دهمین جلسه از دور چهل و دوم کارگاههای آموزشی ویژه مسافران و همسفران کنگره 60 نمایندگی ایمان با استادی دیدهبان محترم مسافر علیرضا زرکش، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر اکبر با دستور جلسه «وادی پنجم و تاثیر آن روی من» در روز شنبه 27 تیر ماه 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
بسیار خوشحالم که امروز در جمع شما هستم و حضور در کنار شما را تبریک میگویم. آقای مهندس میفرمایند: زمانی که انسان بتواند تصویر ذهنی بسازد و سپس آن تصویر را به عمل تبدیل کند، از قوه به فعل حرکت کرده است. در جهان ما، تفکر قدرت مطلق نیست؛ بلکه باید عالم معنا را به عالم ماده تبدیل کنیم. معنا به انسان امکان تصور میدهد؛ از تصور، تصویر شکل میگیرد و از تصویر، بنای حقیقی ساخته میشود.

ابتدا انسان در ذهن خود تصویرسازی میکند و سپس باید اراده و توانایی داشته باشد تا آن تصویر را به واقعیت تبدیل کند. این همان حرکتی است که از اندیشه آغاز میشود و به عمل میرسد. آقای مهندس میگویند انسان در سه جهان زندگی میکند: جهان جسم، جهان روان و جهان خواب. در کنگره نیز سفر اول شامل جسم، روان و جهانبینی است. در بخشی معرفت کسب میکنیم، در بخشی عمل سالم انجام میدهیم و در نهایت، عدالت و جهانبینی در وجود انسان حکمفرما میشود.
این وادی به ما میآموزد که ابتدا باید پندار خود را اصلاح کنیم. ذهن خودآگاه و ناخودآگاه دائماً در حال تصویرسازی هستند، اما چه چیزی باید بر این ذهن اثر بگذارد؟ پاسخ، خودداری و دوری از ضد ارزشها. اگر میخواهیم حرکت کنیم، باید ساختار صحیحی بسازیم؛ زیرا تفکر سالم، بنای آباد ایجاد میکند و انسان آباد میتواند دیگران را نیز آباد کند. برای اینکه بتوانیم پندار خود را به ماده تبدیل کنیم، ابتدا باید اهدافمان را مشخص کنیم. پندار به گفتار تبدیل میشود و سپس باید به کردار برسد. بسیاری از اوقات حتی جرأت بیان آنچه در ذهن داریم را نداریم، چه برسد به اینکه در مسیر آن حرکت کنیم؛ زیرا ذهن ما اسیر ترس، ناامیدی، منیت و سایر سایههاست.
اگر قرار است از ترس، ناامیدی و حقارت عبور کنیم، باید کاری درونی انجام دهیم، نه بیرونی. همه ضد ارزشها ابتدا از پندار عبور میکنند. اگر قرار است عملی انجام دهیم یا حتی سخنی بگوییم، ابتدا تصویر آن در ذهن ما شکل میگیرد. بنابراین اصلاح پندار، نخستین قدم در دوری از ضد ارزشهاست. خودداری یعنی اگر نسبت به موضوعی اطمینان نداریم، لازم نیست ذهن خود را درگیر آن کنیم. بسیاری از افکار اصلاً به مسیر ما ارتباطی ندارند. وقتی ذهن وارد مسائل بیربط میشود، نتیجه آن اضطراب، نگرانی و استرس است.
اصل بعدی، قناعت است؛ یعنی غنی بودن. انسان باید به داشتههای خود توجه کند، نه به دارایی دیگران. افراد بسیاری از هیچ به همهچیز رسیدهاند و در مقابل، کسانی نیز بودهاند که همهچیز داشتهاند و دوباره به هیچ رسیدهاند. کسی نمیتواند هزینه رشد و رهایی ما را بپردازد؛ هر انسانی باید خودش غنی شود و به داشتههایش قناعت کند. همانطور که طبیعت در سختترین شرایط میوه میدهد، انسان نیز باید در هر شرایطی مسیر خود را ادامه دهد. مهم این نیست که درآمد انسان چقدر است؛ مهم این است که درست حرکت کند. وقتی کلام جاری میشود، در حقیقت فرمان صادر میکنیم. کمکم خود را میشناسیم و با شناخت خود، میتوانیم جهان درون را تغییر دهیم تا جهان بیرون نیز تغییر کند. این مسیر آسان نیست، اما ارزشمند است.
اصل دیگر، صبر است. صبر به معنای انتظار منفعلانه نیست؛ بلکه یعنی حرکت همراه با شکیبایی. ما صبر میکنیم و همزمان حرکت میکنیم تا نتیجه حاصل شود. همانطور که یک مغازه یا یک کسبوکار در مدت کوتاهی به نتیجه نمیرسد، انسان نیز باید برای رسیدن به هدف، زمان لازم را در نظر بگیرد. یکی دیگر از موارد مهم، دوری از تجسس، قضاوت و غیبت است. این سه مورد ساختار انسان را تخریب میکنند. همچنین باید الگوهای درستی انتخاب کنیم؛ زیرا انسان به سمت الگوی خود حرکت میکند. آقای مهندس تأکید میکنند که در جهان مادی باید کار کرد. راهنما، مرزبان، دیدهبان و همه خدمتگزاران کنگره در کنار خدمت، کار و تلاش نیز میکنند. خدمت بدون کار، معنا ندارد. انسان باید روی زمین زندگی کند، کار کند و از دسترنج خود بهره ببرد.
اصل مهم دیگر، پسانداز است؛ هم پسانداز مادی و هم معنوی. انسان باید بخشی از درآمد خود را پسانداز کند و بخشی را نیز در راه خیر و خدمت به دیگران به کار بگیرد. کسی که میتواند بر مادیات مسلط شود، در حقیقت بر بخش بزرگی از نیروهای بازدارنده غلبه کرده است. ایمان، باور و محبت نیز در همین مسیر شکل میگیرند. کسی که باور واقعی دارد، اهل بخشش است و میتواند هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی پسانداز کند. کار درست باید با روش درست انجام شود؛ چه در درمان اعتیاد، چه در تشکیل خانواده، چه در کسب درآمد و چه در ارتباط با دیگران. اگر روش درست باشد، قانون و عدالت نیز بر زندگی انسان حکم خواهد کرد. حقیقی بودن یعنی آنچه میگوییم، در عمل نیز وجود داشته باشد. ممکن است کسی ثروت زیادی داشته باشد، اما نتواند از آن بهره ببرد؛ زیرا روش رسیدن او نادرست بوده است. در مقابل، کسی که کار درست را با روش درست انجام میدهد، از آرامش و رضایت واقعی برخوردار خواهد شد.

در کنگره، درمان تنها به جسم محدود نمیشود. بخشی از مسیر مربوط به جسم است و بخش مهم دیگر، روان و جهانبینی است. اگر خدمت نکنیم و آنچه آموختهایم به دیگران منتقل نشود، این مسیر کامل نخواهد شد. در سفر دوم، انسان از حقارت به سرافرازی، از ترس به شجاعت، از نفرت به محبت و از ناآگاهی به آگاهی حرکت میکند. خدمت به دیگران، مهمترین عامل این رشد است.
اگر بدانیم چرا در کنگره خدمت میکنیم، دیگر خدمت برایمان سخت نخواهد بود. آنوقت سیدی را با دقت مینویسیم، به موقع در جلسات حاضر میشویم و مسئولیتها را با عشق انجام میدهیم؛ زیرا میدانیم این کارها در نهایت به رشد خود ما کمک میکند.
امیدوارم بتوانیم از لحظهلحظه حضور در این مکتب، این دانشگاه و این آزمایشگاه زندگی، تجربههایی ارزشمند به دست آوریم و آنها را به بیرون از کنگره، در خانواده، محل کار و جامعه منتقل کنیم؛ زیرا آنچه در کنگره میآموزیم، برای تمام زندگی ما کاربرد دارد. سپاسگزارم که به صحبتهایم گوش دادید.
تایپ: مسافر پویا
عکاس خبری: مسافر امیر
ویرایش و ارسال: مسافران امیر و مهدی
گروه خبری سایت نمایندگی ایمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
1077