English Version
This Site Is Available In English

برای تزکیه و پالایش باید حرکت کرد

برای تزکیه و پالایش باید حرکت کرد

پنجمین جلسه از دور چهاردهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کریمان کرمان با دستور جلسه «وادی پنجم و تاثیر آن روی من » با استادی راهنمای محترم مسافر ابولقاسم و با نگهبانی مسافر عبدی و دبیری مسافر مسعود روز سه‌شنبه مورخ ۱۴۰۵/۴/۳۰ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
از آقای مهندس تشکر می‌کنم. همچنین از آقای نقدی راهنمای سفر اول، و آقای زنگی آبادی راهنمای درمان سیگارم تشکر می‌کنم.
و همچنین از آقاحمید پهلوان عزیز تشکر می‌کنم که امروز این فرصت را به من دادند تا در این جایگاه آموزش بگیرم.در ابتدای صحبت، از سردار نقل‌قولی می‌گویم که مربوط به وادی پنجم است«برای آنان که حال خوشی ندارند، دو راه بیشتر وجود ندارد؛ یا به نیروهای راستین، که خواستار حق و حقیقت هستند، روی آورند و یا صبرکنندنیروهای مخرب  آن‌ها را باگردباد عظیم به عمق ظلمات هدایت کند
در وادی پنجم آمده است:
«در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید.»یک هفته در مورد وادی پنجم صحبت شد و برداشت من از این وادی این است که برای تزکیه و پالایش باید حرکت کرد.
وادی پنجم می‌گوید تزکیه و پالایش هفت مرحله دارد:
دوری از ضد ارزش‌ها
خودداری
قناعت
رضا
تسلیم
صبر
تجسس

این هفت مرحله را اگر با دقت بخوانید، متوجه می‌شوید که برای رسیدن به آن‌ها باید از ضد ارزش‌ها دوری کرد.

من ابتدا باید ساختار ضد ارزش را در ذهن خود از بین ببرم تا بتوانم در عمل نیز از ضد ارزش‌ها دوری کنم.

در سفر اول، خوردن دارو، انجام دادن سفر و قطع سیگار، همگی حرکت به سمت ارزش‌ها هستند.

اولین پایه این وادی، دوری از ضد ارزش‌هاست. تا زمانی که این پایه را انجام ندهم، به قناعت، رضا، تسلیم و صبر نمی‌رسم.
ابتدا باید ساختار ضد ارزش در ذهنم از بین برود و جرقه مصرف مواد خاموش شود. بعد از آن حرکت می‌کنم و کم‌کم صبر، قناعت و سایر ارزش‌ها در وجودم شکل می‌گیرد و می‌توانم کارم را درست انجام دهم.
البته این کار آسان نیست؛ کار سختی است، اما شدنی است.

راهنما می‌گوید ممکن است دو نفر هم‌زمان شروع کنند؛ یکی بگوید «من نمی‌توانم» و دیگری با صبر ادامه دهد. در نهایت کسی پیروز می‌شود که صبر و قناعت داشته باشد.
قناعت یعنی احساس بی‌نیازی و غنا.

این غنا چیست؟

من باید از نظر درونی غنی شوم؛ یعنی اندورفین، انکفالین و سایر مواد طبیعی بدنم به تعادل برسند تا شادی و آرامش درونی را تجربه کنم، نه اینکه شادی بیرونی و وابسته به مواد را دنبال کنم.
وقتی من هر روز مواد مصرف نمی‌کنم، کم‌کم آرامش درونی در من شکل می‌گیرد.
استاد می‌فرمایند:
«آنچه باور است، محبت است؛ و آنچه نیست، ظروف تهی است.»
کسی که به خودش محبت نکند، نمی‌تواند حال خوش را تجربه کند.

آیا حرکت، محبت ایجاد می‌کند؟ کسی که روی صندلی می‌نشیند و مشارکت نمی‌کند، آیا حرکت و محبت را تجربه می‌کند؟

آقای امیر ‌عباس مرشد نیز گفتند که تازه‌واردها و بچه‌های جدید وقتی مشارکت می‌کنند، دلیلش این است که محبت در آن‌ها شکل گرفته است. اما کسی که مشارکت نمی‌کند، در واقع از حرکت فاصله گرفته است.
«آنچه باور است، محبت است.»

محبت از دل حرکت به وجود می‌آید. تا زمانی که حرکت نکنم، محبت نیز در من شکل نمی‌گیرد.
حالا این موضوع را به دستور جلسه و لژیون سردار ربط می‌دهم. لژیون سردار یک خط محبت جاری است.
ممکن است من فقط سهم کوچکی داشته باشم؛ یکی ۶۰۰ سهم، یکی ۶۰ سهم، یکی یک سهم، یکی نیم سهم و حتی یک‌هزارم سهم. مهم این است که همه در این جریان شریک باشند و همین باعث می‌شود خط محبت جاری بماند.
لژیون سردار نیز مانند دارو عمل می‌کند، اما داروی آن محبت است؛ محبتی که دیده نمی‌شود، همانند حس.حس را چه کسی می‌بیند؟ امواج را چه کسی می‌بیند؟ اکسیژن را چه کسی می‌بیند؟ لژیون سردار هم همین‌گونه است؛ وجود دارد اما قابل دیدن نیست.
بسیاری از دوستانی که سه یا چهار ماه است وارد کنگره شده‌اند، می‌پرسند لژیون سردار چیست؟

لژیون سردار برای سفراولی؛ برای سفردومی دارو هست خط خمر هست.
فرض کنید من پنج میلیون تومان درآمد داشته باشم و بتوانم سه میلیون تومان پرداخت کنم. اگر این کار را انجام دهم، آن خط خمردر وجود من زنده می‌شود. هزاران نفر نیز در این مسیر شریک می‌شوند.
در هزینه‌های کنگره، از آجر و ساختمان گرفته تا باتری میکروفون و سایر مخارج، هر کسی به اندازه توان خود مشارکت می‌کند.
وادی پنجم می‌گوید: حرکت کن، نترس، مشارکت کن.
اگر پنج میلیون تومان در جیب داری و توان پرداخت سه میلیون تومان را داری، انجامش بده.
قرآن نیز می‌فرماید که گروهی از انسان‌ها ایمان دارند، دیگران را هدایت می‌کنند و از آنچه خداوند به آن‌ها روزی داده است، انفاق می‌کنند.
جهان غیب چیست؟
هر شب که می‌خوابیم، وارد جهانی می‌شویم که آن را جهان غیب می‌نامند.
چه کسی مسیر را به ما نشان می‌دهد؟ راهنما، مرزبان و کنگره. آن‌ها می‌گویند: «بیا، سفر کن، حرکت کن.»تمام این‌ها از محبت سرچشمه می‌گیرد.

آیا می‌توانی از داشته‌های خود بگذری؟ آیا می‌توانی قانون یازده و حمایت کنی؟ یا فقط در حد تفکر باقی می‌مانی؟من باید خودم سرشار از محبت شوم تا بتوانم به دیگران محبت کنم و خدمتگزار خوبی باشم.
اگر بتوانم، عاشق خدمت خواهم شد.
من در کنگره یاد گرفتم که خدمت کردن فقط مخصوص داخل کنگره نیست؛ بیرون از کنگره نیز باید قوانین و ارزش‌هایی را که آموخته‌ام اجرا کنم و به دیگران کمک کنم.
ممنونم که به صحبت های من گوش کردید


تایپ: مسافر مسعود لژیون چهارم
عکس: مرزبان محترم مسافر آرمان
ارسال: مسافر مهدی لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .