English Version
This Site Is Available In English

محبت در کنگره برای همه جاری است

محبت در کنگره برای همه جاری است

‌چهارمین جلسه از دوره بیستم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی گنجعلی‌خان کرمان با استادی  همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر اشرف و دبیری همسفر عفت با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند»؟ روز دوشنبه ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت :۱۶ آغاز به‌کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه امروز در مورد عدالت و این‌که آیا در کنگره۶۰ همه با هم برابر هستند؟ اولین چیزی که ما باید به آن بپردازیم این است که بدانیم عدالت چیست. آن چیزی که در مورد عدالت به ذهن همه ما می‌آید، مساوی‌ بودن و یکسان بودن است. من خودم بعد از این‌که به کنگره آمدم، یاد گرفتم، آگاه شدم و فهمیدم عدالت؛ یعنی نابرابری، یعنی این‌که هرچیزی در جای خودش قرار بگیرد. شاید در خلوت بارها برای خودم پیش آمده و خودم با خدای خودم صحبت کردم؛ وقتی درد و رنجی به من رسیده، گفتم که خدایا چرا این درد و رنج به من رسیده، چرا من باید سختی بکشم، چرا مسافر من مصرف‌کننده است، چرا دیگری در آسایش و آرامش است، چرا همیشه صدای فریادهای من باید بلند باشد، این سئوال‌ها را خیلی با خودم تکرار کردم. این دستور جلسه دقیقاً به من می‌گوید که چرا این اتفاقات برای من می‌افتد. آقای مهندس به زیبایی این مطلب را باز می‌کنند که چرا باید سختی و رنج بکشیم، زمانی که خانم نرگس به من زنگ زدند و گفتند شما استاد جلسه هستید من با خودم فکر کردم و گفتم که هر کسی استاد جلسه می‌شود دستور جلسه‌ها خودشان فرد را انتخاب می‌کنند و فرد را طرف خودشان می‌کشند؛ اما وقتی که گوشی را قطع کردم با خودم گفتم این اصلاً ربطی به من ندارد، عدالت یعنی چه؟ شاید دستور جلسه دیگری بود بهتر به من می‌خورد و برای این‌که این‌جا بتوانم صحبت کنم رفتم و مقاله‌ها را خواندم و سی‌دی‌ها را گوش کردم و اتفاقاً دیدم این دستور جلسه برای من نوشته شده و چه‌قدر آموزش گرفتم و فهمیدم برای چه عدالت در زندگی من برقرار نمی‌شود، چرا من در درد و رنج هستم.

برای این‌که آگاهی و دانایی ندارم زمانی که به آگاهی و دانایی برسم کم‌تر درد می‌کشم. آقای مهندس می‌گویند ما دو نوع عمل داریم عمل نیک و عمل سالم، من خودم همیشه استاد عمل نیک بودم یعنی چه؟ یعنی این‌که دلم می‌خواست کار همه را راه بیندازم، صد خودم را برای آدم‌ها می‌گذاشتم، محبت زیادی می‌کردم؛ ولی قدردانی و نتیجه خوبی نمی‌دیدم و به جای آن بی‌معرفتی نصیب من می‌شد، بعد با خودم می‌گفتم که فاطمه چرا این کار را انجام داده‌ای، چرا محبت الکی کرده‌ای و قدر تو را ندانستند و شروع به سرزنش‌کردن خودم می‌کردم، بعد از سرزنش‌کردن که تنها می‌شدم سراغ خدای خودم می‌رفتم و می‌گفتم تو مگر نمی‌گویی من باید کار خوب انجام بدهم؛ ولی چرا این‌قدر اذیت می‌شوم و این دستور جلسه به من گفت فاطمه کار تو خوب و درست است؛ اما تو عمل نیک انجام داده‌ای و نتیجه بد گرفته‌ای؛ چون عملت سالم نبوده است. آقای مهندس در سی‌دی عدالت می‌گویند محبت هم اندازه دارد و باید به اندازه محبت کرد. در زندگی همه چیز باید تعادل داشته باشد؛ وقتی به کسی زیادی محبت می‌کنید آن را از دست می‌دهید و بهتر است به اندازه محبت کنید، همه چیز را به اندازه و به جا انجام دهید و برای این‌که من از عدالت درونی به تعادل برسم؛ باید دانایی خود را بالا ببرم و کاری که انجام می‌دهم باید بدانم این عمل نیک یا عمل سالم است.

