هفتمین جلسه از دوره چهل و نهم جلسات آموزشی، عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی خمین با استادی راهنمای محترم مسافر حمید نگهبانی مسافر مصطفی و دبیری مسافر امید با دستور جلسه " شیشه و مخدر های جدید و درمان آن به روش DST" در روز پنجشنبه 25تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ شروع به کار کرد.
سلام دوستان حمید هستم یک مسافر؛
در ابتدا خدا را شاکرم بابت حضورم در این جایگاه و آموزشهایی که میگیرم و تجربههایی که کسب میکنم. ابتدا رهاییهای شعبه را تبریک میگویم به آقای مرتضی، آقای ابوالفضل و آقای حسین و رهایی جونز آقای مهدی.
دستور جلسه امروز تخریبهای شیشه و مواد مخدر جدید و درمان آن با متد دی اس تی.
ما همیشه در حال آموزش هستیم و سه سفر در کنگره داریم، در سفر اول که از مصرف مواد مخدر تا قطع آن است، تکلیف سفر اولی مشخص میشود که باید از مصرف مواد مخدر تا قطع شدن آن باید اینجا سفر کند و در بحث سفر دوم از قطع مواد مخدر تا رسیدن به خود که تکلیف همه سفر دومیها روشن است، چون نمیگوید همسفر یا مسافر یا مرزبان همه را شامل میشود، من باید اول ببینم شیشه چه تخریبهایی به من وارد کرده است. آقای مهندس در سیدیها میفرمایند: تخریبهای شیشه تخریبهای گوارشی، پوستی، جنسی و روانی و تخریبهای حس و صور پنهان است، که به جسم ما وارد میشود و حالا درمان آن با متد دی اس تی. ما قرار است با متد دی اس تی این تخریبها را درمان کنیم، به این صورت که در روش دیاستی با زمان مناسب و داروی مناسب و آموزش مناسب این تخریب درمان میشود، پس با این روش ما تخریبهایمان را درست میکنیم، فرقی هم نمیکند چه موادی باشد. هر نوع تخریبی که صورت میگیرد با این روش درست میشود، حالا من سفر دومی تخریب های سفر اولم وقتی درمان شد و به سفر دوم آمدم و نمیدانم چه تخریبهایی دارم، چگونه باید آنها را درمان کنم؟ چگونه باید آنها را پیدا کنم؟ من بعد از ۳ سال تازه فهمیدم که منیت دارم؟ بعد از آموزشها، من سیدی منیت را بارها گوش داده بودم ولی هیچ چیز از آن متوجه نمی شدم؟ الان که فهمیدهام چگونه باید آن را درمان کنم، با همان روش dst، قرار نیست ما هر مشکلی داریم به یکباره آن را حل کنیم. پس در سفر دوم هر کس باید دوربین را روی خودش زوم کند، روی خودش که کجای کار هست، من امروز دارم میبینم بحث ورزش در کنگره خیلی مهم است ولی امروز استخر برای کنگره خصوصی بود و کلاً ۱۰ نفر آمده بودند، این به این معنی است که ما هنوز خوابیم، نمیدانیم کجا آمدهایم.
فقط آمدهایم که مواد را کنار بگذاریم و بگوییم درمان شدم، ما همیشه در جلسه میخوانیم بهترین راه و من همیشه بهترین راه را الگوی خودم قرار میدهم، که متن آن به این شرح است؛ همه انسانها تصور میکنند بهترین راه کوتاهترین راه است، در نتیجه به درستی و نادرستی آن توجه نمیکنند. وقتی ما مشکلی داریم فقط دنبال راه حل برای آن میگردیم ولی آیا این راه ما را به حل کردن آن مشکل میرساند یا خیر؟ قدم اول برای حل مشکل انتخاب درست راه است و برای یک مصرف کننده ابتدا پذیرش اینکه مصرف کننده است، مهم است؛ بعد ما میتوانیم قدم برداریم و راه حل برای آن پیدا کنیم. آقای مهندس میفرمایند:
آب کم جویی تشنگی آور به دست
تا بجوشد آب از بالا و پس
برای من سوال بود که چگونه باید تشنه بشوم؟ تشنگی یعنی چه؟ تشنگی یعنی شور و اشتیاقی که من برای رسیدن به هدفم دارم. آیا در سفر اول من شوق و اشتیاق برای رهایی دارم؟ آیا در سفر دوم من شوق و اشتیاقی دارم برای رسیدن به خودم؟ هر کس باید این سوال را از خودش بپرسد. اگر من شجاعت را انتخاب میکنم، ترسها برای من ظاهر میشوند، پس من باید از این ترسهای کوچک بگذرم تابه شجاعت برسم. و در آخر ما آمدهایم به کنگره تا بتوانیم بندی را باز کنیم، نه اینکه بندی بشویم بر دست و پای خودمان. ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.
تهیه وتنظیم: مسافر میلاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
102