هشتمین جلسه از دوره دوم لژیون سردار نمایندگی سنایی نیشابور در روزهای سه شنبه با استادی :راهنمای محترم مسافر قاسم و نگهبانی :مسافر محمد و دبیری مسافر امیر و خزانهداری مسافر مجتبی با دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای صنعتی جدید و درمان آن به روش DST»در تاریخ : 23تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز بکار کرد.

خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان قاسم هستم مسافر.جلسه سردار ماهی یکبار در هر شعبه برگزار میشود. علت برگزاری آن این است که کنگره ۶۰ در حال گسترش شعاع فعالیتهای خود است و برای این توسعه، به نیروی مولد و تولید نیاز دارد. کنگره بر سه موضوع اساسی تأکید میکند: نخست، نیروی متخصص؛ دوم، متون و آموزش؛ و سوم، مسائل مالی. این سه رکن باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند تا کنگره بتواند استحکام و پایداری خود را حفظ کند.
حال این سؤال مطرح میشود که نیروی متخصص کنگره ۶۰ از کجا تأمین میشود؟ آیا پزشکان نمیتوانند به کنگره کمک کنند؟ چرا، میتوانند؛ اما آقای مهندس بارها در سیدیهای آموزشی خود، هم از نظر علمی و هم از نظر تجربی، بیان کردهاند که علم پزشکی هنوز به نقطه صفر درمان اعتیاد نرسیده است. البته این به معنای نبود تعامل با پزشکان نیست. در حال حاضر، آقای مهندس با لژیون پزشکان ارتباط و همکاری دارند. این لژیون روزهای جمعه در پارک طالقانی برگزار میشود و بسیاری از متخصصان حوزه اعتیاد در آن حضور دارند. نگهبان آن جلسه نیز خود آقای مهندس هستند و پزشکان حاضر، مانند سایر اعضا، رهجوی ایشان محسوب میشوند.
خودم در پارک طالقانی شاهد بودم که آقای مهندس به یکی از پزشکان فرمودند: «اگر در جلسات شرکت نکنی، اجازه حضور نخواهی داشت.» ایشان در اجرای قوانین بسیار دقیق و سختگیر هستند و همین انتظار را از راهنمایان نیز دارند.
هدف آقای مهندس این است که ساختارهای نادرست و باورهای اشتباه درباره اعتیاد را اصلاح کنند. طبیعی است اگر کسی بیست سال در مسیری اشتباه حرکت کرده باشد، وقتی به او گفته شود که این مسیر نادرست بوده است، ناراحت شود؛ زیرا سالها برای آن زمان گذاشته و هزینه کرده است. برای مثال، فردی که سالها خود را اینگونه معرفی کرده است: «سلام دوستان، قاسم هستم، یک معتاد»، وقتی بشنود این طرز فکر یا روش اشتباه بوده است، طبیعتاً پذیرش آن برایش دشوار خواهد بود.
اما اگر این باورهای نادرست اصلاح نشوند، یک چرخه معیوب همچنان ادامه پیدا میکند. برای مثال، مصرفکننده به پزشک مراجعه میکند، پزشک متادون تجویز میکند و پس از مدتی میپرسد: «نتیجه چه شد؟» مصرفکننده پاسخ میدهد: «متادون مصرف کردم، اما نتیجه مطلوبی نگرفتم.» در نهایت، این جمعبندی شکل میگیرد که «اعتیاد درمان ندارد.» سپس در سمینارهای مختلف نیز همین دیدگاه تکرار میشود و باز هم به این نتیجه میرسند که اعتیاد درمانپذیر نیست.
این اطلاعات نادرست باید روزی اصلاح شود. البته طبیعی است که برخی افراد، به دلایل مختلف از جمله تعصب، منافع مالی یا جایگاه شغلی خود، در برابر این تغییر مقاومت کنند. وقتی کسی بگوید اعتیاد درمان دارد، ممکن است منافع برخی به خطر بیفتد؛ از مراکز درمانی گرفته تا روشها، مقالات و کسبوکارهایی که بر پایه همان نگرش قبلی شکل گرفتهاند. به همین دلیل، مخالفتهایی نیز به وجود میآید.
به همین علت، آقای مهندس تصمیم گرفتند نیروی متخصص کنگره را از میان افرادی تربیت کنند که خود روزی مصرفکننده بودهاند؛ افرادی مانند من و بسیاری از شما که تمام راهها را رفته و همه روشها را تجربه کردهایم.
خود من شاید سالی دوازده بار ترک میکردم؛ اول هر ماه ترک میکردم و آخر ماه دوباره مصرف میکردم. انواع قرصها را مصرف کردم، چند بار به NA رفتم و نتیجه نگرفتم، نزد پزشکان مختلف رفتم و باز هم به نتیجه نرسیدم. در نهایت وارد کنگره شدم.
وقتی برای اولین بار به کنگره آمدم، مانند بسیاری از شما اعتقادی به این روش نداشتم. حتی تا شش ماه فقط تا دمِ درِ کنگره میآمدم، میایستادم و نگاه میکردم و با خودم میگفتم: «واقعاً این افراد درمان میشوند یا نه؟»
تا اینکه زمانی فرا رسید که خداوند اذن آن را داد و وارد کنگره شدم. از روز ورودم تا رسیدن به رهایی، فقط ده ماه طول کشید. در این مدت نه غیبت داشتم و نه بدون گوش دادن به سیدیها در جلسات حاضر شدم؛ زیرا از زندگی گذشتهام واقعاً خسته و درمانده شده بودم.
در دو سه ماه اول هنوز تردید داشتم، اما مراحل دانایی نیز همین است؛ انسان از شک به یقین و از یقین به ایمان میرسد. زمانی که به رهایی رسیدم، به این ایمان دست یافتم که اعتیاد واقعاً درمانپذیر است. پیش از آن، باورش برایم دشوار بود. با خودم میگفتم مگر میشود شیره یا هروئین را ببینی و وسوسه مصرف نداشته باشی؟ این موضوع با عقل آن روزهای من سازگار نبود. اما وقتی خودم به رهایی رسیدم، به یقین و سپس به ایمان رسیدم که این مسیر، مسیر درمان است.
از همان زمان تصمیم گرفتم تا هر زمان که توان و قدرت داشته باشم، در این مسیر خدمت کنم. در آزمون راهنمایی شرکت کردم و راهنما شدم. این همان نیروی متخصصی است که کنگره از آن سخن میگوید؛ نیرویی که درد مصرفکننده را با تمام وجود لمس کرده است. از اینکه به صحبت های بنده گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.

.jpg)

ضبط صدا مسافر مهدی
عکس مسافر روح الله
تایپ مسافر علی
ویراستاری مسافر بهروز
لینک و انتشار خبر مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
31