جلسه دوازدهم از دوره سوم کارگاهای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی سنقروکلیایی به استادی راهنما همسفر لیلا، نگهبانی همسفر توران و دبیری همسفر مهنوش با دستور جلسه «وادی پنجم (در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید.) و تأثیر آن روی من» روز یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از خداوند سپاسگزارم که یک روز دیگر اجازه خدمت در کنگره۶۰ را به من داد تا من بتوانم بدانم آنچه را که نمیدانم. دستور جلسه امروز در مورد وادی پنجم هست که میگوید «در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید.» این وادی ما را به سمت حرکت سوق میدهد. از وادی اول تا وادی چهارم در مورد تفکر صحبت میکند و ما چهطور تفکر کردن را در این ۴ وادی یاد گرفتیم.
وادی اول میگوید: «با تفکر ساختارها آغاز میشود، بدون تفکر آنچه هست رو به زوال میرود»؛ یعنی برای انجام هر کاری لازم است که قبل از آن یک تفکر درست داشته باشیم و اگر تفکر نباشد آن کار به ثمر نمیرسد و دچار نابودی و زیان میشویم. وادی دوم میگوید: هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمینهد؛ هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم؛ حتی اگر خودمان به هیچ فکر کنیم. وادی دوم این را به ما یادآوری میکند که خداوند حتماً برای خلق ما یک هدفی داشته و ما بیهدف خلق نشدهایم حتماً یک خاصیتی برای این دنیا داشتهایم و وجودمان حتماً لازم بوده است.
وادی سوم از کلمه باید، استفاده کرده و تأکید کرده که «باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.» میگوید هیچ موجودی یا هیچ مخلوقی، من همسفر یا هر کدام از ما خودمان بهتر از همه میدانیم که مشکل ما چه هست، مسائل ما چه هست و هر مشکلی که داریم خودمان قطعاً بیشتر از همه به آن فکر میکنیم. وادی چهارم که میگوید «در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن» و این را به ما میگوید که ما هر مشکل و مسئلهای که در زندگی برایمان پیش میآید قطعاً بر عهده خودمان است و باید قبول کنیم که باعث و بانی به وجود آمدن آن مسئله خود ما هستیم و حق نداریم که مشکلات و مسائلمان را به گردن دیگران و حتی خداوند بیندازیم.
آقای مهندس مثال قشنگی زدند و گفتند مثلاً من فردا کنکور دارم و از قبل هیچ تلاشی نکردهام، امشب تا صبح بنشینم و دعا کنم و فردا بگویم خدایا من همه چیز را به تو سپردم. با دعا کردن تنها کاری را به پیش نمیبرم و خدا در صورتی کمک میکند که خود من برای به عمل در آوردن آن تفکر، اندیشه، حرکت و تلاش کرده باشم. وادی پنجم هم این را به ما میگوید که دیگر بلند شو و حرکت کن، تفکر خالی به درد نمیخورد.
شاید من شب تا صبح، صبح تا شب هزاران ساختار در ذهن خودم داشته باشم و آنها را در ذهن خود بسازم، در تصورات خودم هزار مدل ساختار داشته باشم؛ ولی تا حرکت نکنم فایدهای ندارد؛ مثلاً میگویم میخواهم ادامه تحصیل بدهم و این فقط در فکرم باشد هیچ اتفاقی برایم نمیافتد تا حرکت نکنم تا کارهایش را انجام ندهم نتیجهای عایدم نمیشود. در تصوراتم به دانشگاه میروم، نمره کسب میکنم، مدرک به دست میآورم، ولی تا حرکت نکنم هیچ اتفاقی نمیافتد.
مثلاً میخواهم برای کلاس آموزش رانندگی شرکت کنم، فقط در تصوراتم گواهینامه میگیرم، سوار ماشین میشوم و همه کاری میکنم، رانندگی میکنم؛ ولی تا دنبال آن نروم تا در کلاسها شرکت نکنم، پول به حساب واریز نکنم، کلاسها و آموزشهای تئوری و عملی نروم، نمره قبولی را نگیرم، گواهینامه را در جیبم نگذارم هیچ اتفاقی نیفتاده است؛ پس به طور کلی این وادی دارد این را به ما میگوید که در کنار تلاش و کوشش حرکت هم لازم است.
