سلام دوستان، امیر محمد هستم یک همسفر.
در سی دیِ تینِیجر دکتر امین سه موضوع را به عنوان مقدمه بیان می کنند:خودمرکزبینی، وادی سوم و توقع داشتن.
خودمرکزبینی در انسان به این صورت است که انسان خودش را منشأ همهچیز میداند؛ یعنی طرف همچین تفکری دارد که مثلاً دنیا برای او خلق شده است، هر چیزی که خوب است متعلق به آن است و دارای ویژگی خاصی است، یعنی جدا از انسانهای دیگر برتری دارد.
بعد، یک مسئلهای هم که بیان کردند، این دسته از انسان ها هر چیزی که خوب باشد، حق و لایق شان می دانند، اگر چیزی باب میل آنها نباشد، و مخالف خواسته های آنها باشد آنرا ناحق میدانند.
که در ادامه، این انسانها توقع خیلی بیش از حد و زیادی دارند و در مسئولیت های زندگی شان ، به مشکل میخورند.
ابتدا آمدند تعریف «تینِیجر» را عنوان کردند. «تین» توی شمارش اعداد انگلیسی از ۱۳ تا ۱۹ (Thirteen تا Nineteen)؛ اینها تینهایی هستند که دوران نوجوانی به جوانی را برای ما عنوان میکند و میگوید در این دوران، بیشترین جنگ و تنش رو با نیروهای منفی دارد، برای اینکه راه را بالاخره تصمیم بگیرد در چه مسیری قدم بردارد؛ چون دوره ۱۳ تا ۱۹ سالگی دوره سازندگی است و این جنگهای پیاپی که صورت میگیرد در آخر ربیهی من رو به عنوان یک انسان تقریباً مشخص میکند.
حالا میگوید که این انسان یک روح، یک جن و یک نفس دارد. نفس اش را به عنوان موجودیت خودش که قبول داریم، روح به عنوان اون مربیای که به سوی خوبیها او را هدایت میکند، جن به عنوان مربیای که به سوی بدیها او را هدایت میکند، هر کدام کار معلمی خود را انجام می دهند تا شخص را در مسیری که خودشان دوست دارند، قرار بدهند.
در قرآن این موضوع بیان شده که، روح تحت امر پروردگار است و به خوبیها نیکیها فرمان میدهد و روح تحت حمایت نیروهای برتر قرار میگیرد، نیروهای مثبت قرار میگیرد؟ حالا اون نیروی مثبت میتواند پدر و مادر باشند که به خوبی هدایت میکنند، یک راهنمای خوب باشد مثل راهنماهای کنگره ۶۰، میتواند معلمهایی باشد که فرد را به مسیر درست هدایت میکند، آموزش درست به ما می دهد.
هر کدام جنبههای متعدد وجودی یک انسان را تغذیه میکنند. از پدر مادری که آداب معاشرت را یاد فرزند خود میدهد: نوع صحبت کردن، نوع نشستن، نظم داشتن و تمیز بودن، غدا خوردن؛ دکتر امین خیلی قشنگ اشاره کردند که: «ما چند وقت فکر میکنیم معلم فقط کسی است که میآید به بچهی ما یه شاخهای از علوم رو درس میده و از آن مطلب عبور می کند؛ در صورتی که درس اصلی زندگی هر فرزند یا هر انسانی علم زندگی کردن؛ که بداند چه مراودات را انجام بدهد، چگونه از زندگی اش لذت ببرد، زمانبندی اش را مدیریت کند، بتواند از آموزشهای مختلف مستفیض بشود.»
اینها علمی هستند که فرد باید یاد بگیرد، در غیر اینصورت آن علوم خاصی که یاد میگیرد، آنها میتواند یک شاخه از زندگی فرد رو بزرگ نشان دهد؛ مثلاً من شیمیدان یا فیزیکدان یا ریاضیدان می شوم. ولی ماهیت فرد، نوع رفتار و برخورد فرد، جنبههای متعددی که پدر و مادر به او یاد داده است، به عنوان ادب ازش یاد میکنیم: آداب غذا خوردن، آداب ارتباط برقرار کردن، آداب رفتوآمد کردن، آداب نشستن، آداب برخاستن، آداب مثلاً هر چیزی که شما فکر بکنید، آداب خاص خودش رو داره که ما اونا رو یاد میگیریم، منظم بودن، نظافت رو رعایت کردن، مشارکت کردن، انسان بودن در نهایت که همه شاخهها را در نظر بگیرید.
و جنبههای متعددی که انسان به این صورت آموزش میگیرد پایه وجودی خود را تشکیل میدهد. یه فردی که تو یه جنبه فقط بالا می رود، این یک جنبه ای است که اگر که جنبههای علم زندگی در کنارش نباشد، مثل بیدیئه که به هر بادی میلرزد و متزلزل میشود؛ ولی اگر آدم پایهاش قوی باشد، میتواند وارد جامعه بشود و میتواند یک شاخه از علم خاصش را هم بزرگ نشدرجامعه همیشه مشاهده می کنیم که فرزندان هر خانواده به مرحله ای از سن میرسند، میخواهند وارد جامعه بشوند، دائما نگران هستند؛ بعضی از پدر و مادرها یا اغلب پدر و مادرها که جامعه خراب است، بچهها میروند اینجوری میشود، دوستش چه کسی باشد، با چه کسی رفتوآمد کند، چی ببیند، چه کاری انجام دهند؛ و زمانی که این نگرانیها در وجودمان هست همیشه به ما گفته میشود که اگر فرزندتان را خوب تربیت کرده باشید، پیوندهای میمونی که در درون اش ایجاد شده اینقدر آنها را رشد داده که با وجود تمام تاریکیها و نیروهای بازدارندهای که در جامعه هست، او راه خود را متفاوت نمیکند، راه آن را بیراهه نمیرود؛ چون که ریشه وجودی قوی دارد. اگر با پرورش درست، آموزش درست، یک تربیت درست شده باشه، آن فردی نیست که به راحتی وارد امور مختلف شود و سپس منحرف بشود و حتی ممکن است تا زمانی که صاحب فرزند می شوند این خصلت را همراه خود داشته باشند.

دکتر امین فرمودند:«اگر که یک فرزندی دارد کاری را انجام می دهد و یک سری تواناییها دارد، بگذارید اون تواناییهایش در ادامه مثل بقیه صفات وجودی اش رشد کند و با انجام آن کار، توانایی بیشتری کسب کند. نه اینکه به خاطر یاد گرفتن یک شاخه از علم از همه کارها محروم کنید.به عنوان مثال: نه، این کار رو نکن، دست به سیاه و سفید نزن، فقط درست را بخوان، این کارهایی که گفته شده باید انجام داده باشی.»
و ضربالمثل داریم که می گوید: کار نیکو کردن از پر کردن است، واقعاً در ادامه آن فردی که به کرات یه چیزی رو تکرار کرده باشد، خیلی قشنگ و خوب میتواند آن را انجام بدهد و مؤثر واقع بشود.
همچنین فرمودند که خدمتکار فرزندانتان نشوید؛ هرچه که خواست به او ندهید، هر خدمتی خواست مجانی برای آن انجام ندهید و این را باید پایه آموزشی که باید برای فرزندتان در نظر بگیرید، قرار بدهید.
سخنی بیان کردند که «دوست داشتن واقعی این نیست که هر کاری که خواست، هر امکاناتی را که خواست در اختیارش بگذاریم، هر کاری خواست برایش انجام بدهیم؛ این جهل مطلق است و بدترین کاری است که میشود برای فرزند انجام داد، بدترین نوع آموزشی است که میشود به اجرا درآورد.»
به عنوان مثال مسافر می گوید: «اگر برایم ماشین و خانه خریدی یا اگر مستقل شدم، من خودم را در راه درمان قرار می دهم.»
باور کنید که درختی که مرتباً آبیاری بشود، ریشههایش رشد نمیکند؛ ریشههایش یاد نمیگیرد تو زمین پراکنده بشود و خودش رو محکم و باسلامت نگه دارد. و اون همان درختی است که ریشههایش به وفور آب خورده و روشنی نکرده است، نیازی نداشته که دل سنگ و خاک را بشکافد، و خودش را به آبی برساند که بتواند ماهیتش رو حفظ کند و اون را محکم نگه دارد، آن یک چیزی شده که خیلی متزلزل است.
درختی که نتواند ریشههایش را در زمین پراکنده کند، قاعدتاً با هر بادی میلرزد، ممکن است که سرنگون بشود. انسانها هم به این شکل هستند.انسانهایی که مرتباً خواستههایشان اجابت شده است، تلاشی نکردند، قدرتی پیدا نکردند و برای روزهای سخت به آن ثبات نرسیدند. و آدمی است که نمیتواند خودش را از زیر بار مشقتهایی که در مسیر زندگی برایش پیش میاید، بتواند توانمند از پس آنها بربیاید.
کالبد ضعیف است، پیوندهای نامیمون بهش خورده است و اون را از پا درمیآورد.
انشاءالله که بتوانیم در سایه خودمان را برای درست حرکت کردن و درست رفتار کردن با مسافرها قرار دهیم .

نویسنده: همسفر امیرمحمد از لژیون یکم به راهنمایی راهنمای محترم همسفر مصطفی
ویراستاری متن: همسفر سهند از لژیون یکم به راهنمایی راهنمای محترم همسفر مصطفی
- تعداد بازدید از این مطلب :
346