راهنمای تازه واردین همسفر منصوره:
تا به وادی پنجم برسم چهار وادی را پشت سر گذاشتم و آموزش گرفتم. اول اینکه برای انجام هر عملی و بیان هر جمله ای و حتی رفتار و کردار با اطرفیانم بایستی تفکر کنم.
دوم ، بیهوده خلق نشدم و قطعا برای رسالتی پا به این جهان هستی گذاشتم.
سوم باید بدانم و متوجه باشم هیچ موجودی به میزان خودِ من به خودم فکر نمیکند.
در نهایت از وادی چهارم آموختم مسئولیت تمام کارها و مسائل و مشکلات زندگی ام را به عهده هیچ احَدی حتی خداوند واگذار نکنم.
مجموع این چهار وادی مسیر راه را به من نشان میدهد.
وادی پنجم به مرحله شو شوَد میرسم
و برای تثبیت شخصیت خودم بایستی آنچه آموزش گرفتم از قوه به فعل در آورم ، چرا که دانستن تنها بدون اینکه آموزه ها را عملی و کاربردی کنم هیچ ارزشی ندارد.
برای به اجرا در آوردن افکار منطقی و اصولی بایستی سه اصلِ پندار سالم ، گفتار سالم و کردار سالم را همیشه مدِ نظر داشته باشم.
زمانی که تفکر و اندیشه ام سالم باشد گفتارم سالم خواهد بود و زمانی گفتارم سالم باشد قطعا عمل و کردار سالم و مفید انجام میدهم.
این امر مستلزم تزکیه و پالایش در جهت ارزشها و دوری از ضد ارزشها است.
در قسمتی از وادی پنجم مطرح شده برای خروج از اضطراب و نگرانی و پریشانی بایستی پله هایی را به مرور زمان طی کنم از جمله:
یک ؛ برگشت از ضد ارزشها
دو ؛ خودداری
سه ؛ قناعت
چهار ؛ صبر
پنج ؛ تجسس ،قضاوت و غیبت
شش ؛ پس انداز
هفت ؛ توکل، رضا، تسلیم
هر کدام از این موارد نه تنها به منِ منصوره کمک میکند از ظلمت و تاریکیهای درونم رها شوم و به سمت نور و روشنایی قدم بردارم و آن بندها و گره های ضد ارزشی درونم را ذره ذره باز کرده و نار وجودیم را به نور تبدیل کنم بلکه کمک میکند به آرامش و آسایش و به درجه کمال انسانی برسم.
بنابراین عملی و کاربردی کردن آموزشها از اهمیت بالایی برخوردار است و به قول معروف دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
جا دارد از تجربه خودم در مورد تجسس قضاوت و غیبت بگویم .
زندگی من به دو بخش تقسیم میشود قبل از آمدن به کنگره و بعد از آمدن به کنگره.
زمانی که به کنگره نمی آمدم فردی فضول و کنجکاو بودم و اکثر اوقات از چشمیِ درِ وروری، پاگرد و راهرو منزلمان را میدیدم که چه کسی آمد و چه کسی رفت و در مورد آنها در ذهن خودم قضاوت میکردم و در نهایت قضاوت را به مرحله غیبت به اجرا در می آوردم.
قضاوت و غیبت نه تنها انرژی را از من میگرفت بلکه باعث تخریب حِسَم شده و فضای خانه ام را مسموم میکرد.
تمام این قضایا حکایت از جهل و نادانی من بود.
اما خداوند را هزاران بار شاکرم با آمدن به کنگره آموختم و سعی میکنم تحت هیچ شرایطی در کار دیگران تجسس نکرده و با قضاوت بی مورد و غیبت کردن، خودم را بی شخصیت نکرده و حس و حال خوب و آرامش و آسایش را از خود دریغ نکنم.
کلام آخر ؛ خداوند توفیق دهد در کنار گرفتنِ آموزشهای کنگره بتوانم آنها را اجرایی و کاربردی کنم.
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر بهاره(لژیون چهارم)
همسفران نمایندگی امیرکبیر
- تعداد بازدید از این مطلب :
64