جلسه چهارم از دوره اول جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کمالالملک به استادی اسیستانت سایت همسفر لیلا، نگهبانی راهنمای تازهواردین همسفر طیبه و دبیر موقتی پهلوان همسفر نرجس با دستور جلسه «جهانبینی ۱ و ۲» روز سهشنبه ۲۳ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحالم که در جمع شما عزیزان هستم و بعد از مدتها شما را میبینم. خدا را شکر که همه در صحت و سلامت کامل هستید؛ انشاءالله که همیشه همینطور باشید. همه ما خوب میدانیم یک مدت تقریباً طولانی هست که دستور جلسات لژیون سردار با دستور جلسات هفتگی تطابق پیدا کرده است. اوایل کمی کار سخت بود (منطبق کردن آن و ارتباط دستور جلسه به لژیون سردار)؛ ولی خب این موضوع باعث شد که اعضاء را به تفکر وادارد که از آموزشهایی که گرفتهایم چه طوری در این قسمت هم میتوانیم استفاده کنیم.
دستور جلسه امروز «جهانبینی ۱ و ۲» هست. جزوهای که استاد امین آن را به نگارش درآورده یک جزوه خیلی کوچک ولی بسیار کاربردی هست؛ همانطوری که روی جزوه هم نوشته شده جهانبینی کاربردی، تعریفی هم که ما قبلاً از جهانبینی داشتیم و در کنگره آن را کاملتر یاد گرفتهایم این است که آن چیزی که من نسبت به جهان بیرون و درون خودم دریافت، برداشت و ادراک دارم جهانبینی میشود؛ پس با توجه به این تعریف همه ما جهانبینی داریم؛ ولی حالا یک سری جهانبینیها به صورت افیونی و منفی هست و یک سری جهانبینیها به صورت مثبت هست و با توجه به آموزشها و کاربردی کردن آموزشها هست که من در طول مسیر زندگی خود داشتهام.
خوشبختانه به واسطه اعتیاد مسافرانمان در رحمت به روی ما باز شد و آموزشهایی فرای آموزشهای دیگری که در سطح جامعه هست در دسترس ما قرار گرفت که کاملاً برای ما یک سری واژهها را یا جابجا کرد یا معنای درست آن را برایمان گفت یا از اول یک سری واژههای جدید را به ما معرفی کرد. در جزوه جهانبینی استاد امین دقیقاً علت اینکه خیلی این جزوه به دلمان مینشیند در عین ساده نوشته شدن و روان بودن آن، بسیاری از مفاهیم عمیق را برای ما خیلی راحت باز میکند و در کنار اینکه خیلی مختصر و مفید است؛ ولی سالهاست الآن که دارد این جهانبینی آموزش داده میشود در مورد سیدیهای مختلف آمده، مشارکتهای مختلف شده و قرار بود که جلد سوم آن هم بیاید که هنوز فعلاً بیرون نیامده است.
این دو جزوه جا برای صحبت کردن خیلی زیاد دارد. مفاهیمی که به کمک مدل سازی و به کمک مثال و نمونه، خیلی روان برای من باز کرده که علت مشکلات درونی من چه هست؟ ریشهاش چه هست؟ اگر خشم دارم ریشهاش چه هست؟ اگر منیت دارم ریشهاش چه هست؟ اصلاً مهمترین نکته آن این است که اینها را به من آموزش میدهد که در درون خودم اول آنها را پیدا کنم؛ چون همه ما به نوعی خیلی از خصوصیات منفی که در وجودمان هست را پنهان میکنیم و آموزشها به من کمک میکند که من اول آن را پیدا کنم، آن را تشخیص بدهم و بعد در جهت اصلاح آن قدم بردارم.
مهمترین نکته آن این است که فقط برای من هست؛ یعنی این را همیشه باید مد نظرم داشته باشم که تمام آموزشهایی که میگیرم، تمام سیدیهایی که هست مخاطب اول و آخر آن خود من هستم و انگشت اشاره فقط به سمت من هست؛ چون ما همسفرها یک وقتهایی کمی زیادی قدم برمیداریم و فکر میکنیم که آموزشهایی را که میگیریم؛ باید بیایم و آن را به افراد خانواده خودمان، مسافرمان، همسرمان، فرزندمان بگردیم ببینیم آن چیزی که من یاد گرفتهام در درون او هست یا نه؟ تو اینجا منیت داشتی، تو اینجا کینه داشتی، تو آنجا ناامید بودی، همه اینها برای این نیست که پتکی باشد برای دیگران و یک حربهای باشد که من بخواهم دیگران را مورد قضاوت قرار بدهم نیست؛ فقط برای این هست که من خودم را بتوانم با آن بشناسم.
این دو جزوه آن واژههایی که شاید خیلی وقتها برایمان مجهول بوده را کامل برایمان باز میکند به شرط اینکه در جهت این خودسازی قدم برداریم؛ یعنی اینکه فقط صرفاً حفظ باشم به قول معروف آن را قورت بدهم، تمام سیدیهای مربوط به آن را بنویسم؛ ولی کاربردی نکنم به دردم نمیخورد و این کاربردی کردن یک شبه اتفاق نمیافتد. ممکن است از هر سیدی، از هر آموزش، هر سال کنگرهای که من در کنگره حضور دارم فقط یک برداشت داشته باشم؛ ولی مهم این هست که یک برداشت درست را انجام بدهم دقیقاً چیزی که استاد امین میفرمایند: معلم خوب معلمی هست که اطلاعاتش شاید بالا نباشد؛ ولی آن اطلاعات را به بالاترین شکل بتواند به رهجوهایش انتقال بدهد.
بنابراین علت اینکه حرفهای استاد امین خیلی به دل مینشیند این است که چون همه اینها را خودشان تجربه کردهاند و نقاب نمیزنند و دیگران را مورد مخاطب قرار نمیدهند، از قضاوت شدن ترس ندارند و از اینکه مشکلاتشان و ایراداتی که داشتند را عنوان کنند ترسی نداشتند به همین خاطر هست که برای ما خیلی راحتتر قابل قبول هست. حالا خیلی چیز به نظر من خاصی هم نیست که ما بخواهیم مثلاً فکر کنیم تزکیه چه چیز خاصی هست که بخواهیم دنبال آن برویم، خیلی ریزریز، خیلی جزئی، آرامآرام و نرم وارد زندگیمان میشود. از اینکه من مثلاً صف نانوایی را دور نزنم یا آشنا پیدا کنم دو نان برایم بگیرد و بعد بگویم زرنگی کردم این جهانبینی و اینکه من در صف بایستم و زرنگی و حق دیگران را رعایت کنم را به موقع تشخیص بدهم؛ یعنی در این قسمت توانستهام مشکلم را حل کنم؛ بنابراین خیلی به نظر من اینجوری نیست که فکر کنیم قرار هست من اتفاق خیلی بزرگی را رقم بزنم؛ بنابراین باید خیلی کامل باشم تا بتوانم اتفاق برایم بیفتد، روزمره دائماً با آن سروکار داریم.
امروز به این فکر میکردم که جهانبینی در لژیون سردار چه هست و برای برای من چه برداشتی داشته است؟ خودم فکر کردم که خب شعبه، شعبه تازه تأسیسی هست اگر دیدگاه و جهانبینی افرادی که وارد این شعبه شدند این بود که خب من رهاییام را گرفتهام حالا در شعبهای که رهاییام را گرفتهام، لژیون سردارش حضور داشتهام، بالاترین مرتبههای آن را رفتهام، پهلوان شدهام، خدمتگزار شدهام، شالهای مختلف را تجربه کردهام، دیگر کافی است. اگر این دیدگاه و این جهانبینی بود هیچ وقت شعبههای جدید راه نمیافتادند. جهانبینی که در افراد کنگره و افراد خدمتگزار اتفاق افتاده این هست که اگر امروز حال من خوب است، اگر امروز زندگیام روبهراه است، اگر با وجود شرایطی که در کشور حاکم و حکم فرماست لااقل ما یک امنیت روانی داریم، حاصل تلاش یک گروهی هست که خیلی از آنها را ما نمیشناسیمريال خیلی از آنها را حتی ندیدهایم.
اگر من آن روز وارد شعبهای شدهام که یک شعبهای بوده که چندین سال از تأسیس آن گذشته بوده و خیلی راحت همه چیز مهیا بوده، آن شعبه هم روزی شروعی داشته و یک روزی، یک سری افراد بودهاند که با تلاش و پشتکارشان از وقتشان، از مالشان، از زمانی که باید برای کارشان، برای زندگیشان، برای فرزندانشان میگذاشتند زدهاند و آمدهاند و چراغ آن شعبه را روشن نگه داشتند. الآن هم کسانی که در این شعبه هستند و پیشگام هستند دقیقاً آن اتفاق، آن جهانبینی درست در آنها روی داده که خیلی از خدمتگزاران آن و خیلی از افرادی که دارند در قسمتهای مختلف خدمت میکنند از راه دور میآیند.
بنابراین اگر جهانبینی قبلمان بود میگفتند خب مثلاً من اینجا نزدیک خانهمان خیلی راحتترم که به شعبه بروم، یک ربع تا خانهام فاصله است. چرا شعبه خودم نمانم و همانجا خدمت کنم؛ ولی این انتخاب را میکنند مخصوصاً شما همسفران این نمایندگی که یک سال، یک سال و نیم آمدید بدون اینکه هیچ خدمتی داشته باشید و صبوری کردید برای این گروه خانواده شکل بگیرد؛ بنابراین تفکری که در کنگره به ما آموزش داده میشود تفکر بخشش است. ما همهمان زاییده بخشش یک سری انسانها هستیم و این بخشش را یاد گرفتهایم و قرار هست این بخشش را به نسل بعد آموزش و انتقال بدهیم؛ چون دقیقاً چیزی که آقای مهندس در سیدی روح میفرمایند همین است که تأسیس شعب، افراد نیرومند را میخواهد و نگهداری و حفظ آن خیلی مهمتر هست.
دقیقاً چیزی که آقای امین در جزوه جهانبینی میگویند همین است که هر ساختار دو هدف را دنبال میکند، یکی حفظ و بقا و دیگری رشد و توسعه. خدا را شکر این حفظ در این شعبه اتفاق افتاده، گروه خانواده شکل گرفته، گروه مسافران به خوبی حرکت میکنند و بقیه رشد و بقا و رشد و توسعه آن دیگر بستگی به حرکت اعضاء و آن آموزشی که گرفتهاند و این زنجیره محبت، این زنجیره عشق را انتقال دادن است. همیشه قرار نیست اتفاق خیلی بزرگ و خارج از توانمان رقم بزنیم؛ ولی میتوانیم همه توانمان را بگذاریم، میتوانیم صد خودمان را بگذاریم، میتوانیم حرکت بزرگی را انجام بدهیم و در کنار هم به کمک هم آموزش بگیریم، رشد و توسعه داشته باشیم و بهترینها را در کنار هم داشته باشیم تا انشاءالله به زودی البته فکر کنم دیگر چیزی هم نمانده که به امید خدا در شعبه خودتان سقفی که برای خودتان هست در کنار همدیگر داشته باشیم.

.jpg)
تایپیست: راهنمای لژیون تغذیه سالم همسفر فاطمه
عکاس: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه واردین همسفر طیبه
همسفران نمایندگی کمال الملک تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
799