نیز برای حفظ داشتهها و ارزشهای خود باید رسیدگی لازم را انجام دهد.
یکی از دلایلی که ما برای حفظ داشتههایمان تلاش کافی نمیکنیم این است که نسبت به آنها حس نداریم، اگر نسبت به داشتههای خود حس داشتیم و از وجود آنها انرژی میگرفتیم تمام نیروی خود را فقط صرف بهدست آوردن چیزهای جدید نمیکردیم؛ بلکه در حفظ آنچه داریم نیز کوشا بودیم.
یکی از شگفتیهای زندگی انسان این است که بعضی افراد بدون مطالعه و آگاهی کافی، درباره موضوعی اظهارنظر میکنند، برای مثال کسانی که نسبت به مسئلهای در کتاب قرآن مخالفت میکنند یا آن موضوع را به طور کامل نخواندهاند یا تنها بخشهایی از آن را شنیده یا مطالعه کردهاند، در واقع چنین برخوردی میتواند باعث گمراهی خود انسان شود.
یکی از راههای صحیح خواندن و فهمیدن، توجه به معنای واقعی کلمات است، درست مانند زمانی که برای یادگیری یک علم، نیاز به تعریفهای دقیق و درست داریم، همانگونه که مهندس حسین دژاکام تعریف جدیدی از اعتیاد ارائه و معتقد بودند که باید همهچیز را شکافت و به عمق آن رسید این نگاه با استفاده از فرمولها و مثلثهایی که ایشان برای مفاهیم مختلف ترسیم میکنند، تحقق پیدا کرده است.
برای آنکه در هستی تغییری رخ دهد؛ باید مسیری طی شود و این تغییر باید با کمترین میزان انرژی ممکن اتفاق بیفتد این تغییرات از قوانینی پیروی میکنند که به آنها قوانین تغییر و تبدیل گفته میشود، این قوانین از اصل کمترین کنش تبعیت میکنند؛ یعنی کمترین میزان انرژی برای ایجاد یک تغییر.
صراط مستقیم یا مسیر درست نیز همان راهی است که در آن کمترین اتلاف انرژی و سختی وجود داشته باشد.
تنها موجودی که قانون کمترین کنش را نقض میکند انسان است، انسان گاهی سختترین مسیرها را به بدترین شکل ممکن برای ایجاد تغییر انتخاب میکند که دلیل این مسئله نیروی اختیار اوست، همانجایی که فرشتگان پس از آفرینش انسان گفتند: «آیا موجودی را میآفرینی که خرابکاری میکند و هزینههای زیادی به بار میآورد؟» منظور این است که انسان گاهی مسیرها را به بدترین شکل ممکن و با بیشترین اتلاف انرژی طی میکند؛ البته این هزینه، بخشی از مسیر رسیدن انسان به دانایی است.
برای اینکه بدانیم یک مسیر درست است یا غلط، باید خطکش داشته باشیم و با آن بسنجیم، برای نمونه در درمان اعتیاد ابتدا باید تغییر واقعی رخ دهد، سپس تبدیل اتفاق بیفتد و در نهایت این مسیر با کمترین هزینه ممکن طی شود.
به چیزی علم گفته میشود که حقیقتی را بیان کند و بر راستی و درستی دلالت داشته باشد، کشف قوانین تبدیل، تغییر و ترخیص علم محسوب میشود.
مهندس حسین دژاکام در آموزشهای کنگره، از طبیعت بهعنوان الگو استفاده میکنند در روش علمی نیز همین اصل حاکم است، اگر روشهایی که در علم و کاوش به آنها دست پیدا میکنیم از قانون کمترین کنش تبعیت کنند، میتوان گفت آن روشها علمیتر و درستتر هستند؛ اما اگر تغییری در عمل اتفاق نیفتد آن روش مردود است؛ حتی اگر ظاهر علمی داشته باشد، برای مثال اگر روشی را برای درمان فرد مصرفکننده به کار ببریم و هیچ تغییری حاصل نشود، آن روش از ابتدا باطل و غیرعلمی است و باید اصلاح شود؛ بنابراین لازم است طبیعت را الگوی خود قرار دهیم؛ زیرا طبیعت کار خود را بهدرستی انجام میدهد و قانون کمترین کنش در آن بهخوبی اجرا میشود؛ اما انسان، در برابر عمر چندصدمیلیون ساله زمین با بسیاری از عملکردها و کشفیات خود تعادل را برهم زده است؛ زیرا تغییراتی که ایجاد کرده با قانون کمترین کنش همخوانی نداشته و نیازمند اصلاح است.
