در حاشیه دستور جلسه «وادی پنجم و تاثیر آن روی من »، گفتوگویی با راهنمای محترم مسافر سعید، از خدمتگزاران باسابقه کنگره ۶۰، انجام دادیم. ایشان در این گفتوگو از تجربههای شخصی خود در دوران سفر و خدمت، نقش آموزشهای کنگره در تاثیر وادی پنجم بر مسافران و تاثیر حرکت و تسلیم نشدن سخن گفتند.
لطفاً خودتان را به رسم کنگره برای مخاطبان سایت معرفی کنید.
سلام دوستان سعید هستم یک مسافر
آخرین آنتی ایکس مصرفی شیره خوراکی، مدت سفر ۱۱ ماه و ۱۸ روز، راهنمای درمان مسافر رضا لژیون چهار شعبه شفا، ورزش دارت و شنا و پینگ پنگ، رهایی با دستان پرمهر جناب مهندس چهار سال و دو ماه و بیست روز
به نظر شما، مهم ترین پیام وادی پنجم برای یک مسافر چیست ؟
مهمترین پیام وادی پنجم به نظر من در خود تیتر وادی نهفته است که میگوید در جهان ما تفکر قدرت حل مسائل نیست و تواًم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید
خیلی واضح و روان به من مسافر گوشزد میکند که هرچه تفکر کردی، هرچه فکرهای قشنگ کردید هرچه ساختار چیدید هرچه تفکرات سالم انجام دادید، با اینها قطعا به نتیجه نخواهید رسید و باید در پی این تفکرات عمل هم باشد و با عملی کردن این تفکرات قطعا به نتیجه میرسیم
وادی پنجم در نگاه شما چه جایگاهی در سفر درمان دارد و چرا به آن وادی حرکت می گویند ؟
به نظر من وادی پنجم را میشود گفت برنامه ای هست بین دانستن و توانستن، یعنی من در اینجا متوجه میشوم که یک سری چیزهایی که میدانم را باید به این باور برسم که میتوانم انجامش بدهم این خیلی مهم هست یعنی اینکه همه مسافرها میدانند مواد مخدر بد هست یا اینکه همه میدانند که باید ورزش کنند ولی خب تا بحث عمل نیاید تا بحث حرکت کردن نباشد به نظر من هیچ تاثیری ندارد، در زندگی و در بحث جسم و اینکه چرا به آن وادی حرکت میگویند . خب خود متن وادی میگوید رفتن و رسیدن، حالا برای رسیدن به هدف، حرکت کردن و رسیدن، خیلی مهم هست.
به نظر من اگه کسی بخواهد به مقصد برسد باید اولین قدم را بردارد و حرکت کند و برود به سمت یکسری از دانستههای کار یا چیزی که به دست آورده است.

راهنما در این وادی چه وظایف و مسئولیت هایی نسبت به مسافر دارد ؟
به نظر من راهنما در این وادی یک سری وظایفی دارد فکر می کنم راهنما مثل یک محرک میشود هم برای حرکت کردن خودش و هم برای حرکت دادن رهجوهایش. نسبت به رهجوهایش وظیفه دارد که باید به نوعی رهجوها را از حالت تفکر به حالت عمل در بیاورد یا از آنها تکلیف بخواهد.اگر راهنما تکلیف نخواهد معمولا رهجو هیچ حرکتی نخواهد کرد یا اینکه راهنما باید خودش حرکت کند و در مسیر حرکت خود به عنوان الگو وظایفش را درست انجام بدهد تا رهجو هم ترغیب بشه به انجام وظیفهاش یا اینکه راهنما وظیفه دارد تکالیف و یه سری از وظایف رهجوها را برسی کند. و یا اینکه برای رسانیدن یک رهجو به هدفش خود راهنما باید امید باشد باید شور،اشتیاق و امید را درون رهجو ایجاد کند تا رهجو هم بتواند به مسیر خودش ادامه بدهد
رایج ترین چالش هایی که مسافران در وادی پنجم با آن مواجه می شوند، کدام است ؟
رایج ترین چالشهایی که مسافران در وادی پنجم با آن مواجه میشوند معمولا بحث کم کاری و بحث تنبلی، یا اینکه بهتر است بگوییم که یک مسافر جدا از بحث کم کاری و تنبلی ترس دارد از اینکه بخواهد یک سری ازتفکراتش را جامعه عمل بپوشاند و همیشه در این تفکر هست که اگر این کار نتیجه ندهد چه می شود .
