گاهی خدا درست زمانیکه فکر میکنی همه درها بسته شدهاند، دری را به رویت باز میکند که نامش امید است.
روزیکه با کنگره۶۰ آشنا شدم، دیگر از زندگی چیزی جز خستگی، نگرانی و ناامیدی برایم باقی نمانده بود. سالها بود که مسافرم درگیر مصرف مواد مخدر بود و من هر روز شاهد خاموششدن آرامش و شادی در خانه و خانوادهام بودم. بارها با خودم فکر میکردم؛ آیا روزی میرسد که دوباره لبخند واقعی را در خانهمان ببینیم؟
تا اینکه لطف خداوند شامل حال من شد و فردی، کنگره۶۰ را به من معرفی کرد. با دلی پر از تردید و ناباوری وارد این مکان شدم اما آنچه دیدم، دنیای تازهای را پیش روی چشمم گشود. انسانهایی را دیدم که روزی درست مثل ما، اسیر تاریکی و ناامیدی بودند اما امروز با آموزش، صبر، حرکت در مسیر درست و افزایش آگاهی، به رهایی رسیده بودند و با آرامش و حال خوش به زندگی ادامه میدادند. دیدن آن چهرههای آرام، اولین نوری بود که پس از سالها در دل تاریک من تابید.
چیزی که بیش از همه مرا تحتتأثیر قرار داد، عشق جاری در کنگره بود. دیدن مسافران و همسفرانی که از جان و دل، بدون هیچ چشمداشتی فقط برای رضای خدا خدمت میکنند تا انسان دیگری هم طعم رهایی و حال خوش را بچشد، برایم الهامبخش و بینظیر بود. آنجا فهمیدم خدمت، فقط یک کار نیست؛ عشق، ایمان و راهی برای زندهکردن امید در دل انسانها است.
امروز که خودم نیز بهعنوان یک همسفر در این مسیر قدم گذاشتهام، دیگر آن انسان ناامید گذشته نیستم. حالا میدانم هیچ تغییری بدون آموزش، صبر و حرکت بهدست نمیآید. هر جلسهای که در کنگره حضور پیدا میکنم، ایمانم بیشتر میشود که مسافر من هم میتواند روزی به رهایی برسد، همانطوریکه هزاران نفر قبل از او به این مقصد باشکوه رسیدهاند.
اکنون با تمام وجود معنای این جمله را درک میکنم که میگویند: کنگره۶۰ مکانی امن و مقدس است. مقدس، چون در اینجا انسانها دست یکدیگر را میگیرند، ناامیدی را به امید، ترس را به شجاعت و تاریکی را به نور تبدیل میکنند. اینجا فقط مسیر درمان نیست؛ بلکه مسیری برای دوباره زندگیکردن است.
امروز خدا را شکر میکنم که مرا به این مکان مقدس هدایت کرد. شاید هنوز مسافرم به درمان نرسیده باشد اما من مسافران بهبود یافته را دیدهام و ایمان دارم با آموزش، صبر، خدمت و لطف الهی، روزی ما هم طعم شیرین رهایی را خواهیم چشید. آن روز، تمام سختیهای این سالها معنای دیگری خواهد داشت و با افتخار خواهم گفت:
کنگره۶۰ زندگی ما را دوباره از نو ساخت.
نویسنده: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون سوم)
ویرایش: رابط خبری لژیون سوم راهنما همسفر صدیقه
ارسال: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم) دبیر سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
59