هر سیستمی که از سهعامل نیروی انسانی، علم و سرمایه مالی برخوردار باشد در وضعیت مطلوبی قرار دارد، اگر من بخواهم تغییری در وجودم به وجود بیاید؛ باید نمونه همان تغییر را در بیرون نیز ایجاد کنم. من بهعنوان عضوی از کنگره، اگر در جهت هر سهعامل که اضلاع مثلث رشد و توسعه یک سیستم هستند حرکت کنم، همان تغییر در درون من نیز شکل میگیرد؛ اما اگر یکی از این سهضلع حذف شود، تغییر بهدرستی انجام نخواهد شد.
حرکت در این سهضلع؛ باید متناسب با توان هر فرد باشد و همان توان، میزان رشد او را نشان میدهد، اگر بخواهم مثلثهای من بهصورت متقارن رشد کنند؛ یعنی همانطور که کنگره رشد میکند من هم رشد کنم؛ باید بهاندازه توان خود در هر سهضلع فعالیت داشته باشم؛ یعنی بهاندازه توان مشارکت کنم، ببخشم و در جهت ترویج علوم کنگره تلاش کنم.
دانستن قوانین کنگره به حس افراد بستگی دارد، ابتدا باید در انسان حس به وجود بیاید؛ زیرا حس، اولین مرحله به کار افتادن قوه عقل است. در ابتدای ورود به کنگره، فرد هیچ حسی نسبت به آن ندارد؛ اما پس از چند هفته این حس کمکم در او شکل میگیرد، برای بهوجود آمدن حس، انسان باید دست به تجربه بزند؛ یعنی در آن موضوع مشارکت کند و آن را عملاً انجام بدهد، وقتی این کار را انجام داد آن حس را تجربه خواهد کرد.
تغییرات نامناسبی که امروز در وضعیت کره زمین و آبوهوا مشاهده میکنیم به اعمال انسان باز میگردد، واکنش انسانها به این تغییرات معمولاً این است که ابتدا میخواهند عوامل منفی را حذف کنند؛ اما کمکردن بدیها بهتنهایی راهحل نیست، ابتدا باید در انسان حس به وجود بیاید تا اقدام مؤثر شکل بگیرد، اگر انسان ابتدا به دنبال انجام کار خوب باشد؛ برای مثال درخت بکارد، آنگاه احساسی در او ایجاد میشود که اجازه تخریب را به خودش و دیگران نمیدهد؛ بنابراین، اولویت با انجام کار خوب است. اولویتبندی در زندگی بسیار مهم است، انسانها اغلب به دنبال حذف بدیها هستند، چون از آنها آزار میبینند؛ اما این حذفهای مداوم، بسیاری از اوقات به شکست منجر میشود؛ درحالیکه اگر ابتدا خوبی را ایجاد کنیم، زمینه برای کاهش بدیها نیز فراهم میشود.
ما انسانها همانطور که نسبت به یکدیگر عکسالعمل نشان میدهیم؛ باید نسبت به زمین نیز عکسالعمل نشان بدهیم، زمانی که بارش باران برای ما مهم شود، آن زمان آبوهوای زمین نیز برای ما اهمیت واقعی پیدا میکند، اگر سیری و گرسنگی دیگران برای ما مهم بشود، قحطی نیز کاهش مییابد؛ اما همه اینها زمانی اتفاق میافتد که ابتدا آن حس در ما ایجاد شده باشد.
در نهایت، مسائل زمانی درست میشوند که حس درست شود و حس نیز زمانی درست میشود که انسان انصاف را رعایت کند، انصاف از نصف میآید، یعنی هرچه برای خود میپسندی، برای دیگران هم بپسندی، اگر انسانها همین یک قانون ساده را رعایت کنند شکل بسیاری از مسائل تغییر خواهد کرد؛ زیرا همه تغییرات بزرگ از چیزهای کوچک آغاز میشود.
منبع: فایل صوتی الگو
نویسنده: همسفر حمیده رهجوی راهنما دنور همسفر وجیهه (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر آرزو نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سیرجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
67