English Version
This Site Is Available In English

عبور از عالم ماده

عبور از عالم ماده

در ابتدا استاد می‌گویند: بعضی از بزرگان عرفان، در زندگی به انسان‌ها امید و عشق می‌دهند و ارزش والای انسان را یادآوری می‌کنند. انسان گوهری ارزشمند است که باید برای آن ارج و احترام قائل شد؛ در مقابل، بعضی از افراد نگرشی پوچ‌گرایانه دارند. برای مثال: کتابی می‌نویسند و نام آن را «بوف کور» می‌گذارند؛ بوف یعنی جغد. در نهایت نیز نتیجه این نوع تفکر، پوچی و خودکشی است. یعنی خود نویسنده فردی آشفته، سرشار از مشکلات، بیماری‌ها و سرخوردگی‌های متعدد بوده است. بنابراین، چنین فردی نمی‌تواند راهنمای مناسبی برای دیگران باشد. سپس استاد بیان می‌کند که ما پنج حس ظاهری داریم، اما درک انسان تنها به این پنج حس محدود نیست. انسان حس‌های دیگری را نیز دارد. جهانی که امروز با این پنج حس درک می‌کنیم، تنها بخشی از هستی است و در فراتر از آن، جهان‌های دیگری نیز وجود دارد. تمامی بزرگان، چه پیامبران و چه عارفان، به این جهان‌ها و این اندیشه معتقد بوده‌اند؛ بر همین اساس باور دارند که اگر انسان خیانت یا ظلم کند، نتیجه و سزای اعمال خود را خواهد دید.

در ادامه توضیح می‌دهند که در سیستم کنگره، این مفاهیم عرفانی با مقوله اعتیاد ترکیب شده‌اند. شناخت، معرفت صحیح و حقیقی، همراه با عمل، تجربه و علم روز در کنار هم قرار گرفته‌اند و همین امر باعث شده است که افراد بسیاری از جهان اعتیاد خارج شوند، به زندگی طبیعی و سالم بازگردند و از فروپاشی خانواده‌ها جلوگیری شود. این شناخت تنها به درمان اعتیاد محدود نیست، بلکه به انسان کمک می‌کند خودش را بشناسد و جایگاه واقعی خود را در هستی پیدا کند. سپس به دو نوع حکمت اشاره می‌شود. نخست، حکمت‌های بحثی که از طریق مطالعه، آموزش و گفت‌وگو به دست می‌آیند. دوم، حکمت‌های ذوقی که حاصل سیر و سلوک، تجربه و دریافت درونی هستند. کسی‌که این مراحل را طی کند، وارد مرحله «کشف و شهود» می‌شود؛ یعنی حقایق را با دریافت درونی درک می‌کند. در ادامه، از زبان یکی از بزرگان نقل می‌شود که از او خواسته‌اند کتابی بنویسد تا یافته‌های ذوقی و آن‌چه را که در خلوت، سیر و سلوک و هنگام تجلی حقیقت دریافت کرده است، بیان کند. زیرا هرکس در این راه قدم بگذارد، تلاش کند و اهل دریافت باشد، می‌تواند به بخشی از حقایق دست پیدا کند.


هر تلاش‌کننده‌ای بهره‌ای از ذوق دارد و هر دریافت‌کننده‌ای، یافته‌ای ناقص یا کامل به دست خواهد آورد. دانش و حکمت الهی هیچ‌گاه پایان نمی‌یابد و راه کسب معرفت همواره برای انسان‌ها باز است. خداوند فیض و دانش خود را از بندگان دریغ نمی‌کند؛ بنابراین، ابتدا باید حقیقت را فهمید و سپس درباره آن اظهار نظر کرد. شیخ درباره نور و ظلمت سخن می‌گوید و معتقد است افرادی که به نور الهی منور می‌شوند، گاهی در جایگاه پیامبران و گاهی در جایگاه جانشینان الهی قرار می‌گیرند. او می‌گوید کسی که در حکمت ذوقی و حکمت بحثی هر دو به کمال برسد، خلیفه خداوند بر روی زمین است. البته این خلافت، معنوی است و ارتباطی با حکومت و سیاست ندارد. زمین هیچ‌گاه از وجود چنین حکیمی خالی نیست؛ حال ممکن است این فرد در هر نقطه‌ای از جهان زندگی کند و تنها خداوند از جایگاه او آگاه باشد. اگر چنین حکیمی در عین حال پادشاه نیز باشد، بهترین دوران برای مردم رقم خواهد خورد.

در پایان بیان می‌شود که حکیم واقعی کسی است که به انوار الهی و ملکوتی آگاهی داشته باشد. همچنین، سالک حقیقی کسی است که بتواند از وابستگی کامل به کالبد جسمانی عبور کند؛ به گونه‌ای که جسم برای او مانند لباسی باشد که هر زمان بخواهد آن را بر تن کند یا از تن بیرون آورد. در این نگاه، انسان می‌تواند با قدرت الهی از عالم ماده عبور کرده، به عوالم نورانی راه یابد و این توانایی تنها با عنایت و نور خداوند امکان‌پذیر است.

منبع: سی‌دی «یافتن و بافتن ۱»
رابط خبری: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم)
نویسنده: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم)
عکاس: همسفر نازیلا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی وحید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .