سیزدهمین جلسه از دور هجدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی بیرجند، ویژه مسافران با استادی مسافر علی ، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر علی با دستور جلسه" وادی پنجم: در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می نماید." در روز یکشنبه 28 تیر ماه 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکرم که این فرصت را در اختیار من قرار داد تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. از راهنمای عزیزم نیز صمیمانه تشکر میکنم که این اجازه را به من دادند تا در این جایگاه حضور داشته باشم.
موضوع جلسه امروز، وادی پنجم است: «در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل میکند.»
همه ما زمانی که وارد کنگره ۶۰ میشویم، آموزشها را از وادی اول آغاز میکنیم. مهندس دژاکام در وادی اول میفرمایند: «با تفکر، ساختارها آغاز میگردد.» چهار وادی نخست، همگی بر اهمیت تفکر تأکید دارند و به ما میآموزند که هیچکس به اندازه خود انسان نمیتواند برای خودش فکر کند. اما در وادی پنجم، پیام تغییر میکند. آقای مهندس میفرمایند که تا اینجا هرچه لازم بوده تفکر کردهایم؛ از این مرحله به بعد باید این تفکر را به عمل تبدیل کنیم، زیرا اندیشه بدون حرکت، نتیجهای به همراه نخواهد داشت.
همانطور که آقای مهندس بیان میکنند، انسان در سه جهان زندگی میکند؛ جهان خاکی، جهان خواب و جهان ذهنی. در جهان خاکی با محدودیتهای جسمی و مادی روبهرو هستیم، اما در جهان خواب و جهان ذهنی چنین محدودیتهایی وجود ندارد. در خواب ممکن است جسم ما در یک مکان باشد، اما خود را در شهری دیگر ببینیم. در جهان ذهن نیز همینگونه است؛ انسان میتواند هر اندیشه و تصوری را در ذهن خود داشته باشد، بدون آنکه محدودیتی احساس کند. اما زمانی که میخواهیم این تفکر را از جهان ذهن به جهان عمل منتقل کنیم، موانع مختلفی بر سر راه ما قرار میگیرند؛ موانعی مانند ترس، اضطراب و ناامیدی. این موضوع را خودم نیز در دوران مصرف تجربه کردهام. همیشه آرزو داشتم درمان شوم و مصرف را کنار بگذارم، اما ترس از درد، رنج و سختیهای درمان اجازه نمیداد آن اندیشه را به عمل تبدیل کنم. همین ترس، بزرگترین مانع حرکت من بود.
در زندگی نیز همین اتفاق رخ میدهد. ممکن است تصمیم بگیریم شغل جدیدی راهاندازی کنیم یا وضعیت مالی خود را بهبود ببخشیم. در ذهنمان موفقیت را تصور میکنیم، اما بلافاصله ترس از شکست و ناامیدی سراغمان میآید و مانع حرکت میشود. اگر نتوانیم بر این موانع غلبه کنیم، تفکر هرگز به مرحله عمل نخواهد رسید. برای آنکه بتوانیم اندیشه را به عمل تبدیل کنیم، باید به آرامش برسیم و آرامش از مسیر تزکیه و پالایش به دست میآید؛ یعنی رسیدن به گفتار سالم، پندار سالم و کردار سالم.
اگر گفتار انسان سالم باشد، بهتدریج پندار او نیز سالم میشود و در نهایت کردار سالم شکل میگیرد. بنابراین لازم است همواره تلاش کنیم از ضد ارزشها فاصله بگیریم و اندیشه خود را در مسیر ارزشها قرار دهیم. برای رسیدن به کردار سالم، آقای مهندس چند مؤلفه مهم را مطرح میکنند که هرکدام پلهای برای رشد انسان هستند.
نخست، بازگشت از ضد ارزشها است. همه ما میدانیم که دروغ، غیبت، رشوه، فریب و سایر رفتارهای نادرست، ضد ارزش هستند و تا زمانی که از آنها فاصله نگیریم، رسیدن به کردار سالم ممکن نخواهد بود.
دوم، خودداری است. خودداری یعنی پیش از انجام هر کاری، درباره آن خوب فکر کنیم. اگر به این نتیجه رسیدیم که انجام آن کار به صلاح نیست یا نتیجه مطلوبی ندارد، از انجام آن صرفنظر کنیم.
سوم، قناعت است. آقای مهندس تأکید میکنند که قناعت با خساست تفاوت دارد. قناعت یعنی با کمترین امکانات، بهترین بهرهبرداری را داشته باشیم. همانگونه که طبیعت با سادهترین امکانات، بهترین محصولات را در اختیار انسان قرار میدهد. نمونهای که آقای مهندس بیان میکنند، تربیت فرزند است. گاهی انسان تصور میکند هرچه امکانات بیشتری برای فرزندش فراهم کند، نتیجه بهتری خواهد گرفت؛ در حالی که اگر تعادل رعایت نشود و زیادهروی صورت گیرد، نتیجه مطلوب حاصل نمیشود. قناعت یعنی اندازه نگه داشتن و استفاده صحیح از امکانات.
چهارمین اصل، صبر است. همانگونه که یک بذر برای تبدیل شدن به درخت و به ثمر رسیدن به زمان نیاز دارد، درمان نیز نیازمند زمان است. بسیاری از افراد انتظار دارند در مدت کوتاهی درمان شوند، اما درمان واقعی با صبر، استمرار و طی کردن درست مراحل به دست میآید تا جسم، روان و جهانبینی به تعادل برسند.

از دیگر آموزشهای مهم، پرهیز از تجسس، قضاوت و غیبت است. خود من پیش از ورود به کنگره، در جمعهای مصرفکنندگان بیشتر وقتمان صرف قضاوت دیگران و غیبت میشد؛ اما به لطف آموزشهای کنگره، بهتدریج متوجه شدم که این رفتارها ضد ارزش هستند و باید تا حد امکان از آنها فاصله گرفت.
یکی دیگر از آموزشهای ارزشمند کنگره برای من، پسانداز بود. پیش از ورود به کنگره، هر پولی که به دستم میرسید، بهسرعت خرج میشد و هیچ برنامهای برای آینده نداشتم. اما اینجا یاد گرفتم که حتی مبالغ اندک را نیز کنار بگذارم. بعد از مدتی دیدم همین پساندازهای کوچک، در زمان نیاز بسیار ارزشمند و کارگشا هستند.
و در نهایت، توکل، رضا و تسلیم است. انسان باید تمام تلاش خود را انجام دهد، اما نتیجه را به خداوند بسپارد و باور داشته باشد آنچه خداوند برای او مقدر کرده، بهترین است. اگر با توکل، رضا و تسلیم در مسیر حرکت کنیم، آرامش بیشتری خواهیم داشت و رسیدن به کردار سالم برای ما آسانتر خواهد شد.
وادی پنجم به ما میآموزد که دانستن و فکر کردن بهتنهایی کافی نیست. زمانی ارزش واقعی تفکر آشکار میشود که آن را به عمل سالم تبدیل کنیم؛ زیرا تنها از مسیر حرکت، عمل و استمرار است که انسان میتواند به آرامش، تعادل و رشد واقعی دست پیدا کند. از اینکه به صحبتهای من توجه کردید سپاسگزارم.
مرزبان خبری: مسافر جلیل
ضبط: مسافر مسلم لژیون یکم
عکاس: مسافر مسلم لژیون یکم
صوت: مسافر حسین لژیون دوم
ارسال خبر: مسافر محمد لژیون چهارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
58