جلسه یازدهم از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی نایین به استادی راهنما همسفر خدیجه، نگهبانی همسفر سمانه و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «وادی پنجم (در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه 29 تیرماه 1405 ساعت 16:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
تمامی وادیها مانند زنجیر به هم متصل هستند و باید وادیها را مرور کنیم تا به وادی عمل برسیم؛ همانطور که استاد امین در سیدی مسئولیت فرمودند: «ما به واسطه ۴ وادی اول باید زمین وجودی خود را شخم بزنیم تا موانع را برطرف کرده و بعد به وادی و مرحله عمل برسیم.» وادی اول، وادی تفکر است و با توجه به این وادی من نباید اجازه ورود هر فکری را به ذهنم بدهم؛ زیرا میدانم افکار من تبدیل به احساس و احساس من تبدیل به اعمال من میشود؛ بنابراین مراقب باشم تفکر درست، دقیق و حساب شده داشته باشم؛ جوانب کار را در نظر بگیرم، مشورت نیز بکنم و بعد تصمیم بگیرم و در نهایت خودم کاری که میدانم درست است انجام بدهم تا کمتر با مشکل روبهرو شوم.
وادی دوم، وادی امیدواری است؛ زیرا خدا به من میگوید: «بیهوده خلق نشدهای»؛ حتماً یک رسالتی من داشتهام که الان روی این صندلی نشستهام و در حال آموزش گرفتن هستم؛ باید تلاش کنم آن رسالت را پیدا و در جهت آن حرکت کنم. وادی سوم به من میگوید هیچکس بهاندازه خود من به فکر من نیست و به من کمک نمیکند و این خود من هستم که باید حرکت کنم؛ بنابراین توقع و انتظارم را از بقیه کم میکنم.
وادی چهارم به من میگوید: مسئولیت کارها و تعهدات خود را بپذیر و طلبکار کسی نباش و مسئولیت بقیه را به خودشان بسپار. زمانی که این وادی را اجرا کنم در زندگی به آرامش میرسم. وادی پنجم عصارهای از تمام آموزشهایی است که من در کنگره دریافت میکنم. اتفاقات زندگی من را امتحان میکنند و من سختیها را تحمل میکنم و در این امتحانها به خودم نمره میدهم؛ اگر در این آزمونها نمره آوردم، این نمره تزکیه من میشود؛ اگر نمره نیاوردم هنوز در مرحله نفس اماره هستم و باید تلاشهایم را بیشتر کنم؛ حالا با اینکه من میدانم آبروی علم به عمل است؛ پس چرا بعضی وقتها من نمیتوانم به آن عمل کنم؟
کنگره یک سازمان مردمنهاد است و همانطور که همه میدانیم از هیچ نهاد و ارگانی کمکی را قبول نمیکند. اعضاء کنگره با حمایت از سبد قانون یازدهم و لژیون سردار کنگره را اداره میکنند تا یک نفر وارد کنگره شود و آموزش بگیرد و به آن حال خوش و رهایی برسد. با وجود دانستن تمام این مطالب و علاقهمند بودن به عضو شدن در لژیون سردار چرا باز من نمیتوانم این را عملی کنم؟ وادی پنجم به من میگوید دانستههایت را عملی کن؛ ولی چرا نمیتوانم آنها را عملی کنم؟ دلیل آن میتواند ترس باشد، ترسی که بازدارنده است و من را از آموزش و خدمت محروم میکند یا اینکه من منتظرم همه شرایط زندگیام ایدهآل و بدون نقص شود، جیبم پر از پول باشد و به قول معروف هیچ کمبودی نداشته باشم، بعد عضو لژیون سردار شوم. وادی پنجم به من یاد میدهد که پسانداز داشته باشم و قناعت کنم. من از پسانداز میتوانم به این نتیجه برسم که از خواستههای نامعقول چشمپوشی کنم و بعد به مسئله قناعت برسم. قناعت را طبیعت به ما نشان میدهد. قناعت یعنی من از کمترین امکانات، هزینه و انرژی بیشترین بهرهبرداری کنم؛ بنابراین من نترسم و به خدا توکل کنم.
من برای بخشیدن در لژیون سردار منتظر وضعیت ایدهآل و جیب پر از پول نباشم؛ بلکه قدم اول را بردارم، به قول آقای مهندس در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر، سفر هزار فرسنگی با همان قدم اول شروع میشود. در برابر اینهمه خدمت، آموزش و حال خوشی که من از کنگره دریافت میکنم من نیز از مالم ببخشم، از تعلقات مادی بگذرم؛ زمانی که من از مالم میبخشم و میگذرم آن موقع میتوانم از خشم، قضاوت درون و از خیلی از ضد ارزشها بگذرم و از تمام آموزشهای لژیون سردار استفاده کنم. برای عضویت در لژیون سردار هیچ موقع خودم را با دیگران مقایسه نکنم، اگر خواستم مقایسه کنم، ملاک قیاس من گذشته خودم باشد و بدانم همین که وارد لژیون شدم و قدمی برداشتم، انسان ارزشمندی هستم.
نفرات برتر آزمون فاینال
.jpg)

مرزبانان کشیک: مسافر اکبر و همسفر طاهره
تایپیست: همسفر آتنا رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون سوم)
عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهار)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نائین
- تعداد بازدید از این مطلب :
302