سومین جلسه از دور شانزدهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی بیرجند، ویژه مسافران و همسفران با استادی ایجنت محترم مسافر حامد، نگهبانی مسافر حمیدرضا و دبیری مسافر محمود با دستور جلسه «تخریب های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» پنجشنبه ۲۵ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا لازم میدانم از اعضای محترم لژیون مرزبانی که با تلاش و خدمت صادقانه، شرایط برگزاری کارگاهها و لژیونها را فراهم میکنند، صمیمانه تشکر و قدردانی کنم. تمام تلاش بر این است که فضای کارگاه و لژیونها برای سفر اعضا مهیا باشد. اگر گاهی به دلیل گرمای هوا یا محدودیت امکانات، شرایط سختتر از حد انتظار است، از همه عزیزان عذرخواهی میکنم. امیدوارم بهزودی در زمینی که متعلق به کنگره ۶۰ است و در ساختمانی که به نام کنگره خواهد بود، با امکانات مناسبتر بتوانیم جلسات را در فضایی بهتر برگزار کنیم. از راهنمای محترم، جناب آقای جواد، نیز بابت در اختیار قرار دادن این فرصت، صمیمانه سپاسگزارم. همچنین از همه اعضای لژیون پنجم که این فرصت را فراهم کردند، تشکر میکنم.
دستور جلسه امروز از دو بخش تشکیل شده است؛ بخش نخست، «تخریبهای شیشه و مواد مخدر جدید و درمان آن با متد DST» و بخش دوم، جشن اولین سال رهایی مرزبان محترم نمایندگی، آقای مجتبی است. هرچند رهایی ایشان مربوط به دو سال گذشته است، اما به دلیل شرایط پیشآمده و اتفاقاتی که در ماههای گذشته رخ داد، امکان برگزاری جشن فراهم نشد و اکنون با اخذ مجوز، این مراسم در آخرین هفته پیش از تعطیلات برگزار میشود.
در خصوص دستور جلسه، همه ما بارها شنیدهایم که مصرفکنندگان شیشه دچار رفتارهای بسیار خطرناک شدهاند؛ از آسیب رساندن به اعضای خانواده گرفته تا رفتارهای ناشی از توهم. اما این موضوع برای من از زاویه دیگری اهمیت دارد. در نمایندگی بیرجند دو همسفر داشتیم که مسافرانشان مصرفکننده شیشه بودند. این عزیزان چندین بار برای درمان اقدام کردند و در جلسات کنگره حضور یافتند، اما متأسفانه موفق به تکمیل سفر خود نشدند. در حالی که هر دو همسفر از خدمتگزاران نمایندگی بودند و با تمام وجود آرزو داشتند مسافرانشان به رهایی برسند. همین موضوع باعث شد این دستور جلسه برای من رنگ و بوی متفاوتی داشته باشد. از صمیم قلب آرزو میکنم هر جا که هستند، درمان نصیبشان شود، حضور در کنگره ۶۰ روزی آنان گردد و بتوانند زندگی خود را دوباره سامان دهند.
در یکی از جلسات مربوط به شیشه خطاب به همین دو همسفر عرض کردم که همه ما داستانهایی مانند بریدن سر همسر یا فرزند، پریدن از خودرو یا رفتارهای ناشی از توهم را درباره شیشه شنیدهایم، اما کمتر کسی از خود پرسیده است که چند نفر بر اثر خوابآلودگی ناشی از مصرف متادون، شیره یا تریاک دچار سانحه شدهاند، چند نفر جان خود یا خانوادهشان را از دست دادهاند یا چه تعداد کودک به دلیل در دسترس بودن مواد جان خود را از دست دادهاند. این موارد کمتر مورد توجه قرار گرفته است، در حالی که تخریب آنها نیز بسیار سنگین است. البته این سخنان به معنای کماهمیت جلوه دادن تخریب شیشه نیست. همانگونه که مهندس دژاکام تأکید میکنند، شیشه نه مخدر است و نه محرک، بلکه مادهای با تخریب بسیار بالاست. با این حال، شخصاً نمونههای متعددی از آسیبهای ناشی از مصرف حشیش و سایر مواد را از نزدیک دیدهام. یکی از نزدیکانم بر اثر حمله همسرش که تحت تأثیر مصرف حشیش قرار داشت، جان خود را از دست داد. بنابراین نباید تصور کرد که تنها شیشه عامل بروز چنین حوادثی است.

هدف از بیان این مطالب آن است که اگر فردی مصرفکننده شیشه است، نباید از درمان ناامید شود. در کنگره ۶۰، متد DST که توسط مهندس دژاکام طراحی شده است، درمان این ماده را نیز امکانپذیر کرده است. اگر روند درمان را با سایر مواد مقایسه کنیم، مشاهده میکنیم که فرد مصرفکننده شیشه با مقدار بسیار اندکی شربت OT سفر خود را آغاز میکند و این نشان میدهد که درمان آن کاملاً امکانپذیر است. اگر امروز فردی با مصرف شیشه وارد کنگره شود یا همسفری داشته باشد که مسافرش مصرفکننده شیشه است، نباید از مسیر درمان هراس داشته باشد. دوران خماری، خوابآلودگی و آشفتگیهای ابتدای سفر سپری خواهد شد و همانگونه که مصرفکنندگان سایر مواد این مسیر را طی میکنند، مصرفکننده شیشه نیز میتواند با موفقیت درمان شود.
اگر دوستی دارید که گرفتار مصرف شیشه یا هر ماده دیگری است، او را به کنگره ۶۰ دعوت کنید و اجازه ندهید ترس از نام این ماده، مانع آغاز درمان شود.
در بخش دوم دستور جلسه، اشاره کوتاهی نیز به مواد مخدر جدید دارم. امروزه موادی مانند هشکیک، اویل، گراس، ماریجوانا، گل، حشیش، قارچهای توهمزا (ماشروم) و مواد شیمیایی جدید، با روشهای مصرف سادهتر و پنهانتر وارد جامعه شدهاند. این مواد به گونهای طراحی شدهاند که مصرف آنها برای اطرافیان کمتر قابل تشخیص باشد، اما همین موضوع، میزان تخریب و خطر آنها را افزایش داده است. برخی از این مواد بدون بو هستند و فرد ناچار است در فاصلههای زمانی کوتاه مصرف خود را تکرار کند که همین مسئله آسیبهای فراوانی به همراه دارد.
در ادامه جشن تولد یک سال رهایی مرزبان محترم مسافر مجتبی رهجوی راهنمای محترم، مسافر حامد برگزار گردید؛

سخنان راهنمای مسافر مجتبی:
ابتدا این جشن باشکوه را به آقا مجتبی عزیز تبریک عرض میکنم. انشاءالله چنین جشنهایی در کنگره ۶۰ و نمایندگی بیرجند همواره تکرار شود و شاهد رهاییهای بیشتر و حال خوش افزونتر در میان همسفران و مسافران باشیم. شنیدم که مادر آقا مجتبی نیز امروز در جلسه حضور دارند. به ایشان، همسفر گرامیشان و راهنمایان محترمشان صمیمانه تبریک عرض میکنم. امیدوارم هر دو بزرگوار همواره پایدار و موفق باشند و در مسیر خدمت، استوار باقی بمانند. آقا مجتبی در بخشهای مختلف نمایندگی و همچنین کلینیک خدمت کردهاند. اگر امروز حال خوبی دارند و میتوانند این حس خوب را به دیگران منتقل کنند، نتیجه یک سفر موفق در کنگره ۶۰، فرمانبرداری، آموزشپذیری و خدمت صادقانه است. امیدوارم این حرکت ارزشمند در تمام ابعاد زندگی ایشان ادامه پیدا کند. همچنین این رهایی را به آقا مرتضی، برادر و مشوق محترم ایشان، و همسفر محترمشان تبریک عرض میکنم. گاهی یک انسان با عملکرد درست خود، مسیر یک خانواده، یک فامیل، یک نسل و حتی یک شهر را تغییر میدهد. همانگونه که یک نفر وارد کنگره میشود، سفر موفقی را طی میکند و رفتار و عملکردش باعث تغییر برادر، خانواده و اطرافیانش میشود. این موضوع جای قدردانی فراوان دارد و از آقا مرتضی و همسفر گرامیشان بابت این تلاش ارزشمند سپاسگزارم. نمونههای دیگری از این اتفاق را نیز در شعبه شاهد هستیم؛ افرادی که با عملکرد صحیح خود، راه را برای دیگران هموار کردهاند. اینها همه نتیجه یک سفر خوب و خدمت صادقانه است.
