جلسه پنجم از دوره دوم لژیون سردار با استادی راهنمای محترم احمدآقا آقازاده با جایگاه خدمتی نشان در بی نشانی و نگهبانی مسافر هادی و خزانه داری مسافر علی و دبیری مسافرمحمد. با دستور جلسه وادی پنجم و تاثیر آن روی من در روز یکشنبه 28 تیرماه راس ساعت 15:30 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد : سلام دوستان، احمد هستم یک مسافر.
از نگهبان محترم ساسگذارم و خیلی خوشحالم که در جمع شما عزیزان حضور دارم. این هفته آقا هادی، نگهبان محترم لژیون سردار، خیلی تلاش کردند که من در این جایگاه خدمت کنم؛ من هم سعی کردم بهانههای مختلف بیاورم تا ننشینم، اما در نهایت زور ایشان بیشتر بود! به هر حال، از این بابت بسیار خوشحالم و حس و حال خیلی خوبی دارم. امیدوارم جلسه پرباری داشته باشیم؛ چون لژیون سردار است و قطعاً جلساتش با خیر و برکت و به تکامل رسیدن همراه خواهد بود.
من این دستور جلسه (وادی پنجم) را بسیار مرتبط با لژیون سردار میدانم. معمولاً وقتی در مورد لژیون سردار صحبت میکنم، وادی پنجم در ذهنم تداعی میشود. یک دستور جلسهی دیگر هم هست که استاد امین در سیدیهایشان مطرح کردند؛ همان وادی سوم که همیشه برایم یادآور این پرسش است که: "آیا در کنگره همه با هم برابرند؟" و آیا ما در جایگاهِ عدالت هستیم؟ من همیشه سعی میکنم ارتباط عمیقی بین اینها برقرار کنم و آموزش بگیرم.
ببینید، به طور کلی در کنگره یاد گرفتم که ما همزمان در سه جهان زندگی میکنیم: جهانِ ماده (که به فیزیولوژی ما مربوط است)، جهانِ ذهن و جهانِ خواب. بسیاری از اتفاقات، قبل از اینکه در جهانِ ماده رخ دهند، در جهانِ ذهن شکل میگیرند. ما ابتدا ساختاری را در ذهنمان میسازیم و بعد باید تواناییِ اجرایی کردن و کاربردی کردنش را در جهانِ ماده داشته باشیم.
کتاب "چهارده وادی" مهندس دژاکام، شاید مهمترین منبع آموزشی ما باشد. چهار وادی اول، مربوط به جهانِ ذهنی هستند. وادی اول میگوید: "با تفکر، ساختارها آغاز میشود"؛ این اتفاق در ذهن است. وادی دوم میگوید "ما به هیچ نیستیم"، حتی اگر فکر کنیم به هیچ هستیم، این هم باز یک مسئله ذهنی است؛ یعنی آن ساختاری که در ذهن من شکل میگیرد، تعیینکنندهی این است که آیا خودم را آدم مفیدی میدانم یا شکستخورده. وادی سوم و چهارم هم همینطور، در جهانِ ذهنی هستند.
اما وادی پنجم، جایی است که میگوید: "تا اینجا پندارِ نیک بود، کمی هم گفتارِ نیک؛ حالا باید به مرحلهی کردارِ نیک بیایی." حالا باید عملیاتی کنی! اگر بخواهم آن جهانی را که در ذهنم ساختهام (جهانی که در آن خودم را پیروز، خیرخواه و موفق میبینم) در جهانِ ماده پیاده کنم، نیاز به "ابزار" دارم.
مانند کوهنوردی که میخواهد قله دماوند را فتح کند؛ تفکر میکند، اما برای رسیدن به قله، به لباس، کفش، طناب و ملزومات نیاز دارد. منِ احمد هم اگر بخواهم خواستههای ذهنیام را در جهانِ ماده اجرا کنم، نیاز به ابزار دارم. در جهانِ ماده، وقتی شروع به حرکت میکنی، نیروهای مکمل یا به اصطلاح "نیروهای تاریکی" هم وارد میشوند تا تو را از مسیر خارج کنند؛ پس باید ابزاری داشته باشم که در برابر آنها بدل بزنم. این ابزارها در وادی پنجم در هفت مورد خلاصه شدهاند: پرهیز از ضد ارزشها، خودداری، قناعت، صبر، تجسس نکردن، غیبت نکردن، قضاوت نکردن، و در نهایت تسلیم و رضا.
اما کدامیک از اینها به لژیون سردار مرتبطتر است؟ بخش "قناعت" و "پسانداز". من سعی کردم این مفاهیم را از دل وادی پنجم بیرون بکشم و در لژیون سردار کاربردیشان کنم. قناعت، مرا قوی میکند. قناعت یعنی پذیرش شرایط موجود و بسنده کردن به داراییها برای انجام درستِ نقش خود؛ نه اینکه پولی که داریم را خرج نکنیم. گاهی طرف دارایی زیادی دارد، اما چون همیشه در ذهنش حسِ کمبود دارد، هیچوقت خوشبخت نیست. قناعت یعنی با داشتههایم، بهترینِ خودم باشم.
در مورد پسانداز هم، همانطور که آقای مهندس میگویند: حتی اگر درآمدمان در حد یک قرص نان باشد، باید بخشی از آن را پسانداز کنیم. این آموزشها دقیقاً در لژیون سردار جریان دارد. چرا؟ چون لژیون سردار مانند یک جامعهی کوچک است؛ جایی که قرار است آنچه در کنگره آموختهایم را عملیاتی کنیم تا بتوانیم در بیرون از کنگره، روی پایههای مالی و حالِ خوش خودمان بیشتر کار کنیم.
در پایان، در مورد تعهدات لژیون سردار، جا دارد از همه عزیزان خواهش کنم که به تعهدات خود توجه ویژهتری داشته باشند. تا پایان مردادماه مهلت داریم. انجام دادن این تعهد (چه پرداخت نقدی و چه چک)، نشاندهندهی این است که چقدر آموزشهای کنگره را در زندگیمان جاری و ساری کردهایم. امیدوارم همهی ما بتوانیم قبل از پایان دوره، تعهداتمان را کامل کنیم تا خیر و برکتش در زندگیمان جاری شود.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید از همه شما سپاسگذارم، لطفاً خودتان را تشویق کنید.

تایپ و انتشار : دبیر لژیون سردار مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
68