English Version
This Site Is Available In English

عدالت یعنی تعادل، قرار گرفتن هر چیزی سر جای خودش

عدالت یعنی تعادل، قرار گرفتن هر چیزی سر جای خودش

جلسه دوازدهم از دوره پانزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دنا شهرضا به استادی اسیستانت همسفر اعظم، نگهبانی همسفر اکرم و دبیری همسفر فرشته با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» روز یکشنبه ۱۸ مردادماه ۱۴٠۵ ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند بزرگ را به خاطر اجازه ورود من به کنگره بسیار سپاسگزارم. از آقای مهندس، خانم کماندار و خانواده محترمشان بسیار سپاسگزارم به خاطر این‌که اجازه خدمت را به من دادند. خدمت به شما عزیزان از این‌که یک بار دیگر در نمایندگی دنا شهرضا در خدمتتان هستم بسیار خوشحالم. امیدوارم دو هفته خیلی عالی را پشت سر گذاشته باشید و با انرژی دوچندان وارد کنگره شده باشید برای ادامه مسیری که قرار است طی کنید. اگر سفر اولی هستید، ان‌شاءالله خیلی زود و به‌موقع و با انجام همه کارهایی که باید بتوانید به سفر دوم برسید و رهایی بگیرید. اگر سفر دومی هستید ان‌شاءالله در مسیر خدمت بتوانید کوشا، توانا و موفق باشید. خدمت ایجنت، مرزبانان و راهنماها خداقوت و خسته نباشید جانانه عرض می‌کنم؛ ان‌شاءالله که دو هفته را کامل استراحت کرده باشید و با توان دوچندان به مسیرتان ادامه دهید و بتوانید برای انسان‌ها الگوی مناسبی باشید.

دستور جلساتی که ما در کنگره۶۰ در هفته‌های مختلف داریم برای این است که در مورد دستور جلسه فکر کنم و ببینم دستور جلسه به چه درد من می‌خورد. دستور جلسه این هفته ما عدالت است. آیا در کنگره همه افراد باهم برابرند یا خیر؟ در مورد این دستور جلسه باید فکر کنم و در نهایت یک جواب درست و مناسبی به این سؤالی که از من پرسیده شده بدهم و چرایی آن را در ذهن خود برای خودم مشخص کنم که اگر افراد در کنگره۶۰ باهم برابرند چرا برابرند؟ اگر برابر نیستند چرا برابر نیستند؟

خب در قسمت اول دستور جلسه می‌گوید: عدالت؛ عدالت یعنی تعادل، یعنی قرار گرفتن هر چیزی سر جای خودش. قبل از این‌که وارد کنگره شوم همیشه فکر می‌کردم عدالت یعنی همه‌ چیز را به‌صورت مساوی بین افراد تقسیم کنند؛ اگر صندوق سیبی داریم، به هر نفر یک عدد بدهند این می‌شود عدالت. از بچگی به من گفته بودند خداوند عادل است؛ خب من این را قبول داشتم تا این‌که بزرگ شدم و داخل شرایط مختلف قرار گرفتم. با چالش‌ها و مشکلاتی مواجه شدم و یک روزی در اوج مشکلات و حال بد به این نتیجه رسیدم که خداوند هم عادل نیست. خداوند اگر عدالت داشت چرا من باید همسر یک مصرف‌کننده باشم؟ خداوند اگر عدالت داشت چرا من باید مثلاً فلان مشکل را داشته باشم؟ و به این نتیجه رسیده بودم که هیچ عدالتی جاری نیست و چرا می‌گویند خداوند عادل است.

وقتی وارد کنگره شدم یواش‌یواش یک‌سری از مسائل را یاد گرفتم. هیچ‌وقت داخل کنگره هیچ‌چیزی را به‌زور به ما نمی‌گویند؛ نمی‌گویند که خداوند عادل است؛ باید این را قبول کنی، این جزو دین است، اگر این را قبول نداشته باشی فلان می‌شود. می‌گویند وادی اول: تفکر کن و خودت به نتیجه برس که آیا خداوند عادل هست یا نه؟ آیا عدالت در هستی جاری است یا خیر؟ باید در مورد آن تفکر کنی، معرفت و دانش کسب کنی تا متوجه شوی که به چه صورت است؛ مثل دستور جلسه‌ای که امروز قرار است یک هفته در مورد آن فکر کنیم، مطالعه کنیم و از راهنماهایمان بپرسیم و در آخر خودمان به نتیجه برسیم که آیا عدالت جاری است یا نیست. من بعد از حضورم داخل کنگره و یادگرفتن و طی کردن مراحل در شعبه‌های مختلف، بالأخره یک روز عدالت خداوند کاملاً برایم نمایان شد؛ بنابراین اگر من داخل هر وضعیتی هستم عین عدالت است. اگر امروز حالم خوب است عین عدالت است، اگر امروز حالم بد است و مشکلات زیادی دارم آن هم عین عدالت است؛ چرا؟ چون خودم با دست‌های خودم همه‌چیز را برای خود مهیا کرده‌ام.

