جلسه دوم از دوره ششم جلسات لژیون سردار کنگره۶۰، همسفران نمایندگی صائب تبریزی با استادی راهنما همسفر مینو، نگهبانی همسفر معصومه و دبیری همسفر رباب با دستور جلسه: «وادی پنجم (در جهان ما تفكر، قدرت مطلق حل نيست؛ بلکه توأم با رفتن و رسيدن آن را كامل مینمايد.) و تأثیر آن روی من»روز دوشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
سخنان استاد:
از نگهبان لژیون سردار و مرزبان و ایجنت سپاسگزارم که فرصت خدمت و آموزش را برای من فراهم کردند. همانطور که میدانید، مدتی است که به دلیل اتفاق تلخی که برای دختر عزیزم افتاد، احساسات من، درست همانطور که در کتاب۶۰ درجه آمده یخ زده است.
در این دوران سخت، دوباره به همان حالاتی برگشتم که زمان مصرف مسافرم بود؛ حتی شاید سختتر از آن روزها باشد. گویی نیمی از وجود من در زیر خاک است و نیمی دیگر در بیرون و تنها دلیل من برای ادامه دادن زندگی، دختر بزرگم است. اگر آموزشهای کنگره نبود، یقیناً تاب تحمل این مصیبت بزرگ را نداشتم و شاید امروز در میان شما نبودم.
در مورد دستور جلسه امروز، وادی پنجم آموختم که در این مسیر چندین نکته کلیدی وجود دارد: اول، دوری از ضدارزشها، چیزهایی مثل دروغ و غیبت که شاید ناخودآگاه تکرار کنیم؛ اما مهمترین ضدارزشی در شرایط من، ناامیدی است. آموختم که نباید در طوفانهای زندگی ناامید شوم.
دوم، خودداری، اینکه از انجام کارهای مشکوک یا کارهایی که از عاقبتشان مطمئن نیستیم، دوری کنیم. سوم، قناعت و پساندازکردن، تا در مواجهه با گرههای مالی، تکیهگاهی داشته باشیم و در نهایت صبر که واژهای کوتاه است؛ اما بسیار سخت که همه ما با تمام وجود و استخوانهایمان آن را لمس کردهایم.
در این مسیر یاد گرفتم که قضاوت تنها متعلق به خداوند است و من فقط میتوانم خودم را قضاوت کنم، بدون آنکه در زندگی دیگران تجسس نمایم. در انتها به توکل، رضا و تسلیم رسیدم. اگرچه تسلیم شدن در مورد اتفاقی که در مورد دخترم برایم افتاد، بسیار سخت است؛ اما تمام تلاشم را میکنم تا به رضای خداوند برسم و در برابر قدرت مطلق تسلیم شوم.
.jpg)
تایپیست: همسفر شهلا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر رباب رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صائب تبریزی
- تعداد بازدید از این مطلب :
139