وادی پنجم آغاز رهایی از افکار پوچ و پلی میان دانستن و شدن
راهنما تازهواردین همسفر مهسا همراه مسافرشان با انواع آنتیایکس وارد کنگره شدند، روش درمان DST، داروی درمان OT سفر خودشان را شروع کردند با راهنمایی مسافر علی واثقی و راهنمایی همسفر سودابه رشته ورزشی همسفر تیر و کمان و رشته ورزشی مسافر والیبال، هم اکنون دو سال و دو ماه است که آزاد و رها هستند.
با توجه به وادی پنجم برای اینکه بتوانیم ساختارهای فکری خود را به ساختارهای عملی تبدیل کنیم؛ باید چه کاری انجام دهیم؟ آیا شما در این زمینه تجربهای دارید؟
در چهار وادی اول من یاد میگیرم که چگونه فکر کنم و درست فکر کردن چگونه است و اصلاً چطور باید فکر کنم. همه ما تصور میکنیم فکر کردن را بلد هستیم، در صورتی که افکار منفی و افکاری که نظم و ترتیبی ندارند وارد ذهن ما میشوند و با فکر کردن درست اشتباه میگیریم. در چهار وادی اول درست فکر کردن را یاد گرفتیم، حالا نوبت عمل کردن به افکارمان است و باید به مرحله عمل تبدیل شود. با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشود؛ پس باید شروع به حرکت کنیم. وقتی در مسیر حرکت قرار بگیریم، مسیر برای ما روشن میشود و مهمترین مسئله گام اول و حرکت اول است که بتوانیم محکم قدم برداریم. تجربه شخصی من در مورد این وادی این است که تا زمانی که آموزشهایی را که یاد گرفتم عملی نکنم و شروع به حرکت نکنم هیچ اتفاقی نمیافتد. من اصلاً درست فکر کردن را بلد نبودم و تصور میکردم خیلی بلد هستم، احساس میکردم هیچ مشکلی ندارم و تمام مشکلات مربوط به مسافر من است که درگیر اعتیاد شده است. مسافر من برای اولین باری که سفرش را در کنگره شروع کرد، من به طور منظم کنگره نمیآمدم؛ چون هم درگیر بارداری بودم و هم اینکه زیر بار نمیرفتم که بخواهم قبول کنم من هم مشکل دارم، نزدیک پنج سال رهایی و آزاد مردی بودیم که مسافرم برگشت خورد، خیلی اذیت شدم تا اینکه او متوجه شود احتیاج به سفر دارد؛ ولی این بار او زیربار نمیرفت، بعد از مدتی درگیری با خودم تصمیم نهایی را گرفتم و یک یا علی محکم گفتم شروع کردم به سفر کردن؛ ولی این بار با تمام وجودم و با تمام خواستهام شروع کردم و در نیمه مسیر مسافرم اعلام سفر کرد و ما توانستیم دوباره طعم رهایی را بچشیم؛ اما تفاوتش این بار این بود که مهسا یک همسفر شده بود و تازه فهمیده بودم کجای کار هستم، ادامه دادم و با تمام خواستهای که داشتم در آزمون راهنمایی شرکت کردم و تصمیم گرفتم تمام آموزشها را به عرصه عمل در بیاورم،
خداراشکر بابت خدمتگذار بودنم و خداراشکر میکنم که خداوند گوشه چشمی به من کرد و لیاقت خدمت به بندههایش را به من داد.
با توجه به آموزشهایی که در وادی پنجم دیدیم ما چطور میتوانیم تشخیص دهیم که افکار ما در مسیر ارزشها است یا ضد ارزشها؟
من از روی نتیجه افکارم میتوانم تشخیص دهم در مسیر ارزشها هستم یا ضد ارزشها. اگر افکار من باعث آرامش، صداقت، محبت، مسئولیتپذیری، احترام و رشد خودم و دیگران شود در مسیر ارزشها قرار دارم؛ ولی اگر افکار من باعث خشم، کینه، حسادت، دروغ ترس، ناامیدی و آسیب به خودم و دیگران شود، در مسیر ضد ارزشها قرار دارم. من در کنگره یاد میگیرم تفکر سالم قبل از هر عملی بسیار مهمتر است؛ چون هر عملی از یک فکر شروع میشود؛ پس اگر همیشه قبل از شروع هر کاری فکر کنم و متناسب با هدفی که دارم در مسیر گام بردارم، وقتی مسیر انتخابی من مسیر ارزشها باشد، همه چیز دستبهدست هم میدهد تا راه برای من نمایان شود و همه در این مسیر نیروی کمکی میشوند تا من به خواستهای که دارم نزدیک شوم مسلماً چیزی که عاید من میشود حالخوب و امیدواری است.
در مورد مقام رضا و تسلیم توضیحی دهید و آیا شما در این مورد در زندگی شخصی یا سفر مسافرتان تجربهای دارید که ما هم از تجربیات شما استفاده کنیم؟
مقام رضا یعنی بعد از انجام کار درست از خواست و تقدیر الهی راضی باشیم و به حکمت خداوند اعتماد کنیم. مقام تسلیم یعنی با ایمان و آگاهی فرمان خداوند را بپذیریم و در مسیر درست با صبر و توکل حرکت کنیم. من از زمانی که در کنگره شروع به آموزش گرفتن کردم، مفهوم جمله مادربزرگم را متوجه شدم که میگفت راضیم به رضای خدا، من در زمان آزمون دادنم کار درستی که انجام دادم این بود که با تمام خواسته و توانم خواسته راهنما شدن را داشتم و برای آن تلاش کردم؛ ولی نتیجهاش را با اعتماد کردن به خدا و ایمان داشتن به اینکه آن چیزی به من میرسد، که حکمت من در آن وجود داشته باشد. استاد امین میگویند تو در هر شرایطی تلاشت را انجام بده نتیجه مهم نیست؛ چون اگر تلاش تو در آن زمان نتیجه ندهد، تلاش تو بی مزد نمیماند، بلکه در جایی دیگر و جور دیگری دریافتش میکنی.

با توجه به وادی پنجم، یک حرکت درست چه پارامترهایی باید داشته باشد؟ آیا شما تا به حال حرکت موفقی داشتید که تمام پارامترها را رعایت کرده باشید؟
یک حرکت درست باید تفکر درست داشته باشد، یعنی قبل از هر کاری باید درست فکر کنیم، هدف مشخصی داشته باشیم، یعنی بدانیم برای چه کاری اقدام میکنیم و باید برنامهریزی داشته باشیم. حرکت باید با نظم و برنامه باشد تا عمل سالم و درست داشته باشیم، کارها باید در مسیر ارزشها و به دور از ضد ارزشها باشد، پشتکار و استمرار داشته باشیم و برای رسیدن به نتیجه نباید ناامید شویم، صبر و توکل داشته باشیم و در مسیر با اعتماد به خداوند ادامه دهیم. نمونهای از حرکت درست من این بود که من خواسته تغییر داشتم و باید یک فکر درست میکردم و فکر درست من این بود که باید آموزشپذیر باشم و در مسیر آموزش برای گرفتن آموزشها منظم باشم. من یک دورهای از زندگیام آموزشهای کنگره را در شعبه جهان بین شهرکرد فرا گرفتم، در این مسیر سختیها بود فراز و نشیبها بود؛ ولی خواسته من مهسا آنقدر قوی بود که استارت قوی زده بودم و تصمیم گرفته بودم؛ پس باید از عهده این کار بر میآمدم به خاطر خودم، حال خودم، خانوادهام و بچههایم، با اینکه یک مسیری را از اصفهان میرفتم؛ ولی همیشه نیم ساعت یا شاید سه ربع زودتر در جلسه حضور داشتم و میخواستم همه چیز درست و سرجای خودش باشد، صبر کردم و نتیجه و پاداش صبر کردن من شد خدمت راهنمایی در کنگره۶۰.
با توجه به آموزشها مفهوم واقعی صبر چبست؟
مفهوم واقعی صبر یعنی با آگاهی و آرامش در مسیر درست به حرکت خود ادامه دهیم و برای رسیدن به نتیجه عجله نکنیم. صبر به این معنی نیست که بنشینیم و دست روی دست بگذاریم، فقط دعا کنیم و هیچ کار دیگری نکنیم، بلکه باید با تلاش، پشتکار و امید جلو برویم و به این موضوع که هر عملی در زمان لازم خود به نتیجه میرسد احترام بگذاریم. تفاوت صبر کردن و تحمل کردن را من در کنگره متوجه شدم و همیشه تحمل میکردم؛ ولی به خیال خودم فکر میکردم صبوری میکنم؛ ولی متوجه شدم من وقتی تحمل میکردم شرایط مسافرم را به یک جایی میرساندم که دقیقاً نقطه آشوب بود و منفجر میشدم و تمام حال بدی که داشتم و چیزهایی را که تحملشان کرده بودم را بیرون میریختم؛ ولی در سفر اول متوجه شدم صبر کردن یعنی پذیرش مشکلات و اینکه کمکم پیش بروی تا زمان لازم برای رسیدن تو به هر چیزی که هست طی شود و پاداش صبر تو میشود رسیدن؛ ولی در تحمل کردن چنین چیزی وجود ندارد.
مفهوم پس انداز در وادی پنجم چیست؟ چرا آقای مهندس روی این قضیه تأکید زیادی دارند؟
پس انداز یعنی بخشی از در آمد، زمان، انرژی و تواناییهای خود را برای آینده نگه داریم و بیهوده مصرف نکنیم، پس انداز باعث میشود در زمان نیاز آمادگی بیشتری داشته باشیم و با آرامش و برنامهریزی زندگی کنیم. من در هیچ زمانی از زندگیام پس انداز را بلد نبودم و کسی هم به من یاد نداده بود؛ ولی با ورود به کنگره و شنیدن صحبتهای آقای مهندس عزمم را جزم کردم و هر دفعه با پس اندازم طلا خریدم تا توانستم به خواستهای که چندسال داشتم و نمیدانستم چگونه باید برایش تلاش کنم رسیدم. من به خاطر آموزشهای کنگره تواستم بعد از یازده سال زندگی مشترک صاحب خانه بشوم و این را مدیون کنگره۶۰ هستم؛ چون هیچکس از فردای خود خبری ندارد و هیچ چیز ثابت نیست و همه چیز در حال تغییر است؛ پس باید برای فردا و فرداها تدبیر داشته باشیم.
طراح سوال و مصاحبه کننده: همسفر آسیه رهجو راهنما همسفر فرزانه (لژیون دهم)
عکاس: همسفر منیره رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
251