جلسه اول از دور چهارم سری جلسات خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی علی عصارزاده با نگهبانی مسافر حبیب، استادی ایجنت محترم مسافر هادی و دبیری مسافر یوسف با دستور جلسه «وادی پنجم و تأثیر آن روی من» روز سهشنبه ۳۰ تیرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز گردید.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان هادی هستم، مسافر.
خدا را شاکر و سپاسگزارم بابت توفیق حضور و خدمت. از لژیون هفتم هم صمیمانه تشکر میکنم که اجازه خدمت در این جایگاه را به من دادند.
دستور جلسه امروز وادی پنجم و تأثیر آن روی من است. باتوجهبه اینکه یک جلسه دیگر هم درباره این وادی صحبت و مشارکت شده، سعی میکنم بیشتر از زاویه تأثیر آن روی خودم صحبت کنم.
تمام وادیها به ما کمک میکنند که از نقاط تاریکی به سمت نقاط روشن هدایت شویم؛ اما این منِ مسافر هستم که باید در وادیها تفکر کنم و حتماً آن توشهای را که برای رسیدن به وادی بعدی لازم دارم، بردارم و مسیر را ادامه بدهم.
اگر توانسته باشم از وادی اول تا وادی چهارم عملکرد درستی داشته باشم و درست عمل کرده باشم، طبیعتاً آماده رسیدن به وادی پنجم هستم.
در وادی پنجم نکات بسیار مهمی وجود دارد که به منِ مسافر کمک میکند آداب و اصولی را که مرا به بیراهه کشاندهاند کنار بگذارم، مسیر درست را انتخاب کنم و در آن حرکت کنم.
از وادی اول تا وادی چهارم، به ما کمک میشود که تفکر درستی داشته باشیم و اصلاً بفهمیم تفکر چیست و به چهکار ما میآید؛ اما از وادی پنجم به بعد، به ما کمک میشود آن دستاوردهایی را که از چهار وادی اول به دست آوردهایم، وارد مرحله عمل کنیم. اینکه من متوجه شوم چگونه این آموزشها را عملیاتی کنم، دقیقاً در وادی پنجم به من آموزش داده میشود.
حالا هر کسی در هر مقطعی ممکن است برداشت متفاوتی از وادی پنجم داشته باشد و این کاملاً طبیعی است؛ چون در کنگره هرچه فرد جلوتر میرود و ماندگارتر میشود، باید هر سال با این وادی یک آغاز تازه داشته باشد و نگاه عمیقتری نسبت به مطالب آن پیدا کند.
به نظر من، هر کسی بتواند با وادی پنجم زندگی کند، قطعاً بخش بزرگی از مشکلاتش حل میشود؛ چون نکات کلیدی این وادی به من کمک میکند برای رفع نواقصم تلاش کنم و بفهمم چگونه باید با آنها برخورد کنم.
در این وادی فهم من نسبت به موضوعات بیشتر میشود؛ چرا؟ چون عملکرد دارم و از قوه به فعل تبدیل میشوم. وقتی میگوییم «آبروی علم، به عمل است» یعنی زمانی که نسبت به علمی که دارم عمل میکنم، طبیعتاً فهم من بیشتر میشود و ظرفیتم همافزایش پیدا میکند.
در وادی پنجم به نکات بسیار خوبی اشاره میشود. اول به من یادآوری میکند که من درآنواحد در سه دنیا زندگی میکنم؛ دنیای فیزیکی، دنیای ذهنی و دنیای خواب.
اما آن چیزی که اهمیت بیشتری دارد، دنیای ذهنی است. تا قبل از آشنایی با این وادی، شاید اصلاً به دنیای ذهنی خودم فکر نمیکردم و همین باعث میشد چالشهای زیادی برایم به وجود بیاید؛ چون ذهن تمیز و سالمی نداشتم و تصویرسازیهایم هم درست نبود.
در این وادی به من کمک میشود بفهمم چنین دنیایی وجود دارد و برای اینکه بتوانم دنیای ذهنی خوبی داشته باشم، باید چه کارهایی انجام بدهم. همین تصویرسازی درست، در روند درمان به من کمک میکند.
ما در کنگره یک اصل داریم که میگوییم: «درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است.» وقتی من به درمان میرسم و میخواهم مسیر را ادامه بدهم، با استفاده از آموزشهای این وادی میتوانم خودم را به تعادل نزدیکتر کنم؛ چون متوجه میشوم برای رسیدن به تعادل باید چه کارهایی انجام بدهم.
در این وادی هفت مورد مطرح میشود که میتواند مرا از یک انسان آلوده به یک انسان موجه تبدیل کند.
همانطور که در وادی گفته میشود، برای تبدیل آب آلوده به آب قابلاستفاده فقط یک راه وجود دارد و آن تصفیه است. برای پاکشدن حسهای ما هم که در اثر مصرف مواد مخدر دچار آلودگی شدهاند، تنها راه تزکیه و پالایش است.
تزکیه و پالایش یعنی تبدیلشدن؛ یعنی انسانی که مملو از صفات زشت و ناپسند بوده، آرامآرام به انسانی تبدیل شود که در مسیر صراط مستقیم حرکت میکند و از ضد ارزشها و تاریکیها فاصله میگیرد.
من همیشه در لژیون به رهجوها میگویم اگر به دستگاههای تصفیه آب خانگی نگاه کنید، میبینید آب از چندین لایه عبور میکند؛ شن درشت، کربن، شن ریزتر و در آخر یکلایه اسفنجمانند. وقتی آب از همه این فیلترها عبور میکند، زلال و قابلاستفاده میشود.
ما هم در وادی پنجم باید از همین فیلترها عبور کنیم تا بتوانیم درست تصمیم بگیریم، درست حرکت کنیم و انسان دیگری بشویم.
اولین قدم برای رسیدن به تزکیه و پالایش، برگشت از ضد ارزشها است.
اما قبل از هر چیز باید متوجه شوم کاری که انجام میدهم ضدارزش است یا نه. یعنی باید آنقدر دانایی داشته باشم که تشخیص بدهم این مسیری که در آن حرکت میکنم، مرا به تاریکی میبرد یا به روشنایی.
همه ما این مسیر را تجربه کردهایم. میدانیم چه کاری خلاف است و چه کاری خلاف نیست. وقتی بپذیرم کاری که انجام میدهم ضدارزش است، تازه میتوانم برای تغییر آن قدم بردارم.
به همین دلیل است که همیشه میگوییم کسی را که خودش خواسته درمان دارد، به کنگره معرفی کنید. چون تا زمانی که فرد نپذیرد معتاد است و اعتیاد یک ضدارزش است، حرکتی اتفاق نمیافتد. اولین قدم، پذیرش است.
در همه جوامع هم یکسری اصول پذیرفته شده وجود دارد؛ دروغ، غیبت، دزدی، ربا و امثال اینها ضدارزش هستند. حداقل باید همینها را بپذیریم و قبول کنیم که خلاف مسیر ارزشها هستند.
پس اولین قدم، برگشت از ضد ارزشها و حرکت در مسیر ارزشهاست.
اما بخش دوم دستور جلسه، یعنی تأثیر آن روی من، به نظر من اهمیت ویژهای دارد. این بخش میخواهد ببیند این وادی چه تغییری در من ایجاد کرده، چه تأثیری روی شخصیت، رفتار و نگرش من گذاشته و تا چه اندازه توانسته مرا تغییر بدهد.
خواهش من از عزیزان این است که هنگام مشارکت، فقط درباره خود وادی صحبت نکنند؛ بلکه بگویند این وادی چه تأثیری روی زندگی آنها گذاشته است.
برای من، بعد از یازده سال حضور در کنگره، هر سال وادی پنجم معنای تازهای پیدا کرده و هر بار دستاورد جدیدی برایم داشته است. به همین دلیل معتقدم تأثیری که وادیها روی ما میگذارند، بسیار شایان توجه است.
امیدوارم بتوانیم با آموزشهایی که در کنگره میگیریم و با تفکری که مهندس دژاکام پشت این ساختار قرار دادهاند، بهره کافی ببریم و به جایگاهی برسیم که انسانهای متعادلتری باشیم و حضورمان برای دیگران هم مفید و اثرگذار باشد.

در پایان، چند نکته را هم خدمت عزیزان عرض میکنم.
تعطیلات را در پیش داریم. عزیزانی که روی دارو هستند، حتماً با راهنمای خود در ارتباط باشند و مراقب باشند که در این تعطیلات از مسیر درمان خارج نشوند. شاید دوری از جلسات و راهنما کمی سخت باشد، اما استفاده از منابع کنگره و آموزشهایی که در اختیار ما قرار گرفته، تا حد زیادی میتواند ما را از گزند نیروهای منفی دورنگه دارد.
نکته دیگری که میخواهم خدمتتان عرض کنم، درخواستی از همه عزیزان است و آن هم حمایت از سبد کنگره است.
از کنار سبد کنگره بهسادگی عبور نکنید. من در این سالها سعی کردهام تا جایی که در توانم بوده، از سبد حمایت کنم. حتی گاهی اگر همراهم کارت نبوده، از بچهها خواستهام کارت بکشند و بعد حساب کردهایم.
بچهها، واقعاً زیبنده نیست که با این تعداد اعضا، مبلغ سبد اینقدر کم باشد. اگر صد نفر در جلسه حضور داشته باشیم و هر نفر فقط مبلغ اندکی مشارکت کند، جمع آن مبلغ قابلتوجه میشود، بدون اینکه فشار خاصی به کسی وارد شود.
اما اصل موضوع، مبلغ نیست؛ اصل موضوع این است که آیا من میتوانم بر آن نیروی منفی که درونم میگوید: «ولش کن، لازم نیست، بقیه هستند»، غلبه کنم یا نه.
به نظر من، پیروز واقعی کسی است که بتواند بر این نیروی بازدارنده غلبه کند و قدمی هرچند کوچک در مسیر خدمت بردارد.
کنگره هیچوقت نیازمند این کمکهای ما نبوده و نخواهد بود؛ این ماییم که به خدمتکردن، بخشیدن و یادگرفتن نیاز داریم.
من همیشه اعتقاد دارم کسی که بهسادگی از کنار این مسائل کوچک عبور میکند، ممکن است بعدها در مسائل بزرگتر زندگی هم دچار مشکل شود؛ چون از همین قدمهای کوچک است که انسان برای بخششهای بزرگتر آماده میشود.
کنگره برای همه ما یک نقطه امن بوده است. جایی که ما را قضاوت نکرد، ما را پذیرفت، راه درمان را به ما نشان داد و کمک کرد دوباره زندگی کنیم. بیرون از کنگره شاید کمتر کسی شرایط ما را درک میکرد، اما اینجا ما را فهمیدند و دستمان را گرفتند.
پس قدر این جایگاه را بدانیم و کمک کنیم این چراغ همیشه روشن بماند تا نفرات بعد از ما هم بتوانند از این سفره بهرهمند شوند.
همین روحیه خدمت است که بعدها در گلریزان، در کمک به دیگران و در تمام صحنههای زندگی خودش را نشان میدهد. کسی که از امروز با همین قدمهای کوچک تمرین میکند، فردا هم در بخششهای بزرگ موفقتر خواهد بود.
از همه شما عزیزان که با سکوت زیبا و احترام خود به صحبتهای من گوش کردید، صمیمانه تشکر میکنم.

تصویربردار: مسافر امین
تایپ: مسافر ابوالفضل
ارسال خبر: مسافر مصطفی
مرزبان خبری: مسافر مرتضی
نمایندگی علی عصارزاده
- تعداد بازدید از این مطلب :
61