گزارش تصویری از لژیونهای ویلیام (درمان سیگار) به روایت تصویر
.jpg)
خلاصه سخنان راهنمای محترم درمان نیکوتین مسافر جمشید:
سلام دوستان، جمشید هستم مسافر نیکوتین.
«در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل میکند.» این وادی به ما میگوید: فکر خالی کار زیادی انجام نمیدهد. باعث دفع یک سری آفتها میشود و یک سری بایدها و نبایدها را روشن میکند، ولی بدون حرکت الکی است!
در این وادی از سه جهان صحبت میشود: جهان بیداری، جهان خواب و جهان ذهن. جهان ذهن، پیریزی دو جهان بعدی را انجام میدهد. برای انجام هر کاری باید دو فاکتور را در نظر گرفت: ۱-به وجود آوردن ساختار ذهنی آن کار ۲-برنامهریزی برای آن ساختار ذهنی. مثلاً اگر میخواهی ساندویچ بخوری، اول باید تفکر کنی که چه ساندویچی میخواهی بخوری، از کجا باید تهیه کنی و مبلغی را که برایش در نظر گرفتهای حساب کنی. بعد باید حرکت کنی تا به مغازه ساندویچی برسی و غذا را سفارش بدهی.
برای حرکت در جهت ساختار ذهنی، باید یک سری تزکیه و پالایش انجام بگیرد. اگر کسی نتواند پلههای وادی پنجم را اجرایی کند، در واقع هیچ کاری در کنگره انجام نداده است. اولین نکته، دوری از ضد ارزشهاست که باید تدریجی انجام شود. ضد ارزشهای بزرگ، مثل مصرف مواد و یا سیگار، باید به یکباره متوقف شود.
نکته دوم، خودداری است. از چه چیزی؟ از رفتن به جایی که مصرفکننده وجود دارد و از جایی که فعل ضد ارزشی انجام میشود. خودداری از خود من شروع میشود. میدانم اگر به فلان جا بروم، به قلیان کشیدن ختم میشود؛ پس نباید بروم. قدیمیها میگفتند: «کار را باید یک بار انجام داد، اما درست.» نباید اجازه بدهیم استخوان داخل زخم بشود.
مسئله بعدی، قناعت کردن است که یکی از مهمترین مسائل است. نباید داشتههایم را با دیگران مقایسه کنم. دیگران شرایط متفاوتی نسبت به من دارند. باید از داراییهای خودم لذت ببرم و به وضع فعلی خودم قانع باشم. نکته بعدی، صبر است. صبر درون کنگره معنای متفاوتی نسبت به صبر در معنای عامیانه دارد و به معنای تحمل کردن نیست. صبر یعنی طی کردن پارامتر زمان برای رسیدن به نتیجه مطلوب. یعنی برای درمان سیگار، ۱۰ ماه زمان لازم است که با خوردن آدامس و تیپر کردن، به نتیجه مطلوب خواهی رسید.
نکته بعدی، تجسس کردن است که مانع حرکت شخص میشود. تجسس کردن باعث هدر رفتن انرژی است! مسئله ششم، پسانداز کردن است. نباید بگویم چون ندارم، نمیتوانم پسانداز کنم. اگر مسئلهای پیش بیاید، باید دستمان در جیب خودمان باشد. پسانداز فقط برای انسانهای پولدار نیست؛ اتفاقاً پسانداز برای فرد کمدرآمد واجب است.
آخرین و مهمترین مسئله، توکل، رضا و تسلیم است. باید اول توکلت به خدا باشد، بعد به حال خودت رضایت پیدا کنی و بگویی: اگر الآن اینجا هستم، چون در راه نبودم و الآن با توکل به خدا به جایی که هستی، راضی باشی و تسلیم راهنما باشی. تسلیم راه باش و تا وقتی که تسلیم این راه نباشی، اتفاقی نمیافتد. تسلیم باش تا به نتیجه مورد نظر برسی. تسلیم باش تا راه آسان شود.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
نگارنده: مسافر محمد لژیون ۷
ویراستار: مسافر علی لژیون ۷
تنظیم: مسافر مهدی لژیون ۶
ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید
نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
145