English Version
This Site Is Available In English

کوچکترین خدمت می‌تواند درس بزرگی را به ما بدهد

کوچکترین خدمت می‌تواند درس بزرگی را به ما بدهد

هر دم از این باغ، بری می‌رسد
تازه‌تر از تازه‌تری می‌رسد.


هر تولد، یک پیام از احیا شدن می‌دهد.


به مناسبت تولد دهمین سال رهایی ایجنت محترم مسافر آقای سعید و همسفر محترمشان خانم شهره مصاحبه‌ای با همسفر شهره آماده کرده‌ایم و شما را به خواندن این مصاحبه دعوت می‌کنیم:


همسفر شهره و مسافرشان آقا سعید با ۱۰ سال تخریب و آنتی‌ایکس مصرفی شیره، شیشه، تریاک و قرص وارد کنگره شده‌اند. ۱۲ ماه و ۸ روز سفر کردند با راهنمایی آقای مهدی کنعانی و خانم لیلی محمدی‌فر و رشته‌ی ورزشی والیبال و مدت رهایی ۱۰ سال و ۶ ماه.


همسفر شهره و مسافرشان از خدمتگزاران صدیق کنگره هستند و در جایگاه‌های مختلف خدمت کرده‌اند. خانم شهره دوره‌های خدمتی راهنمایی، راهنمای ویلیام و ایجنتی پارک حافظ را گذرانده‌اند و اینک در جایگاه دستیار اسیستانت آمار مشغول به خدمت هستند.


از حس و حال خودتان در این چند سال خدمت و حضور در کنگره برای ما بگویید؟

خدا را شکر بابت وجود کنگره و ممنونم از جناب آقای مهندس که اجازه خدمت به خودم را داد تا بتوانم چگونه زندگی کردن را بیاموزم و بتوانم در کنگره بمانم و بهترین حس‌ها را تجربه کنم، شکر.


اگر بخواهید پیامی به تازه‌واردین و سفر اولی‌ها بدهید چه می‌گویید؟

افراد زیادی را دیدم در کنگره که آمدند و رفتند؛ ولی کسانی به درمان و حال خوش رسیدند که به فرمان راهنما گوش دادند، سی‌دی نوشتند و خدمتگزار بودند. هیچ‌وقت نباید ناامید شد و باید با تمام وجود برای خواسته خود جنگید.


حضور همسفر چه تأثیری در سفر مسافر دارد؟

حضور همسفر برای خودش مفید است. مسافر دارو می‌گیرد، تحت درمان است و راهنما جدا به او آموزش می‌دهد. من همسفر اگر به کنگره می‌آیم، اول به واسطه‌ی مسافری که دارم اجازه ورود داده می‌شود؛ ولی در ادامه باید برای حال خودم و تخریب‌هایی که دارم قدم بردارم و در پی تعادل خودم باشم و آن‌وقت است که مسافرم هم در مسیر درمان بهتر حرکت می‌کند و هر دو به نتیجه‌ای که خودمان می‌خواهیم، در کنگره می‌رسیم.


چه چیزی شما را در کنگره ماندگار کرده است؟

حس و انرژی که از خدمت‌ها می‌گرفتم، مرا ترغیب می‌کرد که بمانم و خدمت کنم. اینکه به جایگاه بالاتر بروم؛ نه! به نظر من خدمت بالا و پایین ندارد، همه در یک راستا است و هدف یکی است. کوچک‌ترین خدمت می‌تواند درس بزرگی را به ما بدهد.
کنگره مرا پذیرفت و اجازه داد بمانم. چه من باشم، چه نباشم، کنگره به راه خود ادامه می‌دهد. این من هستم که تا همیشه و تا وقتی زنده هستم، نیاز به درس گرفتن و آموزش دارم.


چرا در کنگره به آموزش مستمر و خدمت کردن تأکید می‌شود؟

در هر خدمت، آموزشی نهفته است. یادم می‌آید راهنمایم اولین بار که خدمت مهمانداری را گرفته بودم، به من گفت: با هر بار خدمت باید درسی را بیاموزی و ساده از هر چیز نگذری و بهتر ببینی تا درسی که در آن خدمت است را دریافت کنی؛ پس چشم دل را باز کن.


بزرگترین کمک کنگره به شما چیست؟

درمان اعتیاد مسافرم. هیچ‌وقت یادم نمی‌رود که با چه حالی وارد کنگره شدیم و همسرم مصرف تریاک و شیشه داشت و بزرگترین کمک، درمان بود.


به نظر شما تفاوت میان حضور در کنگره و خدمت در کنگره چیست؟

من وقتی وارد کنگره شدم، هیچ امیدی نداشتم که کسی که مصرف‌کننده است، روزی دیگر خواب مواد کشیدن را هم نبیند. آمده بودم که بروم؛ ولی حس کردم که کنگره مانند کشتی است که همه بر آن سوار هستیم و در حال حرکت است و افراد زیادی خدمت می‌کنند و در آن کشتی کار می‌کنند تا کشتی حرکت کند.
من نمی‌توانم همین‌طور بی‌تفاوت باشم و بگویم به من ربطی ندارد، بقیه کار می‌کنند و من استفاده کنم و اگر کشتی سوراخ شد، مهم نیست؛ پس شروع به حرکت کردم و خواستم در این مسیر به خودم خدمت کنم تا بهتر حرکت کنیم.

دلیل موفقیت در درمان و پایداری مسافرتان در کنگره را در چه چیزی می‌بینید؟

گوش به فرمان بودن راهنما و احترام و ارزشی که قائل بود به جایگاه‌ها و سی‌دی نوشتن، مسافرم را ماندگار کرد.


یک خاطره از دوران سفر اول خودتان یا مسافرتان را، اگر در خاطرتان هست، برایمان بفرمایید؟

دو ماهی بود که عروسی کرده بودیم و متوجه اعتیاد مسافرم شدم. چون پدرم مصرف‌کننده بود؛ احساس کردم که از چاله درآمدم و به چاه افتادم.
روز اولی که مسافرم مرا با خود به کنگره آورد، جلوی در شعبه‌ی حر از ماشین پیاده شدم و فرار کردم و تا خانه دویدم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم اینجا انقدر برایم شیرین باشد که بتوانم ۱۰ سال بیایم و بروم. خداراشکر.

با توجه به اینکه شما سفر ویلیام هم انجام داده‌اید، آیا سفر ویلیام در کیفیت زندگی شما تأثیر مثبتی داشته است؟

صددرصد، سفر ویلیامم مرا در این راه ماندگار کرده است. گفتم که همسفر وقتی وارد کنگره می‌شود، باید بداند برای چه آمده و به دنبال تخریب‌ها و ضدارزش‌هایی باشد که او را از تعادل خارج کرده و در پی حل آن‌ها باشد.
من تجسس می‌کردم، غیبت می‌کردم، دروغ می‌گفتم و... قلیان و سیگار هم مصرف می‌کردم و فکر می‌کردم این یک تفریح است؛ ولی کنگره مرا بیدار کرد.
وارد لژیون ویلیام خانم جلالی در پارک طالقانی شدم و از همان موقع مسیر من تغییر کرد. خدا را شکر نزدیک ۹ سال است که از نیکوتین رها شدم.


برای سخن پایانی، هر آنچه که لازم است را بفرمایید؟

خدا به آقای مهندس و خانواده‌شان، دیده‌بانان و اسیستانت‌ها قوت بدهد تا در راهی که قدم برمی‌دارند و خدمت می‌کنند، پایدار باشند.
خدا را شکر بابت کنگره و آموزش‌هایی که آقای مهندس برای ما دارند.
ممنون از شما خانم رباب عزیز، خدا قوت.

بنده و اعضای سایت نمایندگی رودکی هم این تولد را به همسفر خانم شهره و مسافر محترمشان، آقا سعید، تبریک و شادباش می‌گوییم و خواستار بهترین‌ها برایشان هستیم. همچنین قدردان زحمات و خدماتشان برای نمایندگی رودکی هستیم.
ممنونم از خانم شهره بابت زمانی که در اختیار ما گذاشته‌اند.


مصاحبه‌گر: همسفر رباب رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون یازدهم)
عکاس: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر اعظم(لژیون دهم)
ویرایش، تنظیم و ارسال مطلب: همسفر مهدیه نگهبان سایت رهجوی راهنما همسفر فریبا(لژیون سوم)
همسفران نمایندگی رودکی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .