English Version
This Site Is Available In English

تفکر توأم با حرکت پاسخی به خواسته‌های درونی انسان

تفکر توأم با حرکت پاسخی به خواسته‌های درونی انسان

جلسه دهم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار همسفران گنگره۶۰ نمایندگی هاتف به استادی همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر مرضیه با دستور جلسه  با دستور جلسه «وادی پنجم؛ (در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توام با رفتن و رسیدن، آن‌را کامل می‌نماید) و تأثیر آن روی من» روز یکشنبه ۲۸ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

دستورجلسه وادی پنجم و تأثیر آن روی من است. «در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن‌را کامل می‌نماید». این وادی به دو بخش تقسیم شده است: اول تفکر کردن، دوم حرکت و رسیدن. انسان‌ها نسبت به موجودیت خودشان خواسته‌هایی در زندگی دارند و برای رسیدن به این خواسته‌ها همیشه در تلاش هستند. این خواسته‌ها، مادی و معنوی‌ هستند. خواسته‌های مادی مانند: خانه، ماشین، طلا، جواهرات و خواسته‌های معنوی مثل: بخشیدن، جمع کردن توشه برای آخرت و انفاق است.

برای این‌که بتوانم به خواسته‌های درونی خود پاسخ بدهم، تفکر کردن به تنهایی کافی‌ نیست؛ باید حرکت هم داشته باشم؛ یعنی اول ساختار تفکرم را کامل کنم و در ادامه حرکت داشته باشم. این حرکت؛ باید چگونه و در چه زمینه‌ای باشد؟ آقای‌مهندس در این وادی هفت مرحله را ذکر کردند: ۱) بازگشت از ضدارزشها ۲) خودداری ۳) قناعت ۴) صبر ۵) پس‌انداز ۶) غیبت، تجسس و قضاوت ۷) توکل، رضا و تسلیم که این موارد هر کدام به‌ جای خود مهم هستند.

امروز دو مورد از این مراحل؛ یعنی قناعت و پس‌انداز را برای شما بیان می‌کنم که بی‌ربط به لژیون سردار نیست. قناعت و پس‌انداز به معنای خسیس بودن نیست بلکه استفاده درست، مصرف به‌جا و مناسب از پولمان است. من مثلثی برای خودم ترسیم کردم که یک ضلع آن این است که چه‌قدر از پولم را خرج کنم، ضلع دوم چه‌ اندازه پس انداز کنم و ضلع سوم چه‌ مقدار ببخشم.

در سی‌دی «میزان دانایی»، «ساختن قالب»، «برداشت محصول» و «دنیای درون»، آقای‌مهندس راجع به پس‌انداز کردن صحبت و تأکید می‌کنند: «پس‌انداز برای همه انسان‌ها لازم است» و این نشان‌دهنده اهمیت موضوع است. با توجه به مثلثی که بیان شد، وقتی پولی به دست من می‌‌‌رسد مقداری از پولم را به عنوان پس‌انداز کنار می‌گذارم، قسمتی از آن را خرج می‌کنم و بخشی را هم می‌بخشم. این بخشیدن خیلی مهم است. اگر من بخشش نداشته باشم، پول من یک جایی نشتی پیدا می‌کند؛ چون بخشی از این پول، مال من نیست. من از پولی که به دست می‌آورم؛ باید بازپرداخت داشته باشم؛ چون وقتی به کنگره می‌آیم و به حال خوب می‌رسم یک دِین به گردنم می‌افتد و باید پرداخت داشته باشم تا هم خودم از آن حال خوب استفاده کنم و هم  یک نفر دیگر  به رهایی و حال خوب برسد.

اگر تمام پول خود را صرف یکی از این اضلاع مثلث کنم، مثلاً تمام پولم را پس‌انداز، یا همه را خرج کنم یا آن را ببخشم، تعادل این مثلث به هم می‌خورد و نمی‌توان به درستی و کامل آن را اجرا کرد. اگر من تمام پولم را صرف خرید ماشین کنم و پس‌انداز یا بخشش نداشته باشم، پول من از یک جایی نشتی پیدا می‌کند. این نشتی زمانی اتفاق می‌افتد که تمام پول را خرج کردم و درست موقعی‌که همه پولم را از دست دادم، نیازمند پول می‌شوم. مثلاً یک بیماری پیش می‌آید که من همان موقع نیازمند مقدار خیلی کمی از آن پول می‌شوم. این نشان دهنده چیست؟ این که یکی از اضلاع مثلث را رعایت نکردم. یا با ماشین تصادف می‌کنم و باید مبلغ خیلی زیادی از آن پول را برای تعمیر ماشین پرداخت کنم؛ چون از آن پولی که به دستم آمده و باید بخشش می‌کردم، پرداختی نداشتم این مشکل و این بلا سر من آمده است.

