English Version
This Site Is Available In English

بخشش، گشاینده درهای بسته

بخشش، گشاینده درهای بسته

دوازدهمین جلسه از دوره هفتم لژیون سردار با استادی راهنمای محترم مسافر بهنام، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر رسول با دستور جلسه «تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن به روش DST »در روز چهارشنبه مورخ 24 تیرماه سال ۱۴۰۵ ساعت 16:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، بهنام هستم یک مسافر.

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر این توفیق نصیبم شد تا در جایگاه استادی لژیون سردار خدمت کنم. از تمام عزیزانی که مرا به نمایندگی شادآباد دعوت کردند بسیار سپاسگزارم. از آنجا که سفر اول خود را در این نمایندگی به انجام رسانده‌ام، همواره حس ویژه‌ای نسبت به آن داشته‌ام.

در خصوص دستور جلسه، شاید برخی بپرسند که مبحث شیشه چه ارتباطی با لژیون سردار دارد؟ اما هر کس هر نوع ماده‌ای مصرف کند—خواه شیشه، قرص یا هر ماده دیگر—وارد سرزمین اعتیاد می‌شود و در نتیجه، وارد سرزمین بی‌اعتمادی دیگران به خود می‌گردد و رنج‌ها و مصائب بسیاری را در زندگی تجربه می‌کند. بزرگ‌ترین دردی که یک مصرف‌کننده مواد مخدر به‌ویژه مصرف‌کننده شیشه، می‌تواند داشته باشد ناتوانی در یافتن راه درمان است. هر کاری می‌کند تا خود را از این دام نجات دهد، اما موفق نمی‌شود. تنها مکانی که امروزه ما می‌شناسیم و می‌تواند اعتیاد را به هر نوعی که باشد، به درستی درمان کند، کنگره ۶۰ است.

آقای مهندس می‌فرمایند: چه بسیار خانواده‌ها و جوانانی که به علت بیماری اعتیاد در حال نابودی هستند. ما با کمک‌های خود در لژیون سردار، می‌توانیم به پیشبرد اهداف کنگره ۶۰ یاری رسانیم تا این افراد بتوانند به کنگره بیایند و درمان شوند. همه می‌دانیم که کنگره ۶۰ از هیچ نهاد یا ارگان دولتی کمکی دریافت نمی‌کند؛ تمام امکانات و هزینه‌های کنگره، از کمک‌های داوطلبانه اعضای آن تأمین می‌شود.

من همواره گفته‌ام که اگر در سفر اول به کنگره آمدید و بر روی این صندلی نشستید و حسی در شما شکل گرفت که باید یا راهنما شوید، یا راهنمای تازه‌واردین، یا در زمینه مالی کمک کنید، حتماً در جهت آن حس قدم بردارید؛ زیرا اگر چنین نکنید قطعاً زیان خواهید دید.

روزی که آقای چراغی اعلام پهلوانی کردند و اجازه را از آقای مهندس دریافت نمودند، این حس در من به وجود آمد که چرا من هم روزی پهلوان نشوم؟ از همان لحظه، حرکت را آغاز کردم. حدود یک ماه بعد، اجازه پهلوانی را از آقای مهندس گرفتم و به لطف خدا، در همان بار اول آقای مهندس با درخواست بنده موافقت کردند.

روزی دیگر در لژیون این حس در من پدید آمد که چرا من نیز راهنما نشوم و نتوانم به انسانی درمانده همچون خودم، کمک کنم؟ از همانجا شروع به حرکت کردم؛ ابتدا راهنمای تازه‌واردین شدم و سپس در مرحله بعد، راهنمای DSD قبول شدم. زمانی دیگر، حس جایگاه نشانی در بی‌نشانی در من شکل گرفت و احساس کردم که می‌توانم در آن جهت حرکت کنم و این کار را نیز به لطف خدا به انجام رساندم.

آقای مهندس راهی را در کنگره ۶۰ برای ما گشودند که بتوانیم تعهدات مالی خود را به صورت اقساطی پرداخت کنیم. بدهی در کنگره ۶۰ با بیرون بسیار متفاوت است؛ اگر با خلوص نیت اقدام کنید، خداوند نیز یاری‌تان خواهد کرد. اگر آن عشق و محبت در درونتان شکل گرفته باشد، مطمئن باشید که در هر شرایطی می‌توانید به تعهد خود عمل کنید.

آقای مهندس همواره می‌فرمایند: «راهنما باید کاری را از رهجو بخواهد که خود توانایی انجام آن را داشته باشد». من چون این مسیر را پیموده‌ام از شما می‌خواهم این کار را انجام دهید و اگر همین امروز اقدام کنید و ترس را کنار بگذارید، مطمئن باشید که می‌توانید این کار را انجام دهید.

بسیاری از افراد، حتی برای پرداخت مبلغ شش میلیون تومانی عضویت در لژیون سردار، دچار ترس می‌شوند این احساسی کاملاً طبیعی است، زیرا نیروی منفی همین را می‌خواهد. تمام آنچه باید در کنگره درک کنیم، این است که نیروی منفی همواره در کنار ماست و تحت هر شرایطی می‌خواهد ما را از انجام کارهای درست بازدارد؛ فرقی ندارد که عضویت در لژیون سردار باشد، یا انجام سفر، یا هر کار دیگری.

نیروی منفی ابتدا این حس را در من ایجاد می‌کرد که مبلغ شصت میلیون تومان را پرداخت کنی، چه می‌شود؟ اما اگر واقعاً بخواهید، راه‌ها به‌گونه‌ای برایتان گشوده می‌شود که بعدها وقتی به آن می‌نگرید، خودتان متعجب خواهید شد.

راستش را بخواهید، نخستین باری که برای پرداخت یک میلیارد تومان رفتم، دلم صاف نبود و آقای مهندس با هوشیاری تمام متوجه این موضوع شدند و به من اجازه ندادند. پس از یک ماه، بسیار با خودم کلنجار رفتم و دلم را کاملاً صاف کردم. در دومین بار که خدمت ایشان رسیدم، اجازه را دریافت کردم و در کمتر از شش ماه، یک میلیارد تومان را به راحتی پرداخت نمودم.

من میلیاردر نیستم و شغل آنچنانی هم ندارم، اما دوست داشتم برای کنگره قدمی بردارم. این قدم‌ها را بردارید و هرگز از برداشتن آنها نترسید. بخشش، درهای بسیاری را در زندگی به روی شما می‌گشاید که اصلاً قابل توصیف نیست. تنها کسانی می‌توانند درباره این موضوع سخن بگویند که خود این مسیر را پیموده و این اتفاقات را تجربه کرده‌اند.

امیدوارم لژیون سردار شعبه شادآباد روزبه‌روز گام‌های بلندتری بردارد و شاهد دریافت شال‌های پهلوانی بیشتری در این شعبه باشیم. برای همه شما عزیزان آرزوی موفقیت دارم.

از توجه شما به سخنانم سپاسگزارم.

تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .