فقط کافیست باور داشته باشیم که لذت و شادی، در داشتن چیزهای بزرگ نیست؛ آنوقت میتوانیم از هر آنچه داریم لذت ببریم.
دلم نمیخواهد از غم، درد و اندوه بگویم؛ دوست دارم از شادی و آرامش وجودم بگویم، از اینکه در کنگره چقدر آموختم؛ راه زندگیکردن، راه مقابله با مشکلات، درست دیدن، درست فکرکردن و سالم زیستن؛ اصلاً درست زندگیکردن را آموختم. یاد گرفتم سپاسگزار باشم و سلامت جسمم و داشتههایم را ببینم و بهخاطر یک زخم، یک سردرد کوچک یا هر مشکل کوچکی، ناشکری و ناله نکنم.
انسان برای زندگی به امید نیاز دارد. من بارها و بارها ناامید شدم، بارها کم آوردم و گفتم دیگر تمام است؛ اما کنگره به من محکمبودن را آموخت. من با کنگره ایمان را لمس کردم و آن را در وجودم پرورش دادم. ایمان آوردم که پشت هر درِ بستهای نوری هست و برای رسیدن به آن نور و روشنایی، باید تلاش و همت کنم و درها را یکییکی باز کنم؛ درهایی که تمامی ندارند، زیرا اگر تمامی داشتند، زندگی دیگر معنایی نداشت.
حالا در این نقطه از زندگیام، خودم را خیلی دوست دارم و به خودم میگویم: «تو، بیشتر از هر کس دیگری در جهان، لیاقت عشق و محبت خودت را داری.» امیدوارم بتوانم رهجوی فرمانبرداری باشم و از راهنمای خوبم که تمام وجودش را برای حالِ خوش ما میگذارد و با جانودل، تجربهها و آموختههایش را در اختیار ما قرار میدهد، بینهایت قدردان هستم.
با اینکه خداوند کریم است و رحیم،
گندم ندهد بار، چو جو میکاری.
نویسنده: همسفر نسرین رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر پرستو رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) دبیر اول سایت
تنظیم و ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
102