یا اینکه به یک حدی میرسد یک مسافر یا یک رهجو که بیش از حد خودش را درگیر فکر کردنمیکند یعنی آن تفکر وادی اول را خیلی روی آن فوکوس میکند و میماند و نمیتواند تفکرش را جامعه عمل بپوشاند
ارتباط وادی پنجم با خدمت در کنگره۶۰ را چگونه توضیح میدهید؟
به نظر من کسانی که در کنگره خدمت میکنند ،وادی پنجم را در ورطه عمل انجام میدهند
این وادی پنجمهست که به من سعید یاد میدهد که چطوری باید خدمت کنم.
کسانی که خدمت میکنند دقیقا این را میدانند که سلامتی جسم ،سلامتی در بحث روان و جهانبینی درگرو همین خدمت کردن به دیگران، خدمت کردن به همنوع خود میباشد و این وادی پنجم هست که برای ما یه جادهای درست میکند برای اینکه راهنما بشوند بعضی از رهجوها خدمتگزار بشوند و داخل کنگره و بمانند و خدمت کنند
بزرگترین مانعی که برای تبدیل تفکر به عمل، در مسیر درمان با آن رو به رو بودهایدچه بوده و چگونه با آن برخورد کرده اید؟
ترس، ترس از اینکه اگر من شروع کنم و تو ورطه عمل بیایم شاید نتیجه ندهد، یا اینکه حتما باید عملی که من انجام میدهم صد درصد نتیجه بدهد و اگر نتیجه درست حسابی ندهد من آن کار را دیگر انجام نخواهم داد. همیشه دنبال این بودم که قطعا به نتیجه کافی برسم . ولی خب اینجا در کنگره یاد گرفتم که حرکت کردن و نتیجه کمتر گرفتن بهتر است از حرکت نکردن، بهتر از توقف که تبدیل به مرداب، تبدیل به گنداب بشوند. ما در کنگره اصلا توقف نداریم، سکون نداریم در کنگره همه چیز در حرکت شکل میگیرد، با یک سری تکالیف روزانه به نوعی میآیم جلو و کم کم اعتماد به نفس در من شکل میگیرد و متوجه میشوم که باید از یه جایی شروع کنم
به نظر شما، چرا آموزش های کنگره۶۰، با دیگر آموزش ها، تفاوت محسوسی دارد؟
درآموزشهای کنگره ۶۰ ما جزوه جهانبینی را داریم که دنیایی از آموزشهاست که روی جلد آن نوشته شده جهانبینی کاربردی. به نظر من تفاوت محسوسی دارد آن هم در بحث کاربردی بودن آموزشهاست یعنی هرچی که ما در کنگره داریم در بحث آموزش یعنی در زندگی روزمره من به درد خورده و یا به درد خواهد خورد و مهمترین نکتهاش این هست که گام به گام و به روش دی اس تی و ذره ذره در کنگره این اتفاق برای ما رخ میدهد
اگر بخواهید پیام وادی پنجم را خیلی کوتاه به یک مسافر جدید بگویید ، آن جملات چیست ؟
به نظر من خود تیتر این وادی خیلی واضح دارد توضیح میدهد که در جهان ما تفکر قدرت حل مسائل نیست و تواًم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید و در اینجا میگوید که به نوعی یکسری تفکرات و اندیشهها که در مسیر سالم بوده، باید بلند شوید، باید حرکت کنید و پا بگذارید در مسیر، دانستن و فهمیدن فقط یه مقدمه است که اگر شروع نشود به بحث عملیاتی کردن و اگر نتوانید در مسیر حرکت قدم بگذارید عملا هر کاری که کردهاید به نوعی هرچه رشته بودیم پنبه شده و به درد هیچی نخواهد خورد و پیام وادی هم دقیقا همین را میگوید که با رفتن و رسیدن است که به دست میآید و من سعید اگر امروز قدم بردارم قطعا فردا به نتیجه خواهم رسید.
مربان خبری : مسافر احمد
تایپ : مسافر ابراهیم ل 1
مصاحبه و ارسال خبر : مسافر جلیل ل 18
- تعداد بازدید از این مطلب :
74