پول مثل یک تله است؛ باید مراقب باشم تا گرفتار نشویم. اگر توی این تله بیفتیم همیشه برای جمع‌آوری پول و خرج کردن بیشتر دست و پا می‌زنیم؛ اما اجازه خرج کردن آن‌‌‌‌‌‌ پول به من داده نمی‌شود؛ چون من توی آن تله گیر کردم، دست و پای من بسته شده و دیگر نمی‌توانم کاری بکنم؛ ولی زمانی که مقداری از پولم را ببخشم، صددرصد توی تله نمی‌افتم، علاوه بر آن برکت پول من چندین برابر می‌شود و می‌توانم به حال خوب برسم.

گاهی به رهایی می‌رسم؛ ولی حالم خوب نیست، چرا این اتفاق می‌افتد؟ باید از خودم بپرسم آیا من در قبال رهایی و حال خوبی که به دست آوردم پرداختی داشتم؟ اگر بیرون از کنگره بخواهم یک کلاس آموزشی بروم قبل از ورود به آن کلاس؛ باید حتماً تمام هزینه آن کلاس را پرداخت کنم تا به من اجازه ورود بدهند؛ ولی در کنگره چه؟ آیا وقتی به کنگره۶۰ آمدم از من پولی دریافت شد؟ این اختیار به من داده شد که من خودم با آموزش‌هایی که در کنگره گرفتم به دانایی و دانش کافی برسم. به خودم اجازه بدهم پولی که با زحمت و سختی به دست می آورم در کنگره هزینه کنم برای این‌که این‌جا یک نفر دیگر حالش خوب شود و به رهایی برسد.

زمانی که من اعلام دنوری کردم در شرایط مالی خیلی سختی قرار داشتم و هزینه‌های زیاد دیگری را باید پرداخت می‌کردم؛ ولی با توکل به خدا اعلام دنوری کردم و توانستم این برکت را در زندگیم جاری کنم، زمانی که می‌خواستم قسط‌های دنوری را پرداخت کنم، کمبود آن پول را در زندگی حس نکردم، بلکه برکتش طوری به زندگی من برگشت که من توانستم قرض‌هایم را بدهم. خدا را شکر می‌کنم که روی نفس خود پا گذاشتم و این عمل ارزشمند را به سال‌های بعد موکول نکردم، شاید سال دیگری وجود نداشته باشد، من همین لحظه‌‌ها را دارم که زندگی کنم. انسان از یک دقیقه دیگر خودش خبر ندارد. توی یکی از سی‌‌دی‌ها آقای‌مهندس فرمودند: «اگر شما احساس می‌کنید که کاری درست است و باید آن را انجام بدهید، بدون هیچ تعلل و سریع اقدام کنید؛ زیرا نیروهای منفی و نیروهای بازدارنده سراغ شما می‌آیند و چیزهای دیگری را جایگزین می‌کنند که شما را از آن کار خوب و صراط مستقیم دور کنند».

یک سال ۳۶۵ روز دارد و اگر من روزی ۱۷ هزار تومان پس‌انداز داشته باشم به راحتی می‌توانم در یک سال حدود ۶ میلیون پس‌انداز کنم و در لژیون سردار شرکت کنم. این کار نشانه قدرتمند بودن یک همسفر و یک زن است که با پس‌انداز می‌تواند زندگیش را اداره کند. آقای‌مهندس در سی‌دی‌ «پول» می‌فرمایند: «در قدیم اگر مردها به مشکلات مالی بر می‌خوردند و نیاز به پول داشتند به سراغ همسرشان می‌رفتند تا به آن‌ها کمک کنند» و این نشان‌دهنده قدرتمندی  یک زن بود که در خانه نشسته و سر کار نمی‌رود؛ اما پول دارد، پس‌انداز کرده و می‌تواند مشکل مالی خانواده را حل کند.‌

تایپیست: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوازدهم)

عکاس خبری: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون ششم)

ویراستاری و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .