English Version
This Site Is Available In English

مشارکت مکتوب از مسافر سعید لژیون یازدهم

مشارکت مکتوب از مسافر سعید لژیون یازدهم

سلام دوستان سعید هستم مسافر
برداشت من از 3 سی‌دی جبر و اختیار این بود که درست است که زندگی ما بر مبنای خواست،تقدیر و فرمان الهی رقم می‌خورد اما وقتی بهتر به زندگی و به این سه مورد نگاه کنیم و به تعقل می نشینیم می‌بینیم که هم خواست و هم فرمان و هم تقدیر هر سه در اصل به اختیار ما است که دارد انجام می‌گیرد،خواست که مشخصاً همه می‌دانیم که به اختیار خود ما انجام می‌گیرد اما تقدیر،تقدیر به نظر من همان اختیاریست که من در گذشته داشتم و الان برای خودم تبدیلش کرده‌ام به جبر؛این شاید برای ما درکش یک مقدار مشکل باشد ولی وقتی که خوب بنگریم متوجه می‌شویم که همین گونه است حالا من یک مثال می‌زنم تا بهتر متوجه شویم وقتی که من هر شب مسواک نزنم و برادر من هر شب مسواک بزند می‌بینم که بعد از مدتی دندان‌های من خراب شده است ولی دندان‌های برادرم همگی سالم و خوب مانده است، در اینجا من بین خودم و برادرم نمی‌گویم که چرا من،چرا برای من این اتفاق افتاده چرا دندان‌های من خراب شده و چرا دندان‌های برادرم خراب نشده؟ چون خودم خوب می‌دانم که من مسواک نزدم و برادرم مسواک زد این را خوب درک می‌کنیم چون در جلوی چشم ماست و ما می‌بینیم که اشکال همین جا به وجود می‌آید؛جناب آقای مهندس در سی دی چشم سر گفتند که متاسفانه ما هر چیزی را که با چشم سر می‌بینیم باور می‌کنیم،تقدیر اینکه دندان‌های من خراب بشود و دندان‌های برادرم خوب و سالم بماند را چه کسی رقم زده است؟ آیا غیر از این است که من رقم زده‌ام به اختیار خودم؟ دقیقاً به همین شکل من تقدیر خودم را رقم زده‌ام تا در این خانواده باشم تا در این کشور باشم یا در این وضعیت مالی و در این وضعیت بدنی و....فقط تفاوت در اینجاست که من علت این تقدیر را نمی‌بینم و درکش نمی‌کنم و فقط معلول را می‌بینم و قضاوت می‌کنم و می‌گویم چرا من و این عدالت نیست همانطور که جناب آقای مهندس گفتند ما مانند یک سلول در جسم هستیم، در این جهان،چه باور بکنیم و چه باور نکنیم این‌ها همه به اختیار ما شکل گرفته و شاید ما ندانیم همانگونه که یک سلول نمی‌داند که چگونه انسان تولید مثل می‌کند و چگونه مغز کار می‌کند؛شاید پذیرفتنش برای ما غیر ممکن به نظر بیاید اما نپذیرفتنش به مراتب برای ما زیان‌های بسیاری دارد ما می‌توانیم بگوییم که نه من این تقدیر را رقم نزده‌ام و نپذیریم، این چه دردی از ما دوا می‌کند؟ غیر از این است که ناامیدی بیشتری به سراغ ما می‌آید؟ غیر از این است که ما مسئولیت کار خود را نمی‌پذیریم و متوجه اشتباهات خود نمی‌شویم و در نتیجه وقتی متوجه اشتباهات خودمان نشویم نمی‌توانیم آنها را اصلاح کنیم؟ و باز هم تقدیری بدتر رقم می‌خورد، یا آنکه می‌توانیم بپذیریم و بگوییم جلوی ضرر را هر کجا که بگیریم منفعت است ما راهی را در گذشته آمدیم که نمی‌دانستیم  باز به این نقطه می‌رسیم،همچون یک دایره،از زمانی که راه رفتن به ما عطا شد در این مسیر قدم گذاشتیم و اول جاده پوست موزی که خورده بودیم را به پشت سر خود پرت کردیم،چاله کندیم،چاه کندیم و خار در این جاده پخش کردیم تا به پای دیگران برود هرچه خوردیم زباله‌هایش را در این جاده پراکنده کردیم،از میوه‌هایی که در کنار این جاده روییده بود، زیاد خوردیم و اسراف کردیم گل‌ها را از ساقه کندیم و آنها را آتش زدیم، گویی که در پشت سر ما دشمن ما می‌خواهد از این جاده بگذرد رودخانه‌ را گل آلود کردیم و... و کسانی همسفران ما در این جاده بودند که ما را تشویق به این کارها می‌کردند و البته بودند کسانی که به ما می‌گفتند این کارهای ضد ارزشی را انجام ندهید زیرا تمام این کارها به خود شما باز می‌گردد آب را آلوده نکنید شاید شخصیت دیگری به این آب احتیاج داشته باشد به ما می‌گفتند همینطور که در این جاده می‌رویم به شکرانه اینکه خداوند این جاده را برای شما قرار داده.
این جاده را جارو کنید زباله‌هایش را جمع کنید و آن را پاکیزه نگه دارید و به گل‌هایش برسید از میوه‌های درختانش اندازه نیازتان مصرف کنید و اسراف نکنید و ما به آنها می‌خندیدیم و می‌گفتیم هیچکس دیگر از این جاده گذر نمی‌کند یا اینکه گذر کند اصلاً به ما چه ربطی دارد که این جاده و داستان‌هایش طولانی است و مطلب من هم دیگر زیاد از حد طولانی شد؛ختم کلام اینکه روزی به همان نقطه رسیدیم که شروع کرده بودیم اما حافظه ما در آن نقطه پاک شد باز پا به این جاده گذاشتیم در ابتدای جاده پایمان روی پوست موزی رفت و با پشت سر به زمین آمدیم وقتی که از درد سر خود را گرفته بودیم نگاه می‌کردیم به شخصی که هیچ مشکلی ندارد و در آن طرف جاده حرکت می‌کند جاده بسیار تمیز و آراسته است و به شخص دیگر نگاه کردیم و دیدیم که  او در پایش میخی فرو رفته و فریاد می کشد،نمی‌دانستیم که خدا را شکر کنیم که به پای ما میخ فرو نرفته یا گِله و شکایت کنیم که چرا جاده ما همانند جاده آن شخص کناری تمیز و آراسته نیست و این تازه شروع جاده بود....و این بود تقدیر و اما فرمان حال شما خودتان قضاوت کنید فرمان برای همه ی این آدمها هر کدام در جاده خوشان باید به یک شکل صادر شود؟

به قلم مسافر سعید لژیون 11
تنظیم و ارسال: مسافر مهدی لژیون 17

نمایندگی میرداماد اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .