جلسه هفتم از دور پانزدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی امام قلی خان دولتآباد با استادی مسافر رضا، نگهبانی مسافر اصغر و دبیری مسافر علی؛ با دستور جلسه: "وادی پنجم و تاثیر آن روی من" در روز یکشنبه 28 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان رضا هستم یک مسافر
خدا را شکر میکنم که امروز در این جایگاه قرار گرفتم. خداوند را سپاسگزارم بابت حال خوبی که دارم و جایگاه ارزشمندی که من هم توانستم امروز آن را لمس کنم. از نگهبان و دبیر محترم، مرزبانان، ایجنت و همه کمال تشکر دارم. از آقا رضا جعفری راهنمای خیلی خوبم واقعاً تشکر میکنم چراکه من امروز با آنچه قبل از کنگره بودم کاملاً متفاوت است و من میبینم خودم را که تغییر کردهام.
دستور جلسه امروز " وادی پنجم و تأثیر آن روی من" است. در وادی پنجم گفتهشده که تفکر بهتنهایی کافی نیست و باید به مرحله اجرا درآورده و به عمل برسد. آقای مهندس بسیار زیبا مثال زدند که وقتی تفکر بدون عمل کنی مثل یک کیلو طلا و یک کیلو سنگ در زیرخاک است که باهم هیچ فرقی ندارد. شما زمانی که اندیشیدی باید آن را عمل کنی و البته در این راه نباید ترس داشته باشی و بترسی. ناامید نباشید و اضطراب و استرس نداشته باشید. روزی که من وارد کنگره 60 شدم به دلیل آنکه راههای مختلفی را امتحان کرده و به نتیجه نرسیده بودم و البته از همهجا راندهشده بودم، حجم بسیار زیادی از ناامیدی مرا در خود فروبرده بود. نمیدانستم و مشکوک بودم که آیا اینجا به جواب مطلوبم خواهم رسید؟ اکنونکه اینجا خدمت شما نشستهام بهوضوح بر من روشن است که نهتنها به من که به بسیاری از شما عزیزان هم جواب داده است؛ پس مسیر درستی است بهشرط آنکه آنچه در این وادی هم به من گفتهشده منجمله صبر اجرا کنم. صبر کردم و اکنون یک سال و اندی گذشت.
نمیدانم هر یک از شما پیش از آنکه به کنگره 60 بیایید چقدر در مسیر ضد ارزش و اعماق تاریکی بودهاید اما میدانم که خود من بسیار در سفرم وسط تاریکی و ضد ارزشها بودم. من در سفرم زندان رفتم چراکه در مسیر ضد ارزشها و بیآگاهی بودم؛ اما اکنون آمدم و خودم را اصلاح کردم. با صبر پیش گرفتن تفکر کردم تا به وادی پنجم رسیدم و به من گفت وقتی تفکر اشتباه بود، اجرا نکن! به حرف راهنما گوش کردم و جواب گرفتم. هیچ سفری بهاندازه سفر اول در کنگره 60 به من نچسبید چراکه حرکت من در این مسیر با امید بود؛ امیدی که جناب مهندس و کتاب 60 درجه به من داده بود، راهنما و سایر کتب آقای مهندس که به من اطمینان قلبی داده بودند که با اجرای این فرامین میتوانی از تاریکی بیرون آمده و به نور برسی. من از خویش راضیام چراکه میدانم از کجا به کجا رسیدم. من روز اول با مصرف هروئین وارد دنیای اعتیاد شدم و با شیشه گام دوم را برداشتم! من درمان شده شیشه و هروئین کنگره 60 هستم. همیشه مسئولیت درمان خود را به خداوند و پزشک و سایرین میسپردم و نمیدانستم که اصل داستان منم که باید روی خودم کارکنم تابهحال خوش برسم. در دنیای اعتیاد نمیدانستم صبح که از خواب برخاستم برای آنکه حال من خوب شود چه کنم؟ اما اینجا آموختم که چه باید کرد و آموزشهای آقای مهندس و تلاش من در کنگره 60 آموخت که وقتی حالم بد شد چه باید بکنم تا مثل دنیای تاریک پیشین، وارد باتلاق نشوم. روی صندلی کنگره 60 نشستم، جلساتم را در سرما و گرما منظم شرکت کردم، سیدیهایم را نوشتم و علم جناب مهندس را در زندگی جاری کردم. فرمانبردار خوبی هستم چراکه از فرمانبرداری در کنگره 60 ضربه نخورده و بدی ندیدم. البته که از غیر فرمانبرداری ضربه بسیار خوردم. آنچه گفتند نکن و گوش نکردم نتیجهاش شد حبس، از بین رفتن جوانی و اعتبار و ... که اکنون به لطف خدا توانستم در مسیر درست حرکت کرده و آموختم کدام تفکر درست است و کدام تفکر نادرست و اشتباه. درواقع چون در مسیر ضد ارزشها بودم اغلب تفکرات تاریک و ضد ارزشی به سمت من میآمد! و البته مخرب. امروزه اما خدا رو شکر میکنم که یک بچه کنگرهای هستم آنهم به لطف جناب مهندس، خودم، راهنمای محترم من و تمام شما عزیزانی که اینجا نشستهاید و در سفرم مرا یاری کردید. اگر به دنبال درمان هستی، بیا و اینجا بنشین. من به همه متوسل شدم؛ استخر درمانی، پزشک درمانی، رفیق درمانی کردم ولی هیچیک جواب نداد؛ چراکه علم کنگره 60 جای دیگر نبود و نیست. انرژی اینجا را هیچ جای دیگر پیدا نمیکنید. تمام سفر اولیهایی که اکنون اینجا نشستهاید روزی مثل من به رهایی و درمان میرسید.
ممنون از اینکه به صحبتهای من توجه کردید.
.jpg)
نفرات برتر آزمون آمادگی 26:

تایپیست: مسافرعلیرضا لژیون ۱۸
عکاس: مسافر علیرضا لژیون 15
ویراست و ارسال: مسافر علیرضا لژیون ۱۸
- تعداد بازدید از این مطلب :
157