English Version
This Site Is Available In English

شیشه درست مانند سیگار از سد خونی مغز عبور می‌کند

شیشه درست مانند سیگار از سد خونی مغز عبور می‌کند

سومین جلسه از دوره چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه همسفران نمایندگی لواسان با استادی راهنمای ویلیام همسفر ملیکا،نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر کبری با دستور جلسه"تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن به روش DST" روز سه‌شنبه ۱۴۰۵/۴/۲۳ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به‌کار نمود.

در ابتدا از نگهبان جلسه تشکر می‌کنم که به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم. امروز اولین جلسه‌ای است که این شال زیبا را دور گردنم انداخته‌ام و سرشار از ذوق و حس خوب هستم. این حس را هزاران بار مدیون آقای مهندس دژاکام و پس از ایشان، خانم شادی عزیزم هستم که در این مسیر عاشقانه و خالصانه به من کمک کردند. اگر حمایت و همراهی آن‌ها نبود، فکر نمی‌کنم می‌توانستم این شال را دریافت کنم. امیدوارم بتوانم قدردان این جایگاه و این شال باشم.

در مورد دستور جلسه، یعنی تخریب شیشه، مخدرهای جدید و درمان به روش DST، می‌خواهم صحبت کنم.به‌طور کلی، شیشه حالتی کریستالی دارد و از دانه‌های ریز و شفاف تشکیل شده است. زمانی که برای افزایش آگاهی خودم می‌خواستم درباره مواد مخدر اطلاعات کسب کنم، با نوعی گارد و مقاومت از سوی اطرافیان مواجه می‌شدم و به من می‌گفتند: «برای چه می‌خواهی در این مورد بدانی؟»

اما به نظر من، امروز همه باید بدانند که مواد مخدر چیست، چه اتفاقاتی برای انسان رقم می‌زند و به چه شکلی عمل می‌کند. این موضوع برای من بسیار جالب بود و اولین چیزی که توجهم را جلب کرد، ظاهر شیشه بود که بعداً متوجه شدم دلیل آن چه بوده است.

شیشه حاوی آمفتامین است و تخریب بسیار بالایی دارد. ابتدا در اروپا و آمریکا رواج پیدا کرد و سپس وارد کشورهای دیگر شد. اینکه می‌گویند شیشه خطرناک است، به این دلیل است که خاصیت توهم‌زایی بسیار زیادی دارد. فردی که شیشه مصرف می‌کند، خودش را داناتر از همه می‌داند و حرف هیچ‌کس را قبول ندارد.

یکی از بستگان ما مصرف‌کننده شیشه بود و من رفتارهای او را از نزدیک مشاهده می‌کردم. ایشان ابتدا تریاک مصرف می‌کرد، اما زمانی که مصرف شیشه را آغاز کرد، جسمش دچار تخریب بسیار شدیدی شد. روانش نیز آسیب فراوانی دیده بود؛ دچار توهم شده بود، نسبت به خانواده و اطرافیان بدبین بود، به هیچ‌کس اعتماد نداشت و همیشه می‌گفت همه اشتباه می‌کنند و فقط خودش درست می‌گوید.

روزی عمه‌ام با من تماس گرفت و گفت که این فرد با یک آجر بالای سرش ایستاده و قصد دارد او را بکشد. آن لحظه هنوز متوجه عمق فاجعه نبودم، اما وقتی از نزدیک با شرایط روبه‌رو شدم، فهمیدم که اوضاع تا چه اندازه وحشتناک است و واقعاً این رفتارها از اختیار خودش خارج شده بود.

در آن زمان با کنگره آشنایی نداشتیم و با کمپ تماس گرفتیم. استرس زیادی داشتیم که چه زمانی می‌رسند و چگونه می‌خواهند او را با خود ببرند. با سختی فراوان او را سوار ماشین کردند و اولین جمله‌ای که به ما گفتند این بود که: «شیشه درمان ندارد.»عمه‌ام هم گفت: «اشکالی ندارد، فقط این شخص اینجا نباشد تا جان ما در امان باشد؛ بقیه‌اش مهم نیست.»