خداوند در کلام‌الله می‌گویند، آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند یکسان هستند؟ که این معنای عدالت است و خداوند هم می‌‌فرمایند کسانی که دانایی دارند در وضعیت بهتری هستند و کسانی که نادانند در وضعیت بدتری می‌باشند. در جای دیگر خداوند می‌گویند هر گرفتاری که برای شما پیش می‌آید مصوب آن خودتان هستید، واقعاً من اگر فکر کنم که چرا درد و رنج می‌کشم و به آگاهی برسم دیگر آن دردها تکرار نمی‌شوند. متأسفانه خودم در یک تکرار مثلث‌وار گیر می‌کردم و یک اشتباه را هزاران بار تکرار می‌کردم و از آن درس نمی‌گرفتم؛ وقتی کنگره آمدم خیلی چیزها را آموزش گرفتم که باید دانایی داشته باشم بعضی وقت‌ها یک‌سری اتفاقات دست ما نیست، مثلاً بچه‌ای که معلول به دنیا می‌آید تکلیف این چه می‌شود، او که تقصیری نداشت دانایی و آگاهی هم در تولد او تأثیری نداشت، یا این‌که مریض می‌شویم و می‌گوییم تقصیر من چیست و این هم ربطی به آگاهی و دانایی نداشته است، من این سئوال را از راهنمای عزیزم پرسیدم و گفتند تمام درد و رنج‌هایی که به ما می‌رسد یا ما باید از آن آموزش بگیریم یا آن درد و رنج ما را بزرگ می‌کند و باعث قوی‌تر شدن ما می‌شود بعضی وقت‌ها کارهایی که از دست ما بر نمی‌آید شاید قرار نباشد خودمان عدالت را برقرار کنیم و اتفاقات خوب رَقم بزنیم و باید به خداوند بسپاریم و توکل کنیم و کار خودمان را انجام بدهیم؛ اما نتیجه را به خداوند واگذار کنیم و آن درست می‌شود.

دلنوشته‌ای از آقای خدامی خواندم خیلی قشنگ بود گفتند ما برای این‌که در آرامش باشیم هیچ راهی نداریم مگر این‌که در صراط مستقیم باشیم؛ چون در صراط مستقیم تمام آن حس‌هایی که می‌خواهیم مثل احترام، دوست داشتن و تمام چیزهایی که آرزوی آنها را داریم مثل بارش رحمت الهی روی ما ریخته می‌شود و نیاز نیست بدویم که آرامش به دست بیاوریم، نیاز نیست از کسی بخواهیم که ما را دوست داشته باشد، به جایی می‌رسیم که خودمان، خودمان را دوست داریم و به آن تعادل درونی می‌رسیم. حالا آیا در کنگره همه با هم برابرند؟ سه ضلع اصلی آرم کنگره۶۰ عدالت، عمل سالم و معرفت است، عدالت وقتی می‌خواهد برقرار شود ما باید به آگاهی برسیم. معرفت؛ یعنی آگاهی و دانایی، زمانی که ما به آگاهی و دانایی می‌رسیم یک تعادل در ما به وجود می‌آید که باعث می‌شود عمل سالم انجام بدهیم. وقتی ما وارد کنگره شدیم فهمیدیم کنگره یک سری حرمت‌ها و چهارچوب‌ها دارد و خارج از کنگره چنین قوانینی نیست در کنگره آقای مهندس می‌گویند ما دو نوع عدالت داریم برابری و نابرابری، برابری؛ یعنی این‌که هر کسی از این در داخل می‌شود و هر شغلی که دارد فقیر و یا غنی باشد این‌ها همه برای ما یکسان است و انسان‌ها را به عنوان بنده می‌بینیم و هیچ تفاوتی بین آنها نمی‌گذاریم، همه کسانی که روی این صندلی نشسته‌اند برابرند و مثل هم هستند و شما را فقط با یک نام می‌شناسیم هیچ‌کس سئوال نمی‌کند کار شما چیست، اعتقاد و مذهب شما چیست،  ما یک هدف مشترک داریم و آن هم درمان و رسیدن به حال خوب است؛ ولی در مورد نابرابری قطع به یقین رهجوها با هم برابر نیستند رهجویی که سه سال آمده و هنوز رها نشده است با رهجویی که رها شده است و خدمت انجام می‌دهد با هم متفاوت هستند. نابرابری در جایگاه است جایگاه ایجنت و راهنما با هم متفاوت است تمام این‌ها با یکدیگر فرق می‌کنند و جایگاه آنان بر اساس دانایی و آگاهی است. آقای مهندس می‌گویند محبت در کنگره برای همه جاری است؛ اگر می‌بینید برخوردی با شما می‌شود به خاطر این‌ است که شما بهتر شوید. این خدمت‌ها هستند که آدم را می‌سازند و خیلی چیزها را در خدمت‌ها یاد می‌گیریم و باعث می‌شود به آرامش برسیم آقای مهندس می‌گویند خدا را شکر کنید اگر خدمتی به شما می‌دهند آن خدمت لطف خداوند است، از خدمت کردن فرار نکنید و دنبال خدمت کردن باشید تا به حال خوب برسید.

مرزبانان کشیک: همسفر محدثه و مسافر محمدرضا
تایپیست: همسفر منیره رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ویرایش: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) دبیر سایت
  ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلی‌خان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .