نهمین جلسه از دورهی بیستوهفتم سری کارگاههای آموزشی کنگره۶۰؛ ویژهی مسافران و همسفران نمایندگی زنجان؛ با استادی دیدهبان محترم مسافر اصغر، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر میثم؛ با دستور جلسهی وادی پنجم و تاثیر آن روی من؛ روز یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز بهکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه وادی پنجم است؛ همانگونه که میدانیم؛ ما سالها مسیر خود را گم کرده بودیم و همواره دنبال رسیدن به حال خوب بودیم؛ به طور کلی از روز الست و از وقتی که انسان پا به هستی گذاشت، به دنبال رسیدن به حال خوب بود و اهداف تمامی ادیان نیز همین موضوع بوده است؛ متاسفانه ما راه رسیدن به این حال خوب را نمیدانستیم و با مصرف مواد مخدر میخواستیم حال خوب و انرژی داشته باشیم؛ یعنی برای رسیدن به حال خوب دنبال ابزار بیرونی بودیم و تصور میکردیم که مواد مخدر، پول و مقام، ما را به حال خوب میرساند.
در آرم کنگره نوشته شده است که جمعیت احیای انسانی و این بدان معنا است که ما بایستی احیا شویم؛ ما با فراگیری وادی اول میآموزیم که بایستی تفکر کنیم و خود را مانند صفحهی سفیدی بدانیم که باید زندگی خود را از نو بنویسیم، چرا که ما راه رسیدن به حال خوب را نمیدانستیم؛ در وادی دوم آموختیم که هیچ مخلوقی جهت بیهودگی پا به هستی نمینهد؛ ما همیشه از خود سوال میکردیم که چرا به دنیا آمدهایم؟ اما با فراگیری وادی دوم متوجه شدیم که هر کدام از ما مسئولیتی داریم و بیجهت خلق نشدهایم؛ در جسم انسان حدود سیوهشت هزار میلیارد سلول وجود دارد که هرکدام از آنها دارای بخشهای مختلفی هستند و قطعا این خلقت عظیم بدون هدف نبوده است.
وادی سوم به ما میگوید که: در دنیا کسی به داد ما نمیرسد و تمام مسئولیتهای زندگی بر عهدهی خود ما است و در وادی چهارم از این بالاتر رفته و میگوید که در مسائل حیاتی حتی خداوند نیز در قبال ما مسئولیتی ندارد، ما جانشین و خلیفهی خداوند هستیم و قطعا کسی که جانشین خداوند است، قدرت و ظرفیت انجام مسئولیتهای خود را دارد؛ به عنوان مثال تصور کنید من مدیر یک کارخانه هستم و شش ماه جهت انجام کارها به خارج از کشور میروم و مسعود را جانشین خود میکنم، قطعا در قبال این جانشینی به مسعود قدرت انجام اموری چون پرداخت حقوقها و غیره را میدهم.
در قرآن آمده است که تمام هستی مسخر انسان شده است و انسان اشرف مخلوقات است، اما ما بایستی بدانیم که از این قدرت چگونه استفاده کنیم؛ در وادی چهارم نشانههای قدرت ما به ما گفته میشود که در درونما قلههای آتشفشان است و ما بایستی نحوهی استفاده از آن را بدانیم.
من حدود دوازده بار تجربهی ترک داشتم، اما بهترین دارو را پس از درمان یافتم که همان مخدرهای شبهافیونی طبیعی موجود در جسم انسان است؛ مگرغیر از است که دینورفین، اندروفین و سایر مواد شبه افیونی داخل جسم انسان موجود است؟ خداوند عادل است و در خلقت همهی انسانها، تمامی امکانات و شرایط را به صورت عادلانه در وجود تمامی انسانها قرار داده است و تفاوت موجود در میان انسانها به دلیل تفاوت در حرکت انسانها است.
تصور کنید ما بیست نفر هستیم و میخواهیم به اصفهان برویم؛ قطعا نوع و روش حرکت ما نحوهی رسیدن ما را معین میکند و کسانی که با تفکر و توشهی مناسب به این سفر بروند، به مقصد خواهند رسید؛ یا به عنوان مثال در یک لژیون بیست رهجو وجود دارد، از این بیست رهجو فقط افرادی به درمان میرسند که به خوبی سفر کنند و تمامی وظایف خود را به نحو احسن انجام دهند.
وادی پنجم به ما میگوید که: در جهان ما تفکر قدرت حل مطلق نیست، بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل میکند؛ جهان ما یعنی درون ما؛ زمین به عنوان یک مزرعه است که ما هر چه بکاریم آن را برداشت خواهیم کرد؛ تا وادی چهارم ما متوجه اهمیت تفکر و انجام مسئولیتها و هدفدار بودن خلقت خود شدیم، اما در وادی پنجم میآموزیم که باید حرکت کنیم، اگر من گرسنه هستم و میخواهم ساندویچ بخورم، تنها تفکر خوردن ساندویچ مرا به آن نمیرساند، بلکه بایستی در راستای رسیدن به آن حرکت کنم.
تفاوت انسانها در حرکت، دانایی و خواست آنها است؛ خداوند فرموده است که: ادعونی استجب لکم، مخاطب این سخن تمامی انسانها است و هر کسی به درستی حرکت کند قطعا به نتیجه میرسد؛ در کنگره راه و مسیر پیدا شده و دیگر بهانهای نداریم؛ تنها بهانه خود ما هستیم که بایستی حرکت کنیم و مطمئن باشیم که وعدهی خداوند دروغ نیست، فقط باید مراقب باشیم و بدانیم که راهی که قبلا رفتهایم، اشتباه بوده است؛ اولین موضوعی که در وادی پنجم بیان میشود، دوری از ضد ارزشها است.
دوری از ضد ارزشها همان توبه است، ما قبلا هر کار ضد ارزشی میکردیم و در نهایت با جملهی الهی العفو از نظر خودمان توبه میکردیم، ولی الان متوجه شدیم که توبه به این شکل نیست و بایستی از راه و مسیر اشتباهی که آمدهایم، برگردیم و در کنگره ابزار و روش این کار به ما داده میشود؛ خداوند سریعالحساب است و من این موضوع را در کنگره فهمیدم، کسی که روزی ۲ گرم هروئین مصرف کند ماهیانه بایستی شصت میلیون تومان هزینهی هروئین کند، اما کسی که برای درمان به کنگره میآید این هزینه در جیبش میماند و با قدم گذاشتن در مسیر درمان به پسانداز و مدیریت هزینههای خود میرسد، البته این را مثال زدم و خداوند در همه جا سریعالحساب است و اگر در صراط مستقیم باشیم، قطعا دریافتیهای ما بیشتر خواهد شد، چرا که خداوند غنی است.
ما نیازمند کنگره هستیم و کنگره به ما نیاز ندارد، ما در کنگره به خاطر خودمان خدمت میکنیم و در کنگره چیزی از دست نمیدهیم، بلکه چیزهای زیادی به دست میآوریم، ما در گذشته با انجام کارهای ضدارزشی، ارزش خود را از دست داده بودیم؛ یکی از دوستان من که مغازه داشت و یکی دو ماه بود که به کنگره آمده بود تعریف میکرد که: شخصی به مغازهی او میآمد و هنگامی که میخواست راجع به کسی غیبت کند، به او پول میداد تا برود و غیبت نکند، این قضیه سه روز تکرار شد و در روز چهارم آن شخص پرسید که چرا به من پول میدهی؟! او در پاسخ گفت که من فهمیدهام که با غیبت، من چیزهای زیادی را ازدست میدهم که در مقابل آنها، پول چیزی نیست، ما در کنگره ارزش وجودی خود را پیدا میکنیم و این خیلی موضوع مهمی است؛ برگشت از ضد ارزشها به این معنا است که ورودیها را ببندیم و به مکانهایی که قبلا میرفتیم؛ نرویم و حرفهایی مانند غیبت را که قبلا میشنیدیم، نشنویم؛ بنابراین برگشت از ضد ارزشها تنها توبهی زبانی نیست، مگر میشود ما از کسی پول قرض کنیم و چک صادر کنیم و هنگامی که موعد پرداخت بدهی ما رسید، بگوییم که ببخشید! من پول ندارم، هیچ عقل سالمی این را قبول نمیکند.
در قرآن آمده است که: آیا کسانی که میدانند، با کسانی که نمیدانند، برابر هستند؟ قطعا برابر نیستند؛ ممکن است خداوند کسی را که آگاهی ندارد، ببخشد؛ اما من و شما که آمدهیم و به آگاهی رسیدهایم؛ اگر باز هم اشتباه کنیم باید تاوان سختی پس بدهیم، من فهمیدهام که در بدن من مادهای وجود دارد که خیلی قویتر از مورفین است و من الان حدود هفده سال است که در کنگره هستم و در طول این مدت به موقع خوابیده و بیدار شدهام و کارهای خود را انجام میدهم که به دلیل به کار افتادن این مواد در جسم من است، حال که من این را میدانم، اگر دوباره بیایم و خراب کنم، قطعا تاوان سختی خواهم داد، چون بازی در آگاهی است، خداوند اشتباه را میبخشد، اما انتخاب اشتباه به سختی بخشیده میشود و بایستی در قبال آن تاوان سختی پس داد، راه و صراط مستقیم به ما نشان داده شده است و قوانین هستی در کلامالله بیان شده است، ما میدانیم که چرا باید شبها بخوابیم یا دروغ نگفته و غیبت نکنیم و اگر این کارها را انجام دهیم، قطعا به خود آسیب خواهیم زد.
مورد بعدی خودداری است، ما نه تنها میآموزیم که در قبال انجام کارهای ضدارزشی خودداری نماییم، بلکه در مقابل کارهایی که حتی در ظاهر خوب هستند، اما انجام آنها باعث آسیب رسیدن به ما میشود نیز خودداری کنیم، مانند شخص بیماری که از گرفتن روزه منع میشود، روزه خیلی خوب است و یک ارزش مهم است، اما برای بیمار امکان دارد که آسیبزننده باشد؛ اعتیاد بدترین بیماری است و تمام جوانب انسان را درگیر میکند و مواد مخدر از سد خونی انسان عبور میکند، در سفر اول راهنما به ما میگوید که بایستی از چه چیزهایی خودداری کنیم و در سفر دوم هم وادیها و سیدیهای جهانبینی تمامی موضوعات را به ما آموزش میدهند.
پارامتر بعدی قناعت است که ما آثار آن را در مصرف مواد مخدر میبینیم، من هنگامی که به کنگره آمدم پنجاه گرم تریاک میکشیدم و راهنما به من گفت که باید پانزده گرم را در سه وعده بکشم، من قبول نمیکردم اما وقتی این کار را انجام دادم حالم بهتر شد؛ قناعت در تغذیه نیز مهم است، من ۱۴۱کیلو بودم و الان با روش تغذیهی سالم جناب مهندس ۹۵ کیلو شده و ۴۶ کیلو کم کردهام و باید ۱۵ کیلو هم کم کنم؛ کنگره جایی است که همهی مسائل ساده و حل شده است و ما انگار داخل بهشت هستیم و تمام بیماری از جمله اعتیاد به سیگار و مواد مخدر و چاقی به راحتی در اینجا درمان میشود.
در کنگره اگر کسی بیاید و بخواهد و ایمان داشته باشد، قطعا به نتیجه خواهد رسید؛ خدا را شکر میکنیم که مهندس هستند و جواب خیلی از سوالات را به ما دادهاند و ما را به درمان رساندهاند، در بحث اضافه وزن من به جناب مهندس گفتم که: چرا من لاغر نمیشوم و ایشان گفتند که: چون به روش دژاکام ایمان نداری؛ وقتی فکر کردم دیدم که ایشان درست میگویند، اگر من خود را مسافر میدانم، بایستی به وظایف و کارهایی که انجام آنها برعهدهی من است، ایمان داشته باشم؛ مسافر باید توشه بردارد، باید سیدیهای خود را منظم بنویسد و خواب شب و ورزش منظمی داشته باشد و در کنار آن از جهانبینی درستی برخوردار باشد.