آن زمان هیچ شناختی از کنگره و مثلث درمان نداشتیم. ایشان پنج سال در کمپ بودند و بارها دچار سقوط آزاد شدند. از نگاه آن‌ها درست می‌گفتند که درمان ندارد، چون هر بار که من ایشان را می‌دیدم، هیچ تفاوتی با گذشته نکرده بود. حتی دیگر مرا هم نمی‌شناخت.اما زمانی که وارد کنگره شدم، متوجه شدم که شیشه هم درمان می‌شود و درمان‌ناپذیر بودن آن مربوط به خارج از کنگره است.

شیشه، درست مانند سیگار که خودم آن را تجربه کردم، از سد خونی مغز عبور می‌کند. در پرانتز عرض کنم که سد خونی مغز از لایه‌های چربی به‌هم‌پیوسته تشکیل شده و مانند یک محافظ دور مغز قرار گرفته است تا از ورود بسیاری از مواد جلوگیری کند. اما وقتی این مواد از سد خونی مغز عبور می‌کنند، انسان دچار بی‌تعادلی می‌شود.

همیشه از بیرون با خودم فکر می‌کردم که چرا انسان باید ماده‌ای مصرف کند که تعادلش را از بین ببرد و بعد از خودش بپرسد: «من چه کاری انجام دادم؟» اما وقتی انسان در عمق ماجرا قرار می‌گیرد، متوجه این موضوع نیست. عبور این مواد از سد خونی مغز ممکن است ساعت‌ها طول بکشد و سپس فرد را از تعادل خارج کند. در مورد سیگار، این حالت شاید حدود نیم ساعت طول بکشد و احساس آرامش کوتاهی ایجاد کند و بعد از بین برود.

مواد مخدر به‌آرامی وارد بدن می‌شوند. من هم زمانی که مصرف سیگار را شروع کردم، از همان ابتدا روزی ده نخ نمی‌کشیدم. در مورد شیشه نیز همین‌طور است؛ معمولاً فرد از روز اول با مصرف یک ماده سنگین شروع نمی‌کند و ممکن است ابتدا با تریاک آغاز کرده باشد.

من هم مصرف سیگار را به‌تدریج شروع کردم؛ ابتدا هفته‌ای یک نخ، بعد هفته‌ای پنج نخ، سپس روزی سه نخ تا جایی که به روزی یک پاکت رسید. آن زمان احساس می‌کردم آرامشی که سیگار به من می‌دهد، بهترین حس دنیا است.

اما چرا روش DST باعث رسیدن به رهایی می‌شود؟ چون مواد به‌آرامی از بدن خارج می‌شوند و هم‌زمان فرآیند جایگزینی نیز انجام می‌شود. همین موضوع باعث می‌شود انسان به درمان و رهایی واقعی برسد.

در اطرافیان من کسانی هستند که مصرف سیگار دارند زمانی که من را می‌بینند از من می‌پرسند،واقعا نمی‌خواهی سیگار بکشی؟و من هیچ حسی به آن ندارم، زمانی میتوان گفت به رهایی رسیدید که آنچه را مصرف می‌کردید را جلوی شما مصرف کنند،شما نه به هم بریزید و نه هیجان داشته باشید، هیچ حسی نباید داشته باشید و باید طوری از کنار آن بگذرید که انگار وجود نداشته است. ممنون که به صحبت های من گوش دادید و خداروشکر که توانستم با وجود کنگره و آقای مهندس به درمان برسم و حال خوش را تجربه کنم و امیدوارم کسانی که در حال مصرف سیگار و قلیان هستند بتوانند سفرشان را انجام دهند، من کنار شما هستم.


                                  تقدیر از اعضای لژیون سردار

                                تقدیر از نگهبان و دبیر دوره قبل

                                       رهایی ۳۰سی‌دی و ۴۰سی‌دی

 

ویرایش و ارسال:همسفر بهاره مرزبان خبری

عکس:همسفر عهدیه رهجوی همسفر شادی(لژیون اول)

تایپ:همسفر ماهک رهجوی همسفر شادی(لژیون اول) 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .