جلسه پنجم از دور هشتم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی دماوند با استادی راهنمای تازه واردین ابراهیم و نگهبانی مسافر علیرضا و دبیری مسافر علی با دستور جلسه « عدالت - آیادر کنگره ۶۰ همه باهم برابرند؟ » دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد
خلاصه سخنان استاد :
خدا را شاکرم که امروز در این جایگاه حضور دارم و میتوانم تجربه کنم، یاد بگیرم، سلامتی را بچشم و معنای زندگی را بفهمم و دستور جلسه امروز عدالت است؛ موضوعی که همیشه برای من با نگاه به عظمت هستی معنا پیدا میکند و در کنگره ۶۰ همه از لحظهای که وارد میشوند برابرند و هیچکس از دیگری درباره جنسیت، رنگ پوست، دین یا گذشتهاش سؤال نمیکند و همه با احترام پذیرایی میشوند و آموزشهای اولیه را دریافت میکنند و همان خدماتی که به من و شما داده شده به تازه وارد هم داده میشود و پروتکلها، کتابها، جلسات و آموزشها برای همه یکسان است اما اینکه چرا حال بعضیها خوب میشود و بعضیها نه دقیقاً همینجا تفاوت ایجاد میشود کسی که حرف راهنما را گوش میدهد، سفر میکند، دارویش را سر وقت میخورد و آموزش میگیرد، طبیعی است که نتیجه بهتری میگیرد و نمیشود کسی که تلاش نمیکند انتظار داشته باشد با فردی که درست سفر میکند برابر باشد و عدالت یعنی بستر برای همه یکسان است اما نتیجه وابسته به عملکرد خود ماست.
در زندگی بیرون هم همینطور است دوست من درس خوانده، زحمت کشیده و به جایگاهی رسیده است و من اگر پای بساط نشستهام و دنبال خوشگذرانی بودهام نمیتوانم انتظار داشته باشم بدون تلاش به همان جایگاه برسم پس عدالت این نیست که همه بدون بها دادن برابر باشند و عدالت یعنی هرکس به اندازه تلاشش بهرهمند شود.
در طول سفر، بعضی جملات معنای عمیقتری پیدا میکنند که بزرگان گفتهاند: «آنچه برای خود میپسندی برای دیگران نیز بپسند و آنچه برای خود نمیپسندی برای دیگران نپسند» این یعنی عدالت درونی و اینکه بتوانم چیزی را که برای خودم نمیخواهم، برای دیگران هم نخواهم و محبت و عشق باید درون انسان باشد تا تعادل شکل بگیرد. وقتی آشغال روی زمین میاندازم، باید بفهمم این کار برای خودم و دیگران ناپسند است و سالها پیش خودم هم این رفتارها را داشتم، اما وقتی فهمیدم نادرست است، توانستم تغییر کنم. عدالت از همینجا شروع میشود؛ از درون انسان.
در احساسات هم همینطور است وقتی پای عشق و علاقه وسط میآید ممکن است عدالت زیر پا گذاشته شود مثلاً اگر بچهام اشتباهی کرده باشد، ممکن است فقط بهخاطر احساسات از او حمایت کنم، حتی اگر حق با طرف مقابل باشد این یعنی عدالت رعایت نشده است و باید بتوانم در هر شرایطی چه طرف مقابل دوست من باشد چه غریبه رفتار عادلانه داشته باشم و حتی وقتی حال خوبی ندارم، باید بتوانم کجخلقی را کنار بگذارم و عدالت را برقرار کنم.
به نظر من سادهترین تعریف عدالت در کنگره این است که هرکس در سفرش به اندازه تلاشی که میکند نتیجه میگیرد و هیچ چیز در این دنیا بدون بها دادن به دست نمیآید و خداوند روزی میدهد، عمر میدهد، اما بسیاری از نعمتها را در قبال تلاش انسان عطا میکند و تنها چیزی که بدون بها به انسان داده میشود، پدر و مادر است؛ و امیدوارم قدر این نعمت را بدانیم.
امیدوارم بتوانم ابتدا درون خودم به عدالت برسم؛ تعادل را در رفتار و تصمیمهایم ایجاد کنم، میانهروی داشته باشم و عدالت را درونی کنم چون هر چیزی که در بیرون اتفاق میافتد، ابتدا درون انسان شکل میگیرد و اگر منافع شخصیام را همیشه مقدم بدانم ممکن است عدالت را زیر پا بگذارم و باید به درجهای برسم که بتوانم عدالت را درون خودم اجرا کنم تا در بیرون هم جاری شود و ممنونم از توجه شما.
تنظیم و ارسال : گروه سایت نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
25