مسافرهای ما که به واسطه مصرف موادشان و ما هم به واسطه اینکه با یک مصرفکننده سالها زندگی کردهایم دچار بیتعادلی شدهایم و قطعاً با یک ضدارزشهایی در زندگیمان درگیر بودهایم. حالا من همسفر خودم را مثال بزنم اگر بخواهم از این بیتعادلی بیرون بیایم و برای اصلاح رفتار، گفتار و اخلاق خودم لازم است که ۳ اصلی را که آقای مهندس میگویند (پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک) را همیشه در زندگی خود در نظر داشته باشم.
در زندگی پندار نیک از اندیشه میآید. وقتی اندیشه سالم و مثبت باشد قطعاً گفتار هم سالم و نیک میشود و وقتی به گفتار برسد قطعاً کردار و رفتار من سالم میشود و من به تعادل میرسم. برای اينکه به انسانی با تعادل و یک انسان مثبت تبدیل شوم، باید حتماً تزکیه و پالایش شوم و تزکیه و پالایش را از خودم شروع کنم. مثال خیلی قشنگی که آقای مهندس میزنند این است که میگویند: آبی که آلوده است و تنها راهی که بخواهیم این آب را قابل شرب و قابل استفاده کنیم فقط این است که آن را تصفیه کنیم.
من هم اگر بخواهم از آن بیتعادلی در بیایم و از آن ضدارزشهایی که دارم در بیایم و تبدیل به یک انسان مثبت شوم لازمه زندگیام این است که حتماً این کارها را انجام بدهم و خودم را از ضدارزشها دور کنم و به سمت ارزشها بروم و خودم را تزکیه و پالایش کنم. برای اينکه این تزکیه و پالایش اتفاق بيفتد در وادی پنجم ۷ پارامتر را برای ما گفته که چند مورد از آن را به صورت کوتاه توضیح میدهم.
اولین و مهمترین آن برگشت از ضدارزشهاست که من باید از خودم شروع کنم و یواشیواش تمرین میکنم که خودم را به تعادل برسانم که به یک انسان سالم تبدیل شوم؛ باید از ضدارزشهایی که قبلاً داشتهام به آرامی فاصله بگیرم و این کار هیچ وقت به یکباره اتفاق نمیافتد؛ باید به آرامی فاصله بگیرم و خودم را به سمت ارزشها نزدیک کنم.
دوم خودداری، آقای مهندس مثال میزنند مثلاً من یک جایی دعوت شدهام نمیدانم آن موقعیتی که میخواهم در آن قرار بگیرم، آن محلی که میخواهم بروم آیا به نفع من است که بروم یا به ضرر من؟ آیا آنجا محیطی ارزشی است یا ضدارزشی است؟ وقتی من این را نمیدانم مطمئن نیستم از رفتن به آنجا که در چه جایگاهی قرار میگیرم بهتر این است که از رفتن به آنجا خودداری کنم؛ یعنی عقل سلیم حکم میکند که من آنجا نروم.
سوم قناعت، آقای مهندس میگویند: ما از طبیعت خیلی وقتها میتوانیم الگو بگیریم و باز مثال میزنند وقتی که به طبیعت نگاه میکنیم از یک زمین شورهزار و از آب تلخ و از کود حیوانات میشود قشنگترین گلها، خوشمزهترین میوهها به وجود بیاید؛ پس حتماً یک انسان هم میتواند با قناعت کردن و با پس انداز کردن، با کمترین امکانات بهترین زندگی و آرامشبخشترین را برای خودش بسازد. از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان به خاطر فراهم کردن این بستر بسیار تشکر میکنم.
مرزبان کشیک: همسفر زهرا
عکاس: همسفر مینو
تایپیست: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم)
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سنقروکلیایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
59