جلسه سیزدهم از دوره چهل وششم جلسات خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی خمین با استادی مسافر محمد نگهبانی مسافر علی محمد و دبیری مسافر حجت با دستور جلسه" در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید" در روز سهشنبه۳۰ تیر ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ برگزار شد.
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر؛
خدا را شکر میکنم که امروز این افتخار را دارم تا در جمع عزیزان در شعبه خمین، دستم را بالا ببرم و خودم را با لقب «مسافر» به شما معرفی کنم. شاید بپرسید چرا محمد خودش را مسافر مینامد؟
در کنگره ۶۰، هیچ واژهای بیهدف و تصادفی به کار نمیرود. تمام مفاهیم، از کوچکترین جزئیات در پنفلتها گرفته تا ساختار جلسات، با دقت و تفکر عمیق طراحی شدهاند. تمام اینها برای این است که استاد بتواند مراحل را با آرامش و نظم پشت سر هم طی کند. این نشان میدهد که مهندس روی ریزترین جزئیات کنگره تفکر و تأمل داشتهاند که وادی اول را اجرا کردهاند و کنگره را اداره می کنند تا ما بتوانیم برای درمان به اینجا بیاییم.
مسافر بودن یعنی آگاهی از اینکه در حال طی کردن یک مسیر هستم. هر سفری، مبدأ و مقصدی دارد. همانطور که در دعاها میگوییم: سفر از تاریکی به سوی روشنایی، از قهر به سوی مهر، از بدی به سوی خوبی و از ذلت به سوی لذت. این همان سفری است که من در پی آن هستم.
اما برای اینکه این سفر کامل باشد و به درمان دست یابم، باید از ۱۴ وادی عبور کنم؛ باید چهارده مرحله را یاد بگیرم و از آنها بگذرم.
در ساختار کنگره، ما دو نوع وادی حیاتی داریم: دو وادی «مادر» که با تفکر آغاز میشوند و ده وادی که مربوط به «حرکت» هستند.
وادی اول، وادی تفکر است که با ساختارها آغاز میشود و در وادیهای بعدی باز و تفسیر میگردد. اما از وادی پنجم به بعد، دیگر بحث از «حرکت» است؛ از رودهای خروشان و چشمههای جوشان گرفته تا رسیدن به نهایتِ «محبت». یعنی در نهایت، همه چیز به «عمل» ختم میشود.
اینجاست که برای من محمد، یک درس بزرگ روشن میشود: عظمت حرکت، چقدر از تفکر فراتر میرود.
بسیاری از سیستمها و انجمنهای برادری در جهان وجود داشتند که تفکرات بسیار خوبی داشتند، اما متأسفانه در بخش «عمل» و اجرا ضعیف بودند. آنها به دلیل عدم قدرت در مرحله عمل، محکوم به فنا، نابودی یا دور شدن از مسیر اصلی شدند. اما ما در کنگره ۶۰ میخواهیم «عمل» کنیم. ارزش واقعی یک فرد در کنگره، در میزان عمل کردن اوست. همانطور که در CDها میگوییم: «لنگر کشتی را بکش، حرکت کن، خود را از بند نیروهای تاریکی و زندانهایی که برای خود ساختی آزاد کن.»
به راهنماهایی که شال نارنجی به گردن دارند نگاه کنید. آیا آنها اینجا هستند تا چیزی دریافت کنند؟ خیر؛ آنها نه پول میگیرند و نه هیچ سود مادی دیگری. پس چرا در تکاپو هستند؟ چرا روز به روز بیشتر به کنگره ۶۰ نزدیک میشوند؟
پاسخ در تجربه شخصی من است: من هر فرمانی از مهندس را که در زندگیام عملی میکنم، شاهد وقوع اتفاقات خوب در زندگیام هستم.
ما در جهانی زندگی میکنیم که جهانِ «ماده» است. در این جهان، نمیتوان فقط با تفکر به درمان اعتیاد یا به حال خوش رسید. حتماً نیاز به حرکت و «مشق نوشتن» هست. باید سر ساعت در جلسه حضور داشت، دستورات راهنما را مو به مو اجرا کرد و حتی در مصرف دارو دقت کرد. کوچکترین بیدقتی در عمل، مانع از رسیدن به نتیجه سالم میشود.
فصلهای زندگی و شکوفههای مسیر
در پایان، میخواهم از فصلی که کنگره از آن میگذرد بگویم. هر موجودی، همانطور که زمین فصلهای مختلف را تجربه میکند، فصلهای مختلفی را در زندگی خود پشت سر میگذارد. کنگره ۶۰ هم فصلهای مختلفی را تجربه کرده است.
ما در این فصل، شاهد رفتن برخی هستیم؛ برخی مانند «شکوفهها» بودند که در برابر بادِ شرایط نامساعد، به درخت نچسبیدند و سقوط کردند. اما بیایید بدانیم که سقوط یک شکوفه، پایانِ درخت نیست؛ شکوفه فنا میشود، اما درخت به حیات خود ادامه میدهد. درخت فصلهای مختلف را تجربه میکند، اما در نهایت همیشه به بهار بازمیگردد و سبز خواهد بود.
انشاءالله که این اتاق دوباره پر از مسافرانی شود که با عشق، محبت و در جستجوی «حال خوش» هستند.
از اینکه به سخنان من گوش دادید، سپاسگزارم.
تهیه وتنظیم: مسافر میلاد از لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
70