همسفر تکتم و مسافرشان مسعود با بیش از بیست سال تخریب وارد کنگره شدند، با مصرف انواع آنتیایکسها، آخرین آنتیایکس مصرفی شیره خوراکی، مدت سفر اول یازده ماه، به راهنمایی مسافر هاشم و همسفر معصومه، ورزش مسافر در کنگره پینگپونگ، ورزش همسفر ایروبیک، اکنون هم به یاری خدا و دستان پرمهر جناب مهندس، ده ماه و ده روز آزاد و رها هستند.
لطفاً بفرمایید، وادی ششم چه تأثیری روی تصمیمها و انتخابات روزمره شما گذاشته است؟
وادی ششم دیدگاه من را نسبت به منشأ تصمیماتم تغییر داد. اکنون در هر انتخاب، ابتدا میسنجم که آیا این تصمیم از سرِ برنامهریزی عقلانی برای تکامل است یا واکنشی به خواستههای لحظهای نفس؟ این آگاهی باعث شده است تا از تصمیمات هیجانی فاصله بگیرم و به جای واکنشهای احساسی، پاسخی آگاهانه به اتفاقات زندگی بدهم.
به نظر شما طبق وادی، ششم یک همسفر با انجام چه اعمالی میتواند میزان دریافتیاش را از روزنه نور بیشتر نماید؟
دریافتی از روزنه نور، در گرو شفافیت آینه وجود است. همسفر با تمرینِ مداومِ تزکیه، راندنِ غبارِ ضدارزشها و جایگزینی آنها با ارزشهای متعالی، میتواند مانعهای بین خود و نور را بردارد. در واقع، هرچه میزان تسلیم در برابر حق و کاهش منیت بیشتر شود، ظرفیت پذیرش و دریافت نور الهی در انسان گستردهتر میگردد.
آیا تاکنون برای شما پیش آمده است که بین خواسته نفس و عقل قرار بگیرید؟ در آن شرایط چه تصمیمی گرفتهاید؟
بله؛ این نبرد دائمی در هر لحظه جاری است. در موقعیتهایی که نفس با تندی یا میل به برتریجویی من را میخواند، سعی میکنم با یادآوری جایگاه فرماندهی عقل، یک وقفه کوتاه ایجاد کنم. در چنین شرایطی، تصمیم میگیرم که به جای ارضای سریعِ میلِ نفس، لذتِ بلندمدتِ پیروزی بر نفس را انتخاب کنم، حتی اگر در لحظه سخت باشد.
از دیدگاه شما، چرا انسان گاهی در صلح زندگی میکند گاهی در جنگ؟
صلح یا جنگ در دنیای بیرون، بازتابی از وضعیت درونی انسان است. زمانی که میان عقل و نفس اتحاد برقرار شود و نفس در خدمت عقل باشد، انسان در صلح با خود و جهان است. اما زمانی که نفس اماره بخواهد جایگاه فرماندهی عقل را غصب کند، تضاد و درگیری آغاز میشود؛ لذا جنگهای بیرونی، در واقع تکرار جنگهای داخلیِ انسانهای بینظم هستند.
طبق آموزش هایی که تاکنون در کنگره۶۰، دریافت کردهاید، بفرمایید که انسان برای رسیدن به فرمان عقل، چه پارامتری از آموزشها را بایستی از مرحله نفس اماره تا نفس مطمئنه اجرایی نماید؟
انسان باید در مرحله نفس اماره، ابتدا بیدار شود تا فریب نفس را نخورد؛ سپس با جهاد در مرحله لوامه، خواستههای نفس را تعدیل کند و در نهایت، با تسلیم و رضایت در مرحله مطمئنه، اراده خود را با اراده عقل کل و حق یکی کند. این سیر صعودی، تبدیلِ نیازهای غریزی به نیازهای عقلانی است.
به نظر شما، نرسیدن به فرمان عقل چه رابطهای با بیماری ها دارد؟
نرسیدن به فرمان عقل، یعنی پذیرفتنِ آشوبِ نفس؛ و این آشوب به شکل استرس، خشم و اضطراب مزمن در روان جاری میشود. وقتی عقل فرمانده نباشد، تعادلِ روانی را بر هم میزند و این عدم تعادل، از طریق سیستم عصبی و ایمنی، به صورت بیماریهای جسمی ظاهر میگردد. در واقع، بیماری جسم، فریادِ روحِ سرگردانی است که فرماندهی عقل را گم کرده است.
در انتها ،اگر تجربه خاصی از این وادی دارید که مایلید،برای ما مطرح نمایید، بیان کنید.
عمیقترین تجربه من در این وادی، کشف این حقیقت بود که عقل یک ابزار محاسباتی نیست؛ بلکه نوری است که اگر راهش باز شود، سختترین مسائل را به سادهترین شکل حل میکند. متوجه شدم وقتی«منِ»کوچک را کنار میگذارم و اجازه میدهم عقل فرماندهی کند، زندگی به جای این که یک میدان جنگ باشد، به یک مسیر آرام برای تکامل تبدیل میشود.
طراحان سوال: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون پنجم) همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون پنجم) ) همسفر سمانه،رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون دوم)
ویرایش و مصاحبه کننده: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر سارا نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
124