همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون بیست)
مدتی بود در لایههای پنهان زندگیام احساس خلاء میکردم؛ انگار قطبنمای درونیام که باید مسیر را نشانم میداد، دچار انحراف شده بود. در ظاهر، فردی منطقی و عاقل به نظر میرسیدم؛ همیشه برای چالشهای دیگران راه حلهای هوشمندانه داشتم؛ اما در حقیقت من فقط یک مشاور خوب بودم، نه یک رهبر برای خودم؛ وقتی نوبت به تصمیمهای شخصی میرسید، میدیدم که فرمانده من عقل نیست، بلکه هیجانات زودگذر و خواستههای لحظهای دلم است. من در تله واکنشهای آنی بودم؛ هر نیاز لحظهای را با خرید کردن فرو میخوردم و هر موج احساسی را با واکنشهای عجولانه پاسخ میدادم و در نهایت، چیزی جز پکیج تکراری ای کاشها برایم باقی نمیماند؛ این یعنی من زندگی نمیکردم و فقط واکنش نشان میدادم. ورود به کنگره، نقطه عطفی در این مسیر بود. اینجا فهمیدم که عقل، یک ابزار ثابت نیست، بلکه یک فرمانده است؛ عقل فرماندهای است که باید هر روز با انتخابهایمان، او را در جایگاه خودش تثبیت کنیم. یکی از بزرگترین درسها این بود که احساسات دشمن نیستند؛ احساسات مثل ابرهایی در آسمان هستند که میآیند و میروند؛ اما عقل همان آسمان بیکران و ثابتی است که باید بر آنها نظارت کند. حالا الگوی من عوض شده است؛ قبل از هر واکنش، یک فاصله آگاهانه ایجاد میکنم، میایستم، نفس میکشم و از فرمانروا میپرسم: عقل جان! تو چه میگویی؟ این فاصله همان جایی است که آزادی من قرار دارد. یاد گرفتهام که فرمانده بودن، یعنی قدرت انتخاب کردن به جای واکنش نشان دادن؛ اینکه بازیچه خواستههای لحظهای نباشم و مالک رفتار خودم باشم؛ این آگاهی با تمام سختیهای مسیر، شیرینترین آرامشی است که تا به امروز در زندگیام لمس کردهام.
همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون بیست)
این مسیر، به رسمیت شناختن عقل در قالب یک فرمانروای بزرگ است. فرمان عقل، در واقع همان آگاهی از تشخیص درست از نادرست است؛ یعنی بدانیم چه چیزی برای ما خیر است و از انجام آنچه آسیبزا است، خودداری کنیم. گاهی تصور میکنیم فرمان عقل تنها در تصمیمات بزرگ نهفته است؛ اما حقیقت این است که فرمان عقل در همان امور ساده زندگی جاری است؛ وقتی کارهای کوچک و ضروری خود را با نظم انجام میدهیم مانند نظافت خانه یا نظم در کارهای روزمره در واقع در حال اجرای فرمان عقل هستیم؛ اگر از این مسئولیتهای کوچک غافل شویم، قطعاً از سلامت جسمی و روحی خود در امان نخواهیم بود. عقل به ما میگوید که برای حفظ سلامت، باید نظم داشته باشیم؛ اما وقتی این فرمان را نادیده میگیریم، مدیریت زندگی به دست نفس اماره میافتد. باید، بدانیم که مفهومی به نام غلبه بر نفس وجود ندارد، بلکه ما در حال تربیت نفس هستیم. وقتی فرماندهی زندگی به نفس واگذار میشود، شاید در ابتدا فرد احساس سرخوشی و لذت کاذب کند، اما او از درون در حال تخریب وجود خود است و در نهایت، این مسیر به افکار و احساسات منفی ختم میشود. ما در وادی ششم میخواهیم فرماندهی عقل را به رسمیت بشناسیم؛ یعنی به مرحلهای برسیم که هر آنچه عقل فرمان میدهد، بیدرنگ اجرا کنیم. من با خود صادق هستم و میدانم بسیاری از مشکلاتم ناشی از این است که پیرو نفس اماره هستم و صدای عقل را نمیشنوم؛ برای گوش سپردن به عقل، باید آرامآرام از ضد ارزشها دوری کنم. میدانم که اگر فرمانبردار عقل نشوم، هرگز به فرماندهی لایق زندگی خود تبدیل نخواهم شد. عقل، پاکترین و باایمانترین بخش وجود انسان است؛ اما نفس بر روی این حقیقت پرده میافکند تا بتواند مسیر خود را پیش ببرد. من در کنگره۶۰ آموختم که هر چه از ضد ارزشها فاصله بگیرم، به سوی ارزشها حرکت میکنم و این همان معنای حقیقی فرمان عقل است. از مصرف مواد و رفتارهای آسیبزا گرفته تا رفتارهای اخلاقی مثل غیبت، حسادت، تجسس و قضاوت دیگران همگی ضد ارزش هستند که ما را از مسیر عقل دور میکنند. امیدوارم بتوانم حکم عقل را در قالب یک فرمانده بزرگ، در تار و پود زندگیام به اجرا در بیاورم.
رابط خبری: همسفر نگار رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون بیست)
ویرایش و ثبت: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
129