کنگره مکان مقدسی است و من برای بهرهمند شدن از کنگره باید مقدس باشم و برای رسیدن به درمان، تعادل و حال خوب بهای آن را بپردازم و بهای هر کاری درست انجام دادن آن کار است.
موضوع بعدی صبر است که در قرآن هم به آن اشاره شده است که استعینوا بالصبر و الصلاة؛ کسی ناگهانی بد یا خوب نمیشود، ما در بحث درمان اعتیاد اهمیت صبر را متوجه شدیم که در یک لحظه مصرفکننده نشدیم که در یک لحظه هم درمان شویم، در کنگره صبر کردیم و خداوند هم مزد صبرمان را داد.
تجسس و دخالت کردن در امور دیگران باعث میشود که ما انرژی خود را بیهوده هدر بدهیم، هیچ نفسی بار و مسئولیت نفس دیگری را برعهده ندارد و ما مسئول اعمال و حیات خود هستیم و بایستی تمامی انرژی خود را صرف خود بکنیم، خداوند به پیامبر گفت که تو تنها تذکر دهنده هستی و نمیتوانی به زور مردم را تغییر دهی؛ رسوا خدا تذکر دهندهی خوبی بود و هر چه میگفت، در ابتدا خود عمل میکرد؛ من نمیتوانم به زور فرزند خود را تغییر دهم، بلکه باید تذکر دهندهی خوبی باشم، اگر من خودم سیگار نکشم، دروغ نگویم و اعمال ضد ارزشی انجام ندهم، قطعا فرزند من نیز با مرور زمان از من تاثیر خواهد گرفت؛ دیگر احتیاجی به اجبار و زور زدن نیست؛ تجسس و دخالت در امور دیگران باعث میشود که زمان و انرژی ما که حتی از طلا نیز باارزشتر است، بیهوده مصرف شود و صرف دیگران شود، تجسس به غیبت منجر میشود و غیبت نیز باعث میشود که ما به قضاوت دچار شویم.
پسانداز هم در این وادی بیان شده است که از اهمیت زیادی برخوردار است و جناب مهندس با آموزشهای خود باعث شدهاند که حتی وضعیت مالی اعضای کنگره نیز خوب شود و به بینیازی برسند، آموزشهای کنگره فوقالعاده هستند و من به تازهواردها و سفراولیها اطمینان میدهم که اگر تا پایان سفر اول و حتی پس از پنج الی شش ماه از سفر خود، اگر به درستی سفر کنند و آموزشهای آن را عملی کنند، قطعا نتایج فوقالعادهای خواهند دید، موضوع دیگر این است که ما نباید پنهانکار و کافر باشیم و وظیفهی ما است که علوم کنگره را انتشار بدهیم و به همگان بگوییم که کنگره زندگی ما را تغییر داده است، در اطرافیان خود کتاب تغذیهی سالم مهندس را معرفی کنید و از رزق و روزی که خود استفاده کردهاید، به دیگران هم این روزی و علم را نشر بدهید.
آخرین موضوع توکل و تسلیم است، تسلیم مرحلهی بسیار سختی است که اولیا الهی مانند امام حسین به این مرحله رسیدهاند که حتی فرزندان و عزیزان خود را در راه خداوند فدا کردهاند، ما بایستی در ابتدا روی توکل خود کار کنیم و چیزی که در توکل نقش مهمی دارد، ایمان است.
ایمان با تجربه، آموزش و لذت از مسیری که در آن هستیم به دست میآید، باید راه صراط مستقیم را بیاموزیم و از مسیر صراط مستقیم بودن لذت ببریم؛ درست بودن راه و مسیر خیلی مهم است، یک مسافر سفر اول باید پس از یک هفته که پلهی خود را کم کرده است، از وضعیت و حال خود لذت ببرد، اگر ما به کنگره میآییم، باید حالمان بهتر از دیروز شود و از مسیر صراط مستقیم لذت ببریم.
.jpg)
تایپ و ارسال: مرزبان خبری مسافر شهرام
- تعداد بازدید از این مطلب :
72