خوشبختانه آقا مجتبی در طول سفر اول خود نیز بسیار خوب حرکت کردند. تقریباً هیچ چالش جدیای در طول سفر با ایشان نداشتیم. هر بار که از حالشان سؤال میکردم، میگفتند: «از نظر جسمی هنوز اذیت میشوم، اما میدانم که خوب خواهم شد.» هیچگاه با وجود سختیها ناامید نشدند و همیشه به درمان ایمان داشتند و خدا را شکر که امروز نتیجه آن ایمان و صبوری را میبینیم. امروز جملهای برایم ارسال شده بود که بسیار زیبا بود و دوست دارم آن را با شما به اشتراک بگذارم: «واژهٔ صبر را نمیتوانم توضیح دهم، چون از فهم من بزرگتر است؛ اما عجله را خوب میفهمم. عجله انسان را بیقرار میکند، آرزوها را دستنیافتنی، دوست را دور، عشق را خسته و خانواده را مضطرب میکند. عجله انسان را از اصل خویش دور میسازد.» به گمان من، صبر دقیقاً نقطه مقابل عجله است. شاید اگر حقیقت صبر را درک نکرده باشیم، دستکم میتوانیم با شناخت عجله، ارزش صبر را بهتر بفهمیم. از توجه همه شما سپاسگزارم.

سخنان مسافر مجتبی:
آرزو می کنم که به زودی در نمایندگی که خودمان بنا می کنیم، حاضر باشیم و دوره جدیدی را آغاز نماییم.
خداوند را شاکرم که امروز این توفیق را نصیب من کرد تا در این جایگاه قرار بگیرم و این لحظه ارزشمند را تجربه کنم. از جناب مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان، صمیمانه سپاسگزارم که چنین بستر امن و ارزشمندی را برای درمان و رشد انسانها فراهم کردهاند. از راهنمای عزیزم، آقا حامد، که در طول سفر اول و همچنین در ادامه مسیر، با صبر، محبت و آموزشهای ارزشمندشان همواره همراه من بودند، صمیمانه تشکر میکنم. همچنین از زمانی که افتخار خدمت در جایگاه مرزبانی را پیدا کردم، ایشان همواره با راهنماییهای خود مسیر خدمت را برایم روشن کردند. از راهنمای همسفرم، نیز سپاسگزارم که با آموزشها و راهنماییهای بهموقع خود، توانستند اختلافنظرها و فاصلهای را که میان من و همسفرم وجود داشت، مدیریت کنند و به لطف خدا آن مشکلات تا حد زیادی برطرف شد. از همسفر عزیزم نیز تشکر میکنم؛ کسی که همانگونه که در کنگره ۶۰ گفته میشود، بال پرواز من در این مسیر بود و در تمام سختیها کنارم ایستاد. همچنین از دخترهای عزیزم، سپاسگزارم که با صبوری در کنار من بودند و امروز حال خوش پدرشان را میبینند. از همه دوستان، راهنماهای محترم، مرزبانان دورههای گذشته و تمامی خدمتگزاران نمایندگی بیرجند نیز قدردانی میکنم. در کنار هر یک از این عزیزان آموزشهای ارزشمندی آموختم و خود را مدیون محبت و آموزشهای آنان میدانم.
اگر بخواهم از سفر خود در کنگره ۶۰ بگویم، باید عرض کنم روزی که وارد کنگره شدم، حال بسیار خرابی داشتم. هیچ شناختی از سفر، درمان و حتی زندگی کردن نداشتم؛ زیرا سالهای زیادی در تخریب مصرف مواد بودم، اما خودم متوجه عمق این تخریب نبودم. در همان دوران، هر کاری انجام میدادم، تصور میکردم بهترین تصمیم را گرفتهام و بهترین کار را انجام دادهام؛ چون با حس و حال آلوده آن روزها، قدرت تشخیص دیگری نداشتم. تمام تصمیمهایم بر پایه منافع شخصی بود و کمتر به اطرافیان و خانوادهام توجه میکردم. در واقع در خوابی عمیق فرو رفته بودم؛ خوابی که امروز معتقدم شاید لازم بود آن را تجربه کنم تا قدر بیداری امروز را بدانم.
اوایل ورودم به کنگره، حسرت سالهای از دست رفته را میخوردم؛ اما به مرور، با آموزشها فهمیدم که آن روزهای سخت نیز بخشی از مسیر رشد من بوده است. اگر آن تاریکیها را تجربه نمیکردم، شاید امروز ارزش این روشنایی را درک نمیکردم. امروز با تمام وجود میتوانم بگویم تازه معنای واقعی زندگی کردن را فهمیدهام. سالهای زیادی در تاریکی زندگی کردم، بدون آنکه متوجه عمق تخریبها باشم. اولین باری که شیشه مصرف کردم، بدنم واکنشهای غیرطبیعی نشان داد و بعدها فهمیدم که مصرف طولانیمدت آمفتامینها چه آسیبهای جدی جسمی و روانی به انسان وارد میکند. در همان سالها، یکی از تلخترین اتفاقات زندگیام رخ داد؛ فرزندم را از دست دادم. او هیچ بیماری خاصی نداشت. یک روز دچار اسهال و استفراغ شد و همان شب از دنیا رفت. این حادثه ضربه بسیار سنگینی به من وارد کرد. با وجود این مصیبت، همچنان مصرفکننده بودم و مدام از خداوند گلایه میکردم که چرا چنین اتفاقی برای من افتاده است. در حالی که حقیقت این بود که خودم در تاریکی زندگی میکردم و قدرت دیدن واقعیتها را نداشتم. هر کار خیری هم که انجام میدادم، از روی حس سالم نبود؛ چون جهانبینی من بیمار بود. ظاهر کار شاید خوب بود، اما درون من آرامش و سلامت وجود نداشت.
روزها و ماهها به همین شکل گذشت تا اینکه تغییرات برادرم، آقا مرتضی، را پس از ورود به کنگره ۶۰ دیدم. حال خوش او برایم باورکردنی نبود. آن زمان تصور درمان برای یک مصرفکننده تقریباً غیرممکن بود. همانطور که جناب مهندس دژاکام میفرمایند، برای یک مصرفکننده، شنیدن واژه «درمان» مانند این است که به او بگویند از طبقه یازدهم ساختمانی خودش را پایین بیندازد و هیچ اتفاقی برایش نیفتد. اما چون این تغییر را در وجود برادرم با چشم خودم دیده بودم، امیدوار شدم و تصمیم گرفتم وارد کنگره ۶۰ شوم. خدا را شکر که در این مسیر قدم گذاشتم و توانستم امروز را تجربه کنم. من نیز باور دارم اگر امروز حال خوبی دارم، به دلیل قرار گرفتن در کنار انسانهای خوب و آموزشهای ارزشمند کنگره ۶۰ است. امروز حضور در این جایگاه برایم آسان نیست، بهویژه وقتی مادرم را در جلسه دیدم. واقعاً از حضور ایشان غافلگیر شدم. از مادرم تشکر میکنم و در حضور همه عزیزان به ایشان قول میدهم که همان مجتبی بمانم که امروز دوستش دارند؛ تا زمانی که کنگره ۶۰ برقرار است، خدمتگزار این مجموعه باشم و برای جبران تمام خسارتهایی که در گذشته وارد کردهام، تمام تلاشم را انجام دهم.
در پایان از همه دوستانی که امروز با حضور، تبریک، مشارکت و محبت خود باعث دلگرمی من شدند، صمیمانه تشکر میکنم. اگر امروز حال خوبی دارم، سهم بزرگی از آن متعلق به همه شماست.
سخنان راهنمای همسفرِ مسافر مجتبی:
چه زیباست که انسان، همانند رودهای خروشان و چشمههای زلال، از گذرگاههای سبز زندگی عبور کند و سرانجام به اقیانوس امید و آرامش برسد. این پیام را امروز بهخوبی میتوان در زندگی این دو عزیز مشاهده کرد؛ زیرا آنان با وجود سختیهای فراوان، مسیر درمان را با صبر و استقامت طی کردند و امروز به حال خوش رسیدهاند. این رهایی را صمیمانه به مسافر عزیز، آقا مجتبی، راهنمای محترم ایشان آقا حامد، مادر گرامی ایشان و خانواده محترمشان تبریک عرض میکنم. حضور مادر ایشان در این جشن، نشاندهنده زیبایی ثمره درمان است و امیدوارم این حال خوش همواره در زندگیشان پایدار بماند و با جبران خسارتهای گذشته، آیندهای روشنتر در انتظارشان باشد. تولد در کنگره ۶۰، تنها سالگرد رهایی از مصرف مواد نیست؛ بلکه آغاز یک زندگی دوباره، رویش امید، بازگشت لبخند به خانواده، بازگشت پدر به آغوش فرزندان و شکلگیری دوباره عشق، محبت و آرامش است. این اتفاق ارزشمند، تنها با خواست فرد، تلاش مستمر او و بستری که کنگره ۶۰ فراهم کرده است، امکانپذیر میشود.