ما در کنگره یاد می‌گیریم که زندگی ما با دنیا آمدنمان شروع نمی‌شود؛ بلکه زندگی ما از روز ازل شروع می‌شود؛ روز ازل، روزی که نمی‌دانیم کی است، از کی آغاز شده، چند دوره زندگی کردیم، کجا بودیم و چه مسیرهایی را طی کردیم. تک‌تک انسان‌ها و تک‌تک ما هرکدام مثل یک کتاب هستیم؛ کتابی که الآن رسیده‌ایم به وسط آن، در صفحه‌ای هستیم که فقط امروزمان را می‌دانیم و یادمان است. خیلی که حافظه قوی داشته باشیم از روز تولدمان یادمان است، تازه آن را نیز کاملاً نمی‌دانیم که لحظه‌به‌لحظه چه تفکری داشتم، به چه چیزی فکر کردم و چه کاری انجام دادم؛ یادمان می‌رود اگر خیلی حضور ذهن داشته باشیم.

بسیاری از ما از لحظه تولد خود، از وقایع پیشین بی‌خبریم؛ گویی در میانه کتابی هستیم که نمی‌دانیم صفحات پیشین آن چگونه ورق خورده است. ما از افکار، تجربیات و شرایطی که پیش‌تر برای خود مهیا کرده‌ایم آگاهی نداریم. به همین سبب هنگامی که در مواجهه با موقعیت‌های دشوار و بحران‌های بزرگ قرار می‌گیریم، ناخودآگاه به شکایت می‌پردازیم و می‌گوییم این حق من نبود؛ من شایسته زندگی بهتر، فرزندان برتر، محیطی زیباتر و جایگاهی والاتر بودم؛ اما حقیقت آن است که خداوند در کلام خود به ما می‌آموزد که انسان همان چیزی است که با تلاش خود رقم زده است. هر موقعیتی که امروز در آن قرار داریم، پیامد مستقیم انتخاب‌ها و اعمال ماست. اگر فرزندان ما با کلام یا رفتار ناصحیح با ما برخورد می‌کنند، این نتیجه‌ تربیت و هدایت ماست. اگر با مشکلات اقتصادی مواجه هستیم یا در روابط اجتماعی خود با چالش روبه‌رو هستیم، این‌ها نتایج مستقیم یا غیرمستقیم تصمیمات خودمان است.

معنای واقعی عدالت قرارگیری هر چیز در جایگاه صحیح خود است. برای نمونه، مادری که دو فرزند با سنین متفاوت (مثلاً ۲ و ۲۰ ساله) دارد، اگر به هر دو مقدار مساوی غذا بدهد عادل نیست؛ زیرا نیاز فرزند ۲۰ ساله را با مقدار کمتری از غذا پاسخ نمی‌دهد. عدالت ایجاب می‌کند که به هر فرد بر اساس نیاز و جایگاهش برخورد شود. اگرچه خداوند در ابتدای آفرینش، امکانات بنیادین و برابر (مانند اکسیژن، آب، نور خورشید و ساختار بدن) را برای همه انسان‌ها فراهم آورده است؛ اما مسیر زندگی و جایگاه‌های اجتماعی، بر اساس تلاش فرد متفاوت خواهد بود.

کنگره نیز از الگوهای طبیعت و هستی پیروی می‌کند. در بدو ورود فارغ از جایگاه شغلی یا تحصیلاتی (خواه پزشک باشد، مهندس، معلم یا کارگر)، همه افراد در برابر قوانین و حقوق برابر هستند؛ همه صندلی‌ یکسان، چای و لژیون یکسان دریافت می‌کنند؛ اما با پیشرفت در مسیر و کسب آموزش‌ها، افراد جایگاه خود را تعیین می‌کنند. یک فرد در سال‌های ابتدایی ورود به کنگره صرفاً یک سفر اولی است، اما با گذشت زمان و طی کردن مسیر رهایی با تلاش و حرکت خود، جایگاه‌هایی چون مرزبان یا راهنما را کسب می‌کند.

در کنگره برابری در حقوق اولیه است نه لزوماً در جایگاه‌های سلسله‌ مراتبی. ما حتی از القاب شغلی مانند دکتر یا مهندس نیز پرهیز می‌کنیم تا تفاوت‌های اجتماعی در محیط کنگره رنگ و بویی نداشته باشد و همه تنها با نام خود شناخته شوند. ویژگی منحصر‌ به‌فرد کنگره این است که هر فردی بدون محدودیت می‌تواند به بالاترین جایگاه‌ها دست یابد؛ مشروط بر این‌که مسیر تزکیه، پالایش، کسب معرفت و دوری از ضد‌ارزش‌ها را طی کند. در این مسیر هدف تنها خدمت به دیگران است و هیچ پاداش مادی یا حقوقی در کار نیست. در نهایت همان‌گونه که در آموزش‌ها تأکید شده است، زندگی ما بر سه اصل استوار است: خواست، تقدیر و فرمان الهی. اگر خواست ما بر این باشد که با پشتکار، مسیر خدمت را طی کنیم و به دنبال ارتقاء خود باشیم، قطعاً به اهداف خود دست خواهیم یافت.

مرزبان کشیک: همسفر نسرین
تایپیست: همسفر مریم و همسفر ترانه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر مهناز 
همسفران نمایندگی دنا شهرضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .