English Version
This Site Is Available In English

روشنایی، معرفت، آگاهی

روشنایی، معرفت، آگاهی

جلسه هفتم از دوره دوم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی بندر‌عباس با استادی همسفر زهرا نگهبانی دنور راهنما همسفر رقیه و دبیری همسفر الهام با دستور جلسه" عدالت، آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟"  روز دوشنبه ۱۹ مرداد‌ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خوشحالم که پس از دو هفته تعطیلی، دوباره در این جمع حضور دارم. از نگهبان لژیون سردار همسفر رقیه، ایجنت محترم همسفر زهره و مرزبانان عزیز تشکر می‌کنم که این فرصت خدمت‌گزاری را در اختیار من قرار دادند. من لژیون سردار و اعضای آن را بسیار خاص و دوست‌داشتنی می‌دانم. دستور جلسه امروز نیز با لژیون سردار ارتباط عمیقی دارد. این دستور جلسه دو بخش دارد: بخش اول «عدالت» و بخش دوم «آیا در کنگره ۶۰ همه با هم برابرند؟» 

وقتی می‌خواهم درباره عدالت صحبت کنم، خاطره‌ای از برنامه اینستاگرام بیادم می‌آید. کودکی را دیدم که پیانو را بسیار روان و زیبا می‌نواخت با خودم می‌گفتم این کودک بدون آموزش چگونه این‌قدر خوب پیانو می‌زند؟ در حالی که فرد دیگری باید به کلاس برود و بسیار تمرین کند تا بتواند چنین مهارتی را به دست آورد. آن زمان با خودم می‌گفتم: آیا این عدالت است؟ نگاه من فقط محدود به همین زندگی، همین پازل و همین بُعد بود؛ اما در کنگره آموختم که برای قضاوت درباره عدالت، باید معرفت، شناخت و آگاهی داشته باشیم. 

مثلث کنگره شامل معرفت، عدالت و عمل سالم است. تا زمانی که معرفت نداشته باشیم، عدالت را درک نمی‌کنیم. اگر دید ما فقط به یک زندگی محدود باشد، ممکن است بسیاری از اتفاق‌ها را ناعادلانه بدانیم. گاهی با خودمان می‌گوییم: چرا من در این شرایط به دنیا آمدم؟ چرا برای من چنین اتفاق‌هایی افتاده است؟ چرا دیگری چیزی دارد که من ندارم؟ چرا یکی زیباتر، ثروتمندتر یا خوش‌شانس‌تر به نظر می‌رسد؟ 

من هم در گذشته، جهان هستی، خداوند و قدرت مطلق را زیر سؤال می‌بردم؛ زیرا معرفت، شناخت و آگاهی کافی نداشتم؛ اما کنگره به من روشنایی، معرفت و آگاهی داد. آموختم که انسان فقط یک زندگی ندارد و نامیراست. انسان زندگی‌های متفاوتی را تجربه می‌کند. اگر امروز در جایگاهی قرار داریم، ممکن است نتیجه بذری باشد که در زندگی‌های پیشین کاشته‌ایم. یا درسی باشد که پیش‌تر آن را پاس نکرده‌ایم و اکنون باید در این زمان و مکان آن را بیاموزیم. 

همان‌طور که گفته می‌شود، اگر اعتیاد را در این زندگی حل نکنیم، در زندگی‌های دیگر همراه ما خواهد بود. اگر خشم، نفرت و کینه را درمان نکنیم، این درس‌ها نیز در مراحل بعدی زندگی باقی می‌مانند. شاید آن کودک پنج‌ساله‌ای که پیانو را روان می‌نوازد، در زندگی‌های پیشین از پایه این مهارت را آموخته باشد. یا افرادی که از کودکی شجاع و نترس هستند، شاید پیش‌تر درس شجاعت را پاس کرده‌اند. پس هیچ ناعدالتی وجود ندارد و جایگاهی که اکنون در آن هستیم، درست و به‌جا است. 

این نگاه که همه‌چیز در جای خود قرار دارد، به من آرامش می‌دهد؛ زیرا پیش از این، نشخوارهای ذهنی و قضاوت‌های مداوم، انرژی بسیاری از من می‌گرفت. مدام می‌گفتم: این حق من نیست؛ چرا چنین شد؟ اما وقتی می‌فهمم امروز نتیجه عملکرد گذشته من است، به جای اعتراض، به دنبال راه‌حل می‌گردم. راه‌حل این است که عملکرد امروز خود را تغییر دهم تا جایگاه فردای من بهتر شود. اگر خشم، کینه یا هر صفتی برخلاف عمل سالم دارم، باید آن را اصلاح کنم تا به عمل سالم برسم. 

اما در بخش دوم دستور جلسه، این سؤال مطرح می‌شود که آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟ در ابتدای ورود، همه سفر اولی‌ها از امکانات و احترام یکسانی برخوردارند. همه بر یک صندلی می‌نشینند و از پذیرایی یکسان استفاده می‌کنند؛ اما در ادامه، عملکرد افراد سبب تفاوت در جایگاه‌ها می‌شود. ممکن است فردی با تلاش و آموزش، جایگاه راهنمایی را به دست آورد و فرد دیگری به دلیل عملکرد متفاوت، به این جایگاه نرسد. پس برابری در آغاز وجود دارد؛ اما جایگاه‌های بعدی حاصل بذرهایی است که خودمان می‌کاریم. 

در لژیون سردار نیز تفاوت در میزان عشق، تلاش و انرژی افراد دیده می‌شود. ممکن است فردی برای عضو شدن، ماه‌ها پس‌انداز کند، از خواسته‌های خود بگذرد و با عشق کمک کند. فرد دیگری شاید توان مالی بیشتری داشته باشد؛ اما کمک کردن برایش هیچ تلاشی یا گذشتی نداشته باشد. از نظر مبلغ شاید کمک‌ها یکسان باشد، اما از نظر انرژی، عشق و فداکاری یکسان نیستند. طبق قانون پایستگی انرژی، هر انرژی که بگذاریم، همان را دریافت می‌کنیم. در لژیون سردار برای دریافت کردن حضور پیدا نمی‌کنیم؛ زیرا عشق، گرفتنی نیست؛ بلکه بخشیدنی است. 

وقتی عشق می‌بخشیم، نباید انتظار بازپس‌گیری داشته باشیم؛ اما جهان هستی انرژی و تلاش ما را به شکلی به ما بازمی‌گرداند. هرچه عشق بیشتری منتشر کنیم و بیشتر ببخشیم، نتیجه آن را در زندگی خود خواهیم دید. معرفت به من می‌آموزد که کمک مالی، فرصتی برای آموزش بخشش است. وقتی بخشش مال را یاد می‌گیریم، کم‌کم می‌توانیم انسان‌هایی را که از آن‌ها کینه داشته‌ایم نیز ببخشیم. من در کنگره تجربه کردم که گره‌های سنگینی در درونم باز شد. لژیون سردار بسیار عمیق بر ریشه‌های درونی انسان کار می‌کند.

ممکن است در ابتدا متوجه این تأثیر نشویم؛ اما پس از چند سال درمی‌یابیم که بخشش مالی، چگونه نفرت‌ها، کینه‌ها و گره‌های درونی ما را باز کرده است. امروز می‌دانم تمام اتفاق‌هایی که در زندگی من رخ داده، درست بوده است. اعتیاد، سختی‌ها و رنج‌هایی که کشیده‌ام، بیهوده یا اشتباه نبوده‌اند. جایگاه امروز من نتیجه انتخاب‌ها و عملکرد گذشته من است. و جایگاه آینده‌ام، نتیجه بذرهایی است که از امروز می‌کارم. از امروز به بعد، انتخاب با خود من است. من انتخاب می‌کنم که جایگاه بعدی‌ام چه باشد. من انتخاب می‌کنم که راهنما شوم یا همیشه رهجو باقی بمانم من انتخاب می‌کنم که دنور یا پهلوان شوم. در ابتدا همه با هم برابر هستیم، اما این عملکرد ماست که جایگاه‌ها را انتخاب می‌کند و در حقیقت، جایگاه‌ها نیز ما را انتخاب می‌کنند.

 

تایپیست: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر رقیه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر رحیمه رهجوی راهنما همسفر زهره  (لژیون اول)
ویرایش: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول) نگهبان سایت
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بندر‌عباس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .