سلام دوستان رحیم هستم یک مسافر.
در نوشتن ناواردم بخصوص در زیبا سخنگفتن. دلنوشته برای من این معنا را دارد که به آنچه ایمان دارم همان را بگویم.
تا آدم با کفش کس دیگری راه نرفته یا جای او نبوده، حق قضاوت ندارد. چه بسیار انسانها هستند که بهتر میفهمند، بهتر تجزیهوتحلیل میکنند، بهتر بهخاطر میسپارند؛ اما زیر بار کار و زندگی خودشان ماندهاند. همه آدمها دارای صفات بد و خوب بیشماری هستند، هیچکس از تنبلی، بیتفاوتی یا بیخیالی بطور قطع در امان نیست مگر در چارچوب خاصی آموزشدیده باشد که توانسته باشد نفسش را به اختیار خودش در بیاورد. کار زمانی مشکلدار میشود که یک آدم سطح بالا با توانای و اعتمادبهنفس شکوفا نمیشود؛ موقعیت نیست، مربی نیست، کسی که او را درک کند یا بفهمد نیست. بعد سالها دستوپازدن خود را قانع میکند، تفاوتی با دیگران ندارد؛ اما در پس افکارش میفهمد که میفهمد. تابهحال درد آن انسان را چشیده است. اما از کنار آن درد رد هم نشدی.
تمرین بعد از آموزش و پذیرش قبل آموزش چند اصل است که در کنار پشتکار و بالابردن نقطهی تحمل با چاشنی امید و انگیزه میتواند یک فرد موردقبول و سازنده بسازد، شرط این است که در میان افراد، فردی باشد که او را بشناسند، قصدش کمک باشد و توانایی کمک نیز داشته باشد.
در زمانی که ما نمیدانیم، نه گفتن را یاد نداریم یا امید نداریم، در میان تاریکیها هستیم، انگیزه حرکت نداریم. اما با دریافت آموزشها گوش دلباز شده و اگر پذیرفته باشیم که یاد نداریم و سعی کنیم از عقل در کارهای زندگیمان استفاده نمائیم باز هم مشکلات زیادی هست تا به شو شود برسیم. نیروهای منفی کمی گیرکردن درگذشته را القا نموده و شیوه جدید حرکت برای ما غریب است. بههرحال هرچقدر بیشتر فرمانبردار باشیم کار سهلتر و جاده صافتر است. همانگونه که یک نهال به آب، خورشید و رسیدگی باغبان نیاز دارد یکی از تمرینات در حرکت روبهجلو و انجام دستورالعملها بعد از فرمانبرداری و نظمپذیری، برای من؛ خدمتکردن در کنگر است! چون یک تازهوارد هستم به همان جاروزدن اول دلخوشم یا چیدمان صندلی یا اینکه در طول جلسه تردد نکرده و سکوت کنم. همین کارهای کوچک پایهگذار کارهای بزرگتر است.
کلام آخر؛ ذهن انسان در پشت هر چیزی بدنبال منطق آن است. از آنجا که این ذهن، بزرگ و چندلایه است و حتی میتوان گفت بزرگیاش ناشناخته میباشد پس فقط عمل کن. این جمله را هر روز به خودم میگویم که فقط عمل کن!.
ممنون که وقت گذاشتید و این نوشتار را خواندید.
نگارش: مسافر رحیم از لژیون دوم
ویرایش: مسافر حسین
ارسال: مسافر مصطفی
مرزبان خبری: مسافر مرتضی
نمایندگی عصارزاده
- تعداد بازدید از این مطلب :
14