English Version
This Site Is Available In English

افکار خود را از قوه به فعل در آوریم

افکار خود را از قوه به فعل در آوریم

جلسه‌ چهارم از دوره چهلم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شیخ‌بهایی با دستور جلسه «وادی پنجم و تاثیر آن روی من» با استادی همسفر گیتا، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر روح‌انگیز در روز دوشنبه تاریخ ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:
دستورجلسه امروز «وادی پنجم و تاثیر آن روی من» است. عنوان وادی می‌گوید: "در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه همراه با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌کند."

فکر کردن به تنهایی مسائل زندگی ما را حل نمی‌کند و ما باید وارد عمل شویم. از وادی یک تا چهار در مورد تفکر صحبت می‌شود، در وادی چهارم یک‌سری خط و خطوط و مسئولیت‌هایی مشخص شد و ما یاد گرفتیم که باید روی خودمان حساب کنیم؛ اما در وادی پنجم باید وارد عمل شویم و هر چیزی که در ذهن و فکر ما بوده‌است، به عمل تبدیل کنیم وگرنه چیزی که در ذهن ماست به‌تنهایی قابل استفاده نیست. ما سه جهان داریم: جهان خاکی که در آن زندگی می‌کنیم، جهان خواب که در بعد دیگری است و یک‌سری خواب می‌بینیم. جهان ذهن خیلی مهم و پیچیده هست.

در چهار وادی اول، ما در مورد جهان ذهنی کار کردیم و الآن وقت آن رسیده است که در وادی پنجم، از جهان ذهنی وارد جهان عینی و عملیاتی شویم و افکار خود را از قوه به فعل در آوریم؛ اگر ساختارهای ذهنی خود را عملی نکنیم، هیچ ارزشی ندارند. به قول قدیمی‌ها که می‌گویند: با حلوا‌ حلوا گفتن دهان شیرین نمی‌شود. اگر من خیلی دانش داشته باشم و فکر کنم همه‌چیز بلد هستم؛ اما در زندگی کاربردی نکنم ،به‌هیچ دردی نمی‌خورد.

اگر بخواهیم ساختارهای تفکرات خود را به ساختارهای عملی تبدیل کنیم، باید یک‌سری شرایط فراهم کنیم؛ باید از ناامیدی‌، ترس، اضطراب، منیت، حسادت و کینه دور باشیم و رفتار، گفتار و پندار سالم را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم. باید از ضدارزش‌ها دوری کنیم و قدم در راه ارزش‌ها بگذاریم.

این ضدارزش‌ها چه هستند؟ در فرهنگ‌های مختلف، ضدارزش‌ها متفاوت هستند؛ ولی چیزی که کلی است؛ دروغ گفتن، رشوه گرفتن، رشوه دادن ،حسادت، کینه، دشمنی و تجسس در کار دیگران است که این‌ها ضدارزش محسوب می‌شوند. ما یک‌سری پله داریم که باید آن‌ها را پشت سر بگذاریم: توبه، بازگشت از ضدارزش‌ها، خودداری و... وقتی ما می‌خواهیم کاری را انجام بدهیم؛ اما دو دل‌ هستیم که آن کار را انجام بدهیم یا نه، عده‌ای استخاره می‌کنند؛ ولی ما در کنگره۶۰ یاد گرفتیم که عقل سالم‌ حکم می‌کند؛ وقتی دو دل هستیم، آن کار را انجام ندهیم و از انجام آن کار خودداری کنیم.

قناعت؛ باید قدر داشته‌های خود را بدانیم، قانع باشیم، فکر نکنیم اگه مسافر ما به رهایی رسید، دیگر تمام مشکلات ما حل می‌شود؛ نه، این‌طور نیست، باید با قناعت و شکرگزاری بتوانیم پایه‌های زندگی‌ خود را مستحکم کنیم. قناعت هم به این معنی نیست که ما صرفه‌جویی کنیم. قناعت؛ یعنی با کمترین امکانات، بهترین بهره‌برداری را داشته باشیم.

صبر؛ برای درمان اعتیاد، صبر بسیار مهم است، باید معنی آن را یاد بگیریم و بتوانیم در زندگی‌ کاربردی کنیم. خروج از تاریکی و درمان اعتیاد زمان می‌خواهد. برای دوری از ضدارزش‌ها نیاز به صبر و زمان داریم. نه تنها در مورد اعتیاد؛ من اگر بخواهم روی خودم مثال بزنم، برای کاهش وزن، بارها و بارها دکتر رفتم، روش‌های متعددی را امتحان کردم؛ ولی چون صبر نداشتم و می‌خواستم در کوتاه‌ترین زمان به نتیجه دلخواه برسم، هیچ‌ موقع موفق نبودم؛ یعنی به آن نتیجه رسیدم، ولی زود برگشت خوردم و اضافه‌ وزن من خیلی بیشتر از قبل شد.

اگر بخواهم از صبر بگویم، من در وادی پنجم از راهنما همسفر زهرا خیلی تشکر می‌کنم؛ زیرا با مسائلی که در زندگی داشتم، صبر را به من آموزش دادند. اگر من صبور نبودم، شاید الان زندگی نداشتم، بچه‌ای نداشتم و واقعاً صبور بودن خود را مدیون ایشان هستم.

تجسس، قضاوت و غیبت نکردن؛ در مورد تجسس، قضاوت و غیبت، ما سال‌ها وقت خود را صرف تجسس در مورد دیگران می‌کردیم، در کارهای آن‌ها دخالت می‌کردیم، خود را در جایگاه قاضی قرار می‌دادیم، قضاوت‌ می‌کردیم و در نهایت پشت سر دیگران حرف می‌زدیم؛ اما این‌جا یاد گرفتیم که حتی در کار مسافر خود هم دخالت نکنیم و هر موقع می‌خواهیم در کار کسی تجسس کنیم، این جمله؛ که‌چی! را باید بگوییم؛ که‌چی! که ما در کار دیگران دخالت کنیم؟ که‌چی! که حالا طرف را قضاوت کنیم یا بخواهیم در مورد او غیبت کنیم؟

پس‌انداز؛ خیلی‌ها فکر می‌کنند پس‌انداز برای ثروتمندان است، مال کسانی که پول دارند، در صورتی‌که این‌طور نیست. من در کنگره۶۰ پس‌انداز را یاد گرفتم، یاد گرفتم که همیشه ۳۰ درصد از درآمد خود را پس‌انداز کنم، هر چقدر اندک باشد؛ چون می‌گویم کم‌کم جمع می‌شود، ولی در آینده احتمال دارد این پس‌انداز کوچک، در مشکلات بزرگ به درد من بخورد و بتواند جایی در  زندگی به من کمک کند.

توکل، رضا و تسلیم؛ ما به جای این‌که در گوشه‌ای بنشینیم، دعا کنیم و به خدا توکل کنیم، باید در مسیر ارزش‌ها قدم برداریم، حرکت کنیم، آن هدف خود را مشخص کنیم و برای رسیدن به هدف‌ تلاش کنیم، دیگر نتیجه‌ آن با خداست. باید به رضای خدا راضی باشیم؛ نه فقط رضایت زبانی، باید قلباً رضایت داشته‌باشیم، رفتاری رضایت داشته باشیم.

در مرحله آخر تسلیم است؛ باید هر خواسته‌ای را که از طرف خدا می‌آید بپذیریم و تسلیم خواسته خدا باشیم. نتیجه‌ای که من از وادی پنجم گرفتم؛ این بود که شاید هزار تا فکر در ذهن من باشد؛ چه منفی و چه مثبت، ولی باید یاد بگیرم که آن‌ها را به عمل تبدیل کنم و در جهت آن تلاش کنم که بتوانم به نتیجه دلخواه و مطلوب برسم، شاید دانش‌های زیادی داشته باشم؛ ولی تا زمانی‌که آن‌ها را در زندگی کاربردی نکنم، هیچ ارزشی ندارند؛ البته باید از این هفت اصل کمک بگیرم.

در آخر امیدوارم همه عزیزان در جهت مثبت و سازندگی در حرکت و تلاش باشند. از این‌که به صحبت‌های من گوش کردید از همه‌ شما سپاسگزارم.

تقدیر از مسئول آزمون

جابه‌جایی مسئول آزمون

تقدیر از برگزیدگان رشته ایروبیک

نفرات برتر آزمون فاینال

مرزبان کشیک: همسفر شادی و  مسافر محسن
تایپ: همسفر هاجر رهجو راهنما همسفر ناهید (لژیون یازدهم)
عکاس: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون نوزدهم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر شادی
همسفران نمایندگی شیخ‌بهایی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .