در دنیای ما ذهن همچون کارگاهی بزرگ است که در آن طرحهای بیشماری برای تغییرات ساخته میشود؛ اما بسیاری از ما در همین مرحله طراحی، متوقف میشویم. وادی پنجم به ما هشدار میدهد که تفکر، اگرچه زیربنای اصلی هر تغییری است، اما قدرت مطلق حل مسائل نیست. تفکر به تنهایی نمیتواند بندهای اعتیاد، اضطراب یا مشکلات لاینحل را باز کند. تفکر مانند نقشهای است که معمار میکشد؛ اگر این نقشه هرگز روی زمین اجرا نشود، سالها در ذهن باقی میماند و در نهایت به حسرت بدل میگردد. در این میان، رفتن یعنی پیادهسازی آن نقشه و رسیدن یعنی مشاهده ثمره در دنیای واقعیت.
در این وادی ما با چالش بزرگ عمل روبرو هستیم. شکاف میان خواستن تا شدن، فاصلهای به نام حرکت است که انسانها اغلب از عبور از آن میترسند. برای پر کردن این فاصله، باید ساختار ذهنی را به ساختار عملی تبدیل کنیم؛ ساختاری که به سمت تعادل حرکت کند و تنها راه آن، تزکیه و پالایش خویشتن است.
من از خودم شروع میکنم. پیش از ورود به کنگره۶۰ و در معرض آموزشها، مملو از اضطراب، نگرانی و ناامیدی بودم. با توجه به شرایطی که داشتم، میخواستم نقش حامی را ایفا کنم و تصور میکردم با نشستن پای دردودل اطرافیان، صمیمیت ایجاد میشود؛ اما ناخواسته درگیر ضدارزشهایی چون قضاوت، غیبت و تجسس شدم. نتیجه نه تنها صمیمیت، بلکه افزایش نگرانی و ترس از قضاوت شدن توسط دیگران بود.
با ورود به این مکان مقدس، رفتهرفته آموختم که هر جا بوی غیبت، قضاوت یا تجسس میآید، باید با تنفر از آن، نشنیده بگیرم. در این موقعیت، از صفت «خودداری» استفاده میکنم؛ یعنی در لحظهای که تشخیص سود و زیان عمل برایم دشوار است، از انجام آن خودداری میکنم تا از سقوط به درههای تاریکی جلوگیری نمایم؛ البته هنوز در ابتدای راه هستم و گاهی بهصورت ناخواسته در این امور ضدارزشی مشارکت میکنم، ولی خوشبختانه برای ما اعضای کنگره راه حلی وجود دارد. بازگشت به آرامش و اطمینان خاطر از طریق نوشتن و گوش دادن به آموزشهای جناب مهندس و استاد امین.
درسی که از این وادی آموختم این است که وقتی در جمعی موضوعی آزاردهنده شنیده میشود، حداقل بهصورت عملی یاد گرفتهام که با «خودداری» از انتقال آن موضوع، از پخش شدن آن جلوگیری کنم. برای مثال، وقتی در سفر کسی از من میپرسد «چه خبر؟»، در ساختار ذهنیام سخنانم را غربال میکنم و با خودداری از بیان موارد بیمورد، آرامش و امنیت را برای خودم و مسافرم حفظ میکنم.
در نهایت، وادی پنجم به ما میگوید که باید از «ذهن ایدهآلگرا» فاصله بگیریم و به انسانی «عملگرا» تبدیل شویم. در این مسیر، حرکتی کوچک اما پیوسته، بسیار ارزشمندتر از تفکری بزرگ اما ساکن است. ما در این وادی یاد میگیریم که جهان خاکی، مدرسه اصلی ماست؛ جایی که باید دانستههای خود را در کوره «عمل» به «تجربه» تبدیل کنیم تا به خلوص و پالایش برسیم.
منبع: وادی پنجم از کتاب (عشق چهارده وادی برای شناخت خود)
نویسنده: همسفر دریا رهجوی همسفر صدیقه (لژیون چهاردهم)
رابط خبری: همسفر دریا رهجوی راهنما (همسفر صدیقه) لژیون چهاردهم
عکاس خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر شهناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
147