همسفرِ آقای مجتبی علاوه بر تحمل سختیهای ناشی از اعتیاد همسفرشان، داغ از دست دادن فرزند را نیز با خود داشتند. زمانی که وارد کنگره شدند، از نظر روحی شرایط بسیار سختی داشتند و همواره اندوه و بغض همراهشان بود؛ اما به مرور، با آموزشها دریافتند که یک همسفر باید مسیر خود را نیز بهدرستی طی کند. با توکل به خداوند، صبر، آموزش و عمل به راهکارهای کنگره توانستند از آن روزهای سخت عبور کنند، تسلیم فرمان خداوند شوند و زندگی خود را دوباره بسازند. امروز بسیار خوشحالم که این دو عزیز را در چنین جایگاهی میبینم و امیدوارم سال آینده بند عشق راهنمایی را بر گردن هر دوی آنان مشاهده کنیم. ایشان در دوران خدمت نیز همواره الگویی از مسئولیتپذیری بودند. برای این دو عزیز، سلامتی، حال خوش، خدمت مستمر و روزهایی سرشار از آرامش و موفقیت آرزو میکنم.

سخنان همسفرِ مسافر مجتبی:
آرزو می کنم که همسفران بیشتری در کنگره حضور یابند و روزبه روز حال همه آنها بهتر گردد.
مسافر من پس از ده سال تخریب و مصرف انواع مواد مخدر، بهویژه شیشه و تریاک خوراکی، با داروی OT و روش DST، به راهنمایی آقا حامد، سفر خود را آغاز کرد. مدت سفر ایشان ده ماه و شانزده روز بود و اکنون بیش از دو سال است که به رهایی رسیدهاند. در ابتدا از جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان سپاسگزارم که این بستر ارزشمند را برای رسیدن ما به آرامش فراهم کردند. همچنین از راهنمای مسافرم، آقا حامد، و راهنمای عزیز خودم، صمیمانه تشکر میکنم. اگر آموزشها و حمایتهای این عزیزان نبود، یقیناً امروز در این جایگاه حضور نداشتم. از راهنمای تازهواردین خودم، نیز قدردانی میکنم؛ زیرا نخستین گامهای ورودم به کنگره با راهنمایی ایشان آغاز شد. همچنین از همه خدمتگزاران کنگره ۶۰ و نمایندگی بیرجند سپاسگزارم.
زمانی که وارد کنگره شدم، حال روحی بسیار نامناسبی داشتم. حتی شرایط من از یک مصرفکننده نیز سختتر بود. منزوی شده بودم و مدتی حتی نتوانستم وارد خانه خودم شوم. اما امروز خدا را شکر میکنم که در کنگره آموزش دیدم. مهمترین چیزی که اینجا آموختم، صبر و بخشش بود. وقتی بخشیدن را یاد گرفتم، توانستم دوباره زندگیام را ادامه دهم. اگر نمیبخشیدم، هرگز به آرامش امروز نمیرسیدم.
سخنان همسفر، مادرِ مسافر مجتبی:
در ابتدا از تمامی خدمتگزاران کنگره ۶۰ صمیمانه تشکر میکنم که چنین محیط امن و ارزشمندی را برای نجات فرزندان ما فراهم کردهاند. راستش را بخواهید، امروز نمیدانستم باید به آقا مجتبی تبریک بگویم یا از گذشته یاد کنم. روزهای بسیار سختی را پشت سر گذاشتیم؛ روزهایی که تحمل آنها برای یک مادر آسان نبود. شاید بسیاری از اوقات نمیتوانستم درد و ناراحتی خود را به زبان بیاورم، اما همیشه متوجه حال فرزندم بودم. هیچگاه او را تنها نگذاشتم و همواره در دل از خداوند میخواستم که خودش دست فرزندم را بگیرد و او را نجات دهد.تنها خواستهام از خداوند این بود که فرزندم را به من بازگرداند؛ همان فرزندی که بتواند سالم، آرام و سرافراز زندگی کند. امروز خدا را شکر میکنم که دعایم مستجاب شد و شاهد چنین روز زیبایی هستم. از دیدن حال خوب مجتبی، خانوادهاش و همه اعضای کنگره، بسیار خوشحال هستم. از همه شما، بهویژه راهنمایان، خدمتگزاران و مسئولان کنگره ۶۰ که در درمان فرزندم نقش داشتید، صمیمانه سپاسگزارم و برای تکتک شما آرزوی سلامتی، موفقیت و سربلندی دارم.




مرزبان خبری: مسافر جلیل
ضبط و تایپ: مسافر محمد لژیون چهارم
صوت: مسافر محسن لژیون سوم
عکاس: مسافر علیرضا لژیون دوم
ارسال خبر: مسافر جواد لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
94