چهارمین جلسه از دوره چهل و پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰نمایندگی نیمایوشیج بهشهر به استادی راهنمای محترم مسافر ابوذر،نگهبانی مسافر علی اکبر و دبیری مسافر ایرج با دستور جلسه(وادی ششم و تأثیر آن روی من)در روز یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان ابوذر هستم یک مسافر. شاکر خداوند و سپاسگزار آقای مهندس هستم که این بستر را فراهم نمودند تا ما به درمان برسیم . امیدوارم که حال همه شما خوب باشد. خب در رابطه با دستور جلسه که وادی ششم و تأثیر آن روی من،به خوبی همه ما ارزش این وادی ها را می دانیم.درمان اعتیاد به این صورت است که صور آشکار و پنهان دارد،ما وقتی از عقل صحبت می کنیم به نوعی صور پنهان است،ما نمیدانیم که که در کجا قرار دارد! در واقع از عملکرد ما متوجه می شوند آیا این شخص عاقل است یا نا آگاه چون نمیدانیم .
ما در مسیر دانایی در حال حرکتیم و مسافر تلقی می شویم. نمونه ی بارز عملکرد ما در این مورد همان زمان کودکی ماست،به ما می گفتند مگر عقل نداری فلان کار را کردی؟ این عملکرد ماست که منجر به این می شود تا این واکنش را در قبال ما داشته باشند. ما با عقل در صور پنهان سر و کار داریم و آغاز و پایان مشخصی ندارد و هر لحظه امکان تکامل دارد.
در واقع عقل در صور پنهان است و این دلیلی می شود که تحت تاثیر القاعات قرار بگیرد حالا مثبت یا منفی. مثلا شما یک شخصی را در نظر بگیریم در شهری. ما در این شهر عقل را به عنوان حاکم قبول کردیم،نیروی شیطانی در این شهر پرورش می یابد یا الهی؟ خب بستگی به خودم دارد و اشاره دارد به نفس اماره،لوامه و مطمئنه،عقل می خواهد تصمیم درستی بگیرد در این وضعیت نیروی های شیطانی علیه آن کودتا می کنند. نمونه اش مواد مخدر خودمان.من سیزده سال مواد مصرف کردم و تمام سلول های بدنم درگیر مواد شدند،عقل می گوید رهایش کن! اما به چه قیمتی؟اراده داشته باش و عشق صرف کن و مصرف نکن.قطع به یقین نمیشود و این مورد را کنگره به روش علمی اثبات کرد که نمیشود و غیر ممکن است.
هرکسی که ترک ناگهانی داشته باشد متوجه می شود و مثال را به سادگی درک می کند. مصرف نکردن مواد کاملا معقول است! اما آیا شدنی است من که سالها مصرف کردم به یکباره رهایش کنم ؟ شورش اتفاق می افتد و تمام سلول ها کودتا می کنند. پرش دست و پا،بیرون روی. تعرق و لرزش و علائم صور آشکار که در کتاب ۶۰درجه کاملا توضیح داده شد. شخص یک مقطعی کوتاه مواد مصرف نمیکند و تمام تلاشش را صرف می کند ولی مجدد به سراغش می رود!بحث نیاز مطرح است و نمیتواند که نرود.موضوعی که برای خودم اتفاق افتاد.
دقیقا به این صورت است که امر جایگزینی اتفاق نمی افتد و عقل فاقد توانایی برای دستور دهی است.چرا که شبه افیونی در بدن دچار عدم تعادل و اختلال شد،بحث تأثیر است. تا زمانی که مراحل و پله های درمان را تحت فرمان راهنما پشت سر نگذاریم این امر ممکن نیست و به رهایی نخواهیم رسید.زمانی که نفس مطمئنه حاکم شود همه چیز در صلح و آرامش قرار میگیرد و همان بهشتی که مهندس می فرماید جاری می شود. آن کسی که عقلش حاکم است در واقع بهشت را تجربه می کند.
ما وقتی اسم درمان را میآوریم یعنی در لابلای خروارها مواد مخدر قرار بگیریم و بخوابیم بدون اینکه نیازی به مصرف مواد دلشته باشیم و ذره ای از آن مواد کم نشود.دیروز با شخصی روبرو شدم که مصرف کننده بود،می گفت در نهایت می میریم و راحت می شویم! واکنش من این بود که گفتم نمی خواهم شما را ناامید کنم ولی بدان که در آن دنیا هم ما درگیر مواد خواهیم بود در صورتی که این دنیا آن را رها نکرده باشیم و به این موضوع شک نداشته باش. چند مثالی از آنچه که یاد گرفتم برایش آوردم،چند دقیقه ای به فکر فرو رفت و گفت نمیدانستم و دچار شوکی شد که قادر به مصرف نبود. گفتم حالا مواد خود را مصرف کن تا خمار نمانی بعدها راه برای شما باز خواهد شد.
بدون تعصب عرض کنم که در کنگره انسان های خوشبختی هستیم که راه برای ما باز شد. راه درمان و خدمت کردن به هم نوع و عشق و محبت کردن به دیگران. من اگر سپاسگزار نباشم چه می شود؟وادی دهم می گوید صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است. در واقع همه ی این وادی ها به هم مرتبطند.پرگار را دیدید چگونه کار می کند؟ درهر وادی که قرار بگیرید مثل همان پرگار که چرخی میزند و برمیگردد به دیگری همان اتفاق می افتد،وادی ها زنجیره وار به هم ربط دارند. ما انسان ها با هم ارتباط داربم خصوصا مصرف کنندگان و هیچ چیزی در این دنیا بیهوده آفریده نشد و باز هم اشاره دارد به وادی دوم. اگر آن چشم بصیرت و حس ما به جهان پیرامون درست باشد.
امیدوارم در مسیری که هستیم در کنار همدیگر از آنچه که به دست می آوریم به درستی استفاده کنیم و در ادامه به خوبی انتقال دهیم. بهترین ها را همین کنکره به من داد و بی انصافی است که من نتوانم بهترین ها را به کنگره بدهم. بهترین چیز هر شخصی زمان و وقت او است،وقتی مهندس معلم ما در طول هفته وقت می گذارد. خداوند چقدر می تواند یک انسان را دوست داشته باشد،چندین ساعت در هفته برای ما وقت می گذارد و در جشن گلریزان اولین نفری است که نقدی پول می دهد. زمانی که مهندس در کنگره چک می کشد به آقای سلامی می دهد و ایشان سر راه میبرد نقد می کند و به حساب کنگره واریز می شود.

من یک وقت هایی می خواهم مبلغی پرداخت کنم آن هم به عنوان یک رهجوی سفر اولی که باید یاد بگیرم آن هم از چنین الگویی! کوتاهی می کنم. بدون شک برای ساخت ساز قسمت مخصوص به همسفران داوطلب داریم و حمایت مالی صورت می گیرد همانطور که در ساخت این ساختمان تنها نبودیم. پیش قراول داشتیم،انسان های با ایمان همیشه بودند و تنها نبودیم. امیدوارم این مسیر و این اتفاق هر چه زودتر محقق شود و ما در ابتدای صف این صحنه باشیم و گوشه ای از کار را بگیریم. از اینکه با سکوت خود به صحبت های من گوش دادید از همه شما متشکرم.
ویرایش و بارگذاری مسافر محمد جواد لژیون هشتم
- تعداد بازدید از این مطلب :
104