کنگره برای من بهسان دریایی بیکران، پاک و زلال است که هر کس با ورود به آن میتواند خود را از تاریکیهای درون خویش بیرون کشیده و مانند فرشتهای به اصل واقعی خویش بازگردد.
سالها قبل، در دنیایی از تاریکی، افسردگی و ضدارزشها قرار داشتم. زمان برایم ملالآور بود و به کندی میگذشت. دیگر میل به زندگی کردن نداشتم، مشکلات را لعنت خداوند میدانستم و همیشه زندگی خود را با زندگی دیگران مقایسه میکردم. من عقیده داشتم که تمام سختیها فقط برای من است و آن را بیعدالتی از جانب خدا میدانستم.
به جای اینکه داشتههایم را ببینم؛ همیشه نگاهم به کمبودهای زندگیام بود و آن را با داشتههای دیگران کنار هم گذاشته و افسوس میخوردم. من همیشه از خدای خود طلبکار بودم و میگفتم چرا زندگی من باید اینطور باشد و همه مشکلات برای من پیش بیاید؟ همه کمبودها را از اعتیاد مسافرم میدانستم و آرزو میکردم که زمانی برسد که او درمان شود. فکر میکردم تنها در این صورت میشود بدون مشکل و با آرامش زندگی کرد.
به لطف خدا راه برایمان نمایان شد و به کنگره راه یافتیم و در این مکان مقدس بود که آموختم عدالت این نیست که همه با هم برابر باشند؛ بلکه عدالت به معنای آن است که هر چیزی در جای خودش قرار گرفته باشد. دانستم زندگی من و همسرم بسته به تلاش و خواست خودمان شکل گرفته بود و آن ناملایماتی که برایمان به وجود میآمد؛ همه از ناآگاهی و بلد نبودن زندگیکردن بود. این اصل را آموختم که ما هر آنچه را که امروز بکاریم فردا برداشت خواهیم کرد و متوجه شدم که آرامش واقعی تنها با بالا بردن دانایی خود و حرکت در جهت صراط مستقیم به دست میآید.
با آموزشهای کنگره توانستم تفکر مثبت را بیاموزم و بدانم که چطور باید با مشکلات روبرو شوم و چطور راه حل عبور از آنها را پیدا کرده و با حس خوب زندگی کنم.
کنگره۶۰ برای من نعمت بزرگی از جانب خداوند مهربان است که با ورود به این مکان مقدس، گویی به دنیایی تازه قدم میگذارم. از دیدن چهرههای تکتک دوستانم شادمان شده و از وجودشان انرژی میگیرم؛ مخصوصاً راهنمایان عزیز که بدون هیچ چشمداشتی، با مهر و محبت، آنچه را که آموختهاند به رهجوهای خود میآموزند.
خوشحالم که به این مکان بهشتی راه پیدا کردهام و میتوانم با آموزشهای کنگره درست زندگی کردن را بیاموزم و با خود وجودیم آشنا شوم؛ آموزشهایی ناب که در هیچ کجا یافت نمیشوند. یاد گرفتم که مشکلات همیشه وجود دارند و این دید و نگاه من است که آنها را چگونه ببینم. اکنون آموختهام که چطور باید به مسائل نگاه کنم که بتوانم با حال خوب آنها را حل کنم.
از خدای خود سپاسگزارم که این مسیر روشن را برایم نمایان کرد و امیدوارم بتوانم با فرا گرفتن آموزشهای بیشتر و با پالایش و تزکیه، در جهت صراط مستقیم حرکت کرده و از این لطف الهی حداکثر استفاده را بنمایم. از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر میکنم، بابت علم درمان اعتیاد و آموزشهای ارزنده و خوبشان و آرزو میکنم که در کمال صحت و سلامت زندگی کرده و به تمام خواستههایشان برسند.
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر مژگان
ویرایش و ارسال: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دنا شهرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
14