English Version
This Site Is Available In English

دلیل ترس نداشتن اعتماد به‌ نفس

دلیل ترس نداشتن اعتماد به‌ نفس

همسفر محبوبه

 پیام اصلی وادی پنجم است. پیش از آنکه وارد کنگره ۶۰ شویم، حتماً با خود فکر کرده‌ایم که قرار است به کجا برویم و به چه هدفی برسیم. اما تنها فکر کردن کافی نیست؛ زمانی تفکر به نتیجه می‌رسد که همراه با حرکت باشد. اگر تفکر صحیحی داشته باشیم و آن را به عمل تبدیل کنیم، بدون شک به نتایج مثبت خواهیم رسید.در کنگره ۶۰ می‌آموزیم که ترس را کنار بگذاریم. زمانی که بر ترس غلبه کنیم، اعتمادبه‌نفس ما افزایش می‌یابد و آرامش جای اضطراب را می‌گیرد.تا زمانی که حرکت نکنیم، هیچ تغییری در زندگی ما ایجاد نخواهد شد. صرف فکر کردن، مشکلات را حل نمی‌کند. برای درمان اعتیاد و رسیدن به تعادل، باید قدم برداریم و حرکت کنیم. این حرکت است که تفکر را کامل می‌کند و ما را به مقصدی که در نظر داریم می‌رساند.

انسانی که دچار آشفتگی و بی‌تعادلی است، برای رسیدن به آرامش باید از ضد ارزش‌ها فاصله بگیرد و به سوی ارزش‌ها حرکت کند. در این مسیر، لازم است هفت پله مهم را طی کنیم:

۱. بازگشت از ضد ارزش‌ها:زمانی که انسان به درون خود نگاه می‌کند، به‌خوبی تشخیص می‌دهد چه رفتارهایی ارزش هستند و چه رفتارهایی ضد ارزش.

۲. خودداری:خودداری یعنی، از انجام کاری که از نادرستی آن آگاه هستیم، پرهیز کنیم. هرچه آگاهی ما بیشتر باشد، تصمیم‌های درست‌تری خواهیم گرفت.

۳. قناعت:قناعت یعنی، قدردان داشته‌های خود باشیم و بیاموزیم که با امکانات موجود نیز می‌توان زندگی آرام و شایسته‌ای داشت.

۴. صبر:برای رسیدن به هر هدف ارزشمندی، صبر لازم است. در کنگره ۶۰ نیز درمان اعتیاد نیازمند صبر، استمرار و تلاش است تا بتوان سفری موفق و رهایی پایداری را تجربه کرد.

۵. پرهیز از تجسس، قضاوت و غیبت:انسان آگاه به جای پرداختن به زندگی دیگران، بر اصلاح خویش تمرکز می‌کند. تجسس، قضاوت و غیبت از موانع رشد و آرامش هستند.

۶. پس‌انداز:پس‌انداز تنها به مسائل مالی محدود نمی‌شود؛ بلکه شامل ذخیره کردن زمان، انرژی، دانش و امکانات نیز هست تا انسان در روزهای سخت، نیازمند دیگران نباشد.

۷. توکل، رضا و تسلیم:در این مسیر به خداوند توکل می‌کنیم، به خواست و حکمت او راضی هستیم و در نهایت با ایمان و آگاهی، در برابر اراده الهی تسلیم می‌شویم. این مرحله، آرامش عمیقی را در زندگی انسان به وجود می‌آورد.

وادی پنجم به ما می‌آموزد که تفکر، زمانی ارزشمند است که به عمل تبدیل شود. اگر آموزش‌ها را تنها بشنویم اما آن‌ها را اجرا نکنیم، تغییری در زندگی ما ایجاد نخواهد شد.

در پایان، از بنیان‌گذار کنگره ۶۰، جناب مهندس دژاکام، صمیمانه سپاسگزارم که با بنیان‌گذاری این مجموعه ارزشمند، زمینه رهایی هزاران مسافر و آرامش خانواده‌های آنان را فراهم کردند.

همسفر مریم.ح

«در جهان ما، تنها تفکر قدرت مطلقِ حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل می‌کند.»

این جمله، همان جمله‌ای بود که مرا تکان داد و باعث شد حرکت کنم. اگر این آموزش را در کنگره ۶۰ نمی‌آموختم، شاید هنوز هم در اعماق تاریکی‌ها و سردرگمی‌ها گرفتار بودم.

سال‌ها هر زمان می‌خواستم کاری انجام دهم، فقط فکر می‌کردم؛ آن‌قدر فکر می‌کردم که در نهایت تنها تصمیمی که می‌گرفتم این بود که «بعداً انجامش می‌دهم، هنوز وقت هست.» حتی در انجام کوچک‌ترین کارها نیز تعلل می‌کردم. گاهی ترس بزرگی در وجودم بیدار می‌شد و مرا از انجام کارهایم بازمی‌داشت. این ترس آن‌قدر قدرتمند بود که حتی کارهایی را که آغاز کرده بودم، نیمه‌کاره رها می‌کردم.

اما از زمانی که قدم به مکان مقدسی به نام کنگره ۶۰ گذاشتم، آرام‌آرام حس‌های زیبا جایگزین حس‌های نادرست شدند. امروز دیگر آن ترس همیشگی را ندارم. یاد گرفته‌ام که ابتدا تفکر کنم، سپس اگر مطمئن شدم کاری درست و منطقی است، بدون ترس و نگرانی حرکت کنم. اکنون با آرامشی درونی مسیرم را ادامه می‌دهم؛ آرامشی که روزی حتی تصور داشتنش را هم نمی‌کردم.

یکی از مهم‌ترین مسائل زندگی من، اضافه‌وزن بود. به دلیل ترس و نداشتن اعتمادبه‌نفس، هیچ‌گاه جرئت شروع یک برنامه درست را نداشتم و همیشه منتظر «فرصت مناسب» بودم؛ فرصتی که هیچ‌وقت از راه نمی‌رسید. امروز خدا را شکر می‌کنم که به سراغ هر روش و رژیم غیراصولی نرفتم. چند ماه پس از ورود به کنگره، با آگاهی تصمیم قطعی گرفتم و سفر تغذیه خود را آغاز کردم.

راستش ماه اول برایم سخت بود و هنوز اندکی ترس در وجودم احساس می‌کردم، اما با گذشت زمان، وقتی روی ترازو می‌ایستم و تغییر اعداد را می‌بینم، از این مسیر لذت می‌برم و انگیزه بیشتری پیدا می‌کنم. امروز بسیار خوشحالم که فقط به فکر کردن اکتفا نکردم، بلکه حرکت کردم و مطمئن هستم در مسیر درستی قدم گذاشته‌ام. ان‌شاءالله هشت ماه دیگر، این سفر را با عشق و موفقیت به پایان خواهم رساند.

کنگره ۶۰ به من آموخت که برای رسیدن به هدف، تنها تفکر کافی نیست؛ باید حرکت کرد، صبر داشت، ایمان داشت و با عشق، پله‌پله پیش رفت تا به تعادل رسید و از سقوط دوباره جلوگیری کرد.

در پایان، از جناب مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان، دیدبانان، ایجنت‌ها، مرزبانان و راهنمایان عزیز صمیمانه سپاسگزارم که همچون چراغی روشن، مسیر درست را به ما نشان می‌دهند. از خداوند بابت حضور این عزیزان در زندگی‌ام بی‌نهایت سپاسگزارم.

رابط خبری:راهنمای تغذیه همسفر ام البنین
ارسال:همسفر زهرا.خ رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)نگهبان سایت
نمایندگی همسفران زاهدان 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .