در کنگره۶۰ ما برای رسیدن به درمان و رهایی از تاریکی اعتیاد و در کل رسیدن به صلح و آرامش، تحت آموزشهایی قرار میگیریم که این آموزشها از طریق کتابهایی است که آقای مهندس دژاکام بعد از سالها تجربه و آموزش به نگارش درآوردهاند. یکی از این کتابها، کتاب عشق، 14 وادی برای رسیدن به خود میباشد. 14 راهی که اگر ما مرحلهبهمرحله آنها را بهدرستی انجام دهیم در پایان به عشق و محبتی که گفته شده خواهیم رسید. عنوان وادی ششم این است: «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم.» در ابتدا باید بدانیم که عقل چیست و برای جواب دادن به این سؤال باید در مورد انسان به شناخت برسیم.
ما آموختهایم که انسان دارای دو صور میباشد. یکی صور آشکار، یعنی اجزایی که قابل رؤیت و لمس هستند مانند چشم و گوش و دست و ... و صور پنهان که شامل اجزایی است که قابل رؤیت و لمس نمیباشند که شامل عقل، ذهن و ... میباشد. بعضی از انسانها تصور میکنند که عقل همان مغز است در حالی که ما گفتیم عقل جزو صور پنهان است. ما نمیدانیم که ذرات تشکیلدهنده آن چیست و هر چه باشد از گوشت، پوست و استخوان نیست؛ چون قابل دیدن و لمس کردن نیست. در واقع مغز جایگاه عقل یا مترجم عقل میباشد. اولین نیروی به کار انداختن عقل حس میباشد؛ یعنی عقل بر مبنای حسی که دریافت میکند، فرمان به انجام دادن یا ندادن کاری میدهد. عقل در جسم انسان حکم قدرت مطلق را دارد و دارای فر ایزدی است. اجرای فرامین این فرمانروای بزرگ ما را به راه مستقیم هدایت میکند.
در این وادی میخواهیم به فرمان عقل نزدیک شویم و فرماندهی عقل را به رسمیت بشناسیم. عقل برای فرمان دادن هیچوقت اشتباه نمیکند؛ مگر اینکه به آن فرمان غلط داده شود. عقل چیزی است که درستی یا نادرستی خواستههای ما را تشخیص میدهد و برای انجام شدن یا نشدن آنها فرمان صادر میکند. شاید بارها در زندگی تجربه کرده باشیم که وقتی در شرایط انجام کاری قرار میگیریم که به نفع ما نیست و شکی در دل ما به وجود میآید، نیرویی در درون ما را به انجام ندادن آن کار تشویق میکند. این بستگی به ما دارد که به حرف آن نیرو توجه کنیم یا نه و این همان رسیدن به فرمان عقل است. در این وادی جسم انسان به شهری تشبیه شده که هم ساکنین خوب دارد و هم ساکنین بد و شرور.
اگر نفس اماره که همان ساکنین شرور هستند با نیرنگ و فریب به قدرت برسند میتوانند اختیار عقل را به دست بگیرند و با دادن اطلاعات غلط، عقل را مجاب به دادن فرمان غلط و اشتباه کنند. درست مانند فردی که تازه شروع به مصرف مواد مخدر یا الکل کرده؛ چون دچار یک سرخوشی لحظهای میشود، عقل به خاطر رسیدن اطلاعات غلط به مصرف مجدد مواد مخدر برای رسیدن به آن لذت فرمان میدهد. اینگونه فرد گرفتار بیماری اعتیاد میشود غافل از اینکه سیستم بدن خودش را نابود میکند. اگر نفس لوامه یا سرزنشکننده بیدار شود، شخص را متوجه اشتباهش کند و برای رهایی از این دام شروع به حرکت کند، نیروی القاء، احیاء و حرکت هم به کمک او میآیند و نبرد بین این دو نیرو شروع میشود. تنها در یک صورت فرد میتواند از این نبرد پیروز بیرون بیاید و آن این است که فرماندهی عقل را به رسمیت بشناسد، هر کاری که عقل میگوید را انجام دهد و به نفس مطمئنه و یا رهایی و درمان برسد.
در کنگره۶۰ بارها شنیدهایم که باید به فرمان عقل برسیم؛ یعنی چون عقل فر ایزدی دارد، ما باید تابع آن باشیم و هر فرمانی را که میدهد انجام دهیم، در این صورت میتوانیم به آرامش و رستگاری برسیم. رسیدن به فرمان عقل کار سختی نیست و فقط کافی است که روزانه با انجام کارهای کوچک مانند بهموقع خوابیدن و بیدار شدن، گذاشتن بهموقع زباله خارج از منزل یا رعایت نظافت و کارهای ساده دیگر خودمان را برای انجام کارهای بزرگتر و رسیدن کامل به فرمان عقل آماده کنیم. در پایان باید بدانیم از فرماندهی عقل تا فرماندهی نفس اماره، از نظر مکانی یک مو فاصله است؛ ولی از نظر زمانی هزاران سال به طول میانجامد؛ پس آن کنیم که فرمان است.
منابع: کتاب عشق، 14 وادی، مطالب سایت
نویسنده: همسفر ربابه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر صنم رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر معصومه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شمس
- تعداد بازدید از این مطلب :
26