English Version
This Site Is Available In English

این وادی به من فهماند که تغییر از خود من آغاز می‌شود

این وادی به من فهماند که تغییر از خود من آغاز می‌شود

«در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل می‌کند.» وقتی برای اولین بار این جمله را شنیدم فکر کردم مخاطب آن فقط مسافر است؛ اما هرچه بیشتر در کنگره ماندم فهمیدم که این وادی، قبل از هر کسی من‌را صدا می‌زند و برای من، این وادی تنها یک جمله یا یک آموزش نیست؛ بلکه یک سبک زندگی است. هر روز به خودم یادآوری می‌کنم که تفکر ارزشمند است؛ اما اگر با حرکت همراه نباشد، تنها در حد یک فکر باقی می‌ماند. امروز از برکت آموزش‌های کنگره سعی می‌کنم به‌جای حرف زدن عمل کنم، به‌جای ترسیدن، قدم بردارم و به‌جای منتظر ماندن، مسیر درست را با ایمان و امید ادامه دهم.

سال‌ها دلم می‌خواست حال پدرم خوب شود، دعا می‌کردم، نگران می‌شدم، گاهی ناراحت می‌شدم و گاهی از شدت نگرانی سکوت می‌کردم، باید یاد می‌گرفتم چگونه همسفر باشم، نه فقط تماشاگر مسیر درمان و این وادی به من فهماند که تغییر از خود من آغاز می‌شود و اگر می‌خواهم آرامش را در خانه ببینم، باید ابتدا آرامش را در وجود خودم بسازم. اگر می‌خواهم امید را به پدرم هدیه دهم، باید خودم امیدوار زندگی کنم و اگر انتظار دارم او به آموزش‌های کنگره عمل کند، من هم باید سهم خودم را با عمل به آموزش‌ها ادا کنم.

وادی پنجم، نگاه من‌را به زندگی تغییر داد و دیگر منتظر معجزه نماندم و فهمیدم معجزه در قدم‌های کوچکی است که هر روز برداشته می‌شود. در صبری که آسان به‌دست نمی‌آید، در سکوتی که از روی آگاهی است، در لبخندی که از دل امید می‌آید و در ایمانی که هر روز عمیق‌تر می‌شود. وادی پنجم به من جرئت حرکت داد و یاد گرفتم که نباید منتظر روزی باشم که همه شرایط ایده‌آل شود و اگر امروز می‌توانم مهربان‌تر باشم، چرا به فردا موکول کنم؟ اگر امروز می‌توانم از آموزش‌ها استفاده کنم، چرا فقط شنونده باشم و اگر امروز می‌توانم حال دلم را بهتر کنم، چرا اسیر گذشته بمانم.

زیباترین هدیه‌ای که وادی پنجم به من داد، مسئولیت‌پذیری بود. دیگر منتظر نیستم کسی بیاید و زندگی من‌را تغییر دهد، چون آموخته‌ام که خداوند راه را نشان می‌دهد؛ اما قدم برداشتن با خود من است و اگر بخواهم به آرامش برسم، باید مسیر آرامش را زندگی کنم. اگر بخواهم عشق را تجربه کنم، باید آن‌‌را در رفتارم نشان دهم، نه فقط در حرف‌هایم و امیدوارم روزی برسد که بتوانم با عمل به این آموزش‌ها، نه فقط همسفر خوبی برای پدرم؛ بلکه انسانی باشم که حضورش برای اطرافیانش آرامش، امید و عشق به‌همراه داشته باشد؛ زیرا اکنون باور دارم که بزرگ‌ترین سفر، سفر از دانستن به عمل کردن است، همان سفری که وادی پنجم آن‌را به من نشان داد.

نویسنده: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر رویا رهجوی راهنما همسفر شکیبا (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر طوبی رهجوی راهنما همسفر منیژه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون چهارم) دبیر سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .