به نام قدرت مطلق الله؛ عدالت، آن چیزی است که در کنگره۶۰ فهمیدم. گاهی فکر میکنم اگر قرار باشد فقط یک کلمه را انتخاب کنم که معنی آن را در کنگره۶۰ بهتر از همیشه فهمیدهام، آن کلمه عدالت است. قبل از اینکه وارد این مسیر شوم، شاید عدالت را اینطور میدیدم که همه باید دقیقاً به یک اندازه داشته باشند، به یک اندازه دیده شوند و برای همه یک اتفاق بیفتد. اما امروز میفهمم عدالت همیشه به معنی یکسان بودن نیست.
در کنگره۶۰ آدمهایی را میبینم که هر کدام از جایی آمدهاند؛ با گذشتههای متفاوت، با دردهای متفاوت و با زندگیهایی که شاید هیچ شباهتی به هم نداشته باشند. یکی تازهوارد است و هنوز نمیداند باید از کجا شروع کند. یکی سالهاست در این مسیر قدم برداشته. یکی خدمتگزار است، یکی آموزش میگیرد و دیگری هنوز در حال پیدا کردن خودش است. اما با تمام این تفاوتها، یک چیز بین همه مشترک است، همه انسانیم. اینجا کسی به خاطر گذشتهاش از دیگری کمارزشتر نیست.
کسی که امروز در ابتدای راه ایستاده، میتواند روزی به جایگاهی برسد که شاید خودش هم تصورش را نمیکرد و در طرف مقابل کسی که جایگاه بالاتری دارد، اگر آموزش و حرکتش را متوقف کند، نمیتواند فقط به خاطر گذشتهاش انتظار داشته باشد که همیشه همانجا بماند. اینجاست که معنی عدالت برای من عوض شد. فهمیدم کنگره به همه یک فرصت میدهد، اما نتیجه زندگی هرکس به اندازه حرکت خودش است.
اگر من بخواهم بنشینم و فقط به جایگاه دیگران نگاه کنم، شاید تصور کنم عدالت رعایت نشده است. اما اگر به مسیر خودم نگاه کنم، میبینم که عدالت از همان جایی شروع میشود که مسئولیت زندگی خودم را میپذیرم. من نمیتوانم انتظار داشته باشم کسی که سالها آموزش دیده و خدمت کرده، همان جایگاهی را داشته باشد که منِ تازهوارد دارم و از طرف دیگر، او هم نمیتواند به خاطر جایگاهش خودش را بالاتر از انسان دیگری بداند.
پس شاید عدالت واقعی همین باشد که در ارزش انسانی، برابر باشیم؛ در فرصت، برابر باشیم؛ اما در نتیجه، به اندازه تلاش و حرکت خودمان سهم داشته باشیم. کنگره۶۰ به من یاد داد که گذشته آدمها را نباید معیار ارزش آنها قرار داد. ممکن است کسی روزی در بدترین شرایط زندگیاش بوده باشد، اما امروز در مسیر تغییر قرار گرفته باشد و شاید همین زیباترین قسمت عدالت باشد؛ اینکه گذشته، حکم آینده انسان را صادر نکند. اینجا کسی نمیگوید چون تو اشتباه کردهای، دیگر حق نداری خوب شوی.
اینجا به تو فرصت میدهد که حرکت کنی، آموزش بگیری و خودت را پیدا کنی. اما بعد از آن، انتخاب با خودت است. اگر حرکت کنی، نتیجهاش را میبینی. اگر خدمت کنی، رشد میکنی. اگر آموزش را جدی بگیری، نگاهت تغییر میکند و اگر فقط منتظر باشی که دیگران برایت کاری انجام دهند، هیچ جایگاهی نمیتواند تو را به مقصد برساند. امروز وقتی به کنگره نگاه میکنم، عدالت را فقط در جایگاهها نمیبینم؛ عدالت را در فرصتی میبینم که برای تغییر به انسان داده میشود. فرصتی که شاید خیلی از ما بیرون از اینجا دیگر امیدی به داشتنش نداشتیم و شاید به همین دلیل است که برای من، کنگره فقط جایی برای رهایی نیست. جایی است که یاد میگیریم چگونه انسان بودن، مسئول بودن و عادل بودن را در زندگی خودمان جاری کنیم.
امروز اگر بخواهم از خودم بپرسم که آیا همه در کنگره۶۰ با هم برابرند؟ جوابم این است: بله؛ در انسان بودن، در ارزش، در حق انتخاب و در فرصتی که برای حرکت دارند. اما قرار نیست همه یک مسیر را با یک سرعت طی کنند و به یک نقطه برسند. چون عدالت این نیست که به همه یک نتیجه بدهند؛ عدالت این است که به همه فرصت رسیدن بدهند و از اینجا به بعد، این من هستم که باید حرکت کنم. شاید بزرگترین درسی که از عدالت گرفتهام همین باشد که خودم را بالاتر یا پایینتر از دیگری نبینم. فقط بدانم من هم مثل همه، یک انسانم؛ با یک فرصت، یک مسیر و یک مسئولیت!
اگر امروز چیزی در زندگیام تغییر کرده، به این دلیل است که فهمیدهام عدالت را نباید فقط از دیگران انتظار داشته باشم. گاهی باید اول از خودم شروع کنم. عدالت، از جایی آغاز میشود که انسان سهم خودش را از زندگی بپذیرد. سپاسگزارم که در این مسیر قرار گرفتم. سپاسگزارم برای فرصت آموزش، خدمت و برای فرصتی که دوباره به انسان داده میشود تا خودش را بسازد.
نویسنده: همسفر بهجت رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رضوی
- تعداد بازدید از این مطلب :
46