من در ۲۸ /۳ /۱۴۰۵ با کمک قدرت مطلق الله، و دوستانی که در کنگره هستند وارد کنگره شدم.
خدا را شکر میکنم که به کنگره وصل شده ام و حال و احساس خوبی پیدا کردهام ؛ و دیگر احساس تنهایی نمیکنم ؛ چون در طی این مدتی که در کنگره هستم ، در آغاز در جستجوی خداوند هستم و به شناخت و آگاهی اولیه می رسم و اکنون که شروع به سی دی نوشتن کردم ، به دنبال خود واقعی و حقیقت جهان هستی می باشم .
هنگامی که نقطه زنجیره من به کنگره رقم خورد ، متوجه شدم که من به عنوان یک همسفر باید بدانم که من کی هستم؟ و وظیفه من به عنوان همسفر چه هست؟من باید روی آرامش مسافرم کار کنم و بر روی تفکرم بسیار تلاش کنم ؛ چون در طی این مسیر، ذهن و تفکرم را آباد خواهم کرد.
من در این دو ماه آغاز سفرم که آموزش های کنگره ۶۰ را دریافت کرده ام ، دیگر ناامید و مأیوس نیستم. و متوجه شدهام که انسان خیلی ارزش دارد و با نوشتن و گوش دادن سیدیهای آقای مهندس حال و احساس خوبی را پیدا می کند که هیچ گاه قابل وصف نیست ؛ گاهی هم به خودم میگویم ، به کجا چنین شتابان؟! درست است که تازه وارد هستم ولی میدانم روزی خواهد رسید که استاد و مرزبان و تمامی خدمتها را میگیرم و این عشق بلاعوض را که این خدمتگزاران و مهندس و خانواده گرامی شان به ما هدیه دادند ، من نیز هم به تازه واردان هدیه خواهم داد. و دیگر بیرون از کنگره نگران مسافران ام نیستم و آنها را به خدا میسپارم.در کنگره ی۶۰ میتوان عشق را به خوبی دید. آقای مهندس بدون اینکه انتظاری از کسی داشته باشند بی منت به همه محبت کردند. و آرامش و حال خوب را به خیلی از کسانی که درگیر اعتیاد و تاریکی بودند هدیه دادند. مصرف کنندههایی که ناامید بودند،مهندس میگویند؛ انسان ارزشمند است، زندگی ارزشمند است. باید برای زندگی کردن آموزش دید و تنها مکانی که آموزشهای درست و صحیح وجود دارند، کنگره۶۰ است. از خداوند بزرگ برای آقای مهندس سلامتی و طول عمر را خواهانم .
متشکرم.
نویسنده:همسفر سیما رهجوی همسفر لیلا راهنمای(( لژیون سوم ))
ارسال:همسفرلیلا راهنمای ((لژیون سوم))، رابط خبری
تنظیم:همسفرمرجان رهجوی هسمفر زهره ((لژیون یکم))، دبیرسایت
ویرایش: همسفرساره رهجوی همسفر زهره((لژیون یکم))، نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کارون
- تعداد بازدید از این